افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی - افعال برای شیطنت

در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به شیطنت اشاره دارند مانند "prank"، "tease" و "joke" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی
to kid [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: He kidded his sister , saying he ’d eaten all her favorite snacks .

او با خواهرش شوخی کرد، گفت که همه تنقلات مورد علاقه‌اش را خورده است.

to joke [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: He joked about the long meeting to lighten the mood .

او در مورد جلسه طولانی شوخی کرد تا جو را سبک کند.

to tease [فعل]
اجرا کردن

سر به سر کسی گذاشتن

Ex: Friends may tease one another with good-natured humor during social gatherings .

دوستان می‌توانند در گردهمایی‌های اجتماعی با شوخ‌طبعی خوش‌خیم یکدیگر را مسخره کنند.

to prank [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: Last week , they successfully pranked their unsuspecting roommate .

هفته گذشته، آنها با موفقیت شوخی کردند با همخانه بی‌خبرشان.

to mock [فعل]
اجرا کردن

تقلید کردن

Ex: She mocked his walk , exaggerating every step .

او راه رفتن او را مسخره کرد، هر قدم را اغراق آمیز نشان داد.

to ridicule [فعل]
اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: If the idea is rejected , some may ridicule the innovator .

اگر ایده رد شود، برخی ممکن است نوآور را مسخره کنند.

to fool [فعل]
اجرا کردن

فریب دادن

Ex: They fooled the crowd with a fake announcement , causing confusion and excitement .

آنها با یک اعلامیه جعلی جمعیت را فریب دادند، که باعث سردرگمی و هیجان شد.

to hoax [فعل]
اجرا کردن

فریب دادن

Ex: Be cautious of websites that hoax users into believing false information for entertainment or malicious purposes .

مراقب وب‌سایت‌هایی باشید که کاربران را فریب می‌دهند تا برای سرگرمی یا اهداف مخرب، اطلاعات نادرست را باور کنند.

to banter [فعل]
اجرا کردن

سر به سر گذاشتن

Ex: Couples who shared a playful relationship often bantered , creating a sense of camaraderie and connection .

زوج‌هایی که رابطه‌ای شوخ‌طبعانه داشتند اغلب شوخی می‌کردند، که حس رفاقت و ارتباط ایجاد می‌کرد.

to rib [فعل]
اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: She could n't help but rib her colleague about his embarrassing typo in the email .

او نتوانست از شوخی کردن با همکارش دربارهٔ اشتباه تایپی خجالت‌آور در ایمیل خودداری کند.

اجرا کردن

شوخی کردن با

Ex: I do n't mean to upset you ; I was just messing with you when I made that comment .

قصد ناراحت کردن تو را ندارم؛ فقط با تو شوخی می‌کردم وقتی آن نظر را دادم.

to jest [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: He jested with his siblings , pretending he had forgotten their plans .

او با خواهر و برادرهایش شوخی می‌کرد، وانمود می‌کرد که برنامه‌هایشان را فراموش کرده است.

to punk [فعل]
اجرا کردن

فریب دادن

Ex:

برنامه تلویزیونی با تنظیم شوخی‌های عملی پیچیده، افراد مشهور را فریب داد.

to razz [فعل]
اجرا کردن

مسخره کردن

Ex: She razzed her friend for tripping over his own feet , but it was all in good fun .

او دوستش را به خاطر اینکه روی پاهای خودش گیر کرد مسخره کرد، اما همه چیز به شوخی بود.

to jape [فعل]
اجرا کردن

شوخی کردن

Ex: She japed with her coworkers during lunch breaks , fostering a positive work environment .

او در زمان استراحت ناهار با همکارانش شوخی می‌کرد، که محیط کاری مثبتی را تقویت می‌کرد.