با سر و دست اشاره کردن
به عنوان نشانهای از احترام، او با یک تعظیم کوچک هنگام سلام دادن به بزرگان ژست گرفت.
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به زبان بدن و اعمال محبت مانند "حرکت"، "چشمک" و "نوازش" اشاره دارند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با سر و دست اشاره کردن
به عنوان نشانهای از احترام، او با یک تعظیم کوچک هنگام سلام دادن به بزرگان ژست گرفت.
سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)
او سر تکان داد به نشانه موافقت با گفته اش.
تکان خوردن (از ترس یا تعجب)
در حین بازی، کودک هر بار که توپ نزدیک میشد میترسید.
بیقرار بودن
سگ از هیجان ول خورد در حالی که صاحبش با قلاده برای پیادهروی نزدیک میشد.
یکه خوردن
فکر صحبت در جمع باعث میشود او به خود بلرزد، زیرا همیشه خجالتی بوده است.
به کسی زدن
در طول کنسرت، طرفداران مشتاق هر بار که آهنگ مورد علاقهشان شروع به پخش میکرد، یکدیگر را به آرامی هل میدادند.
دست را تکان دادن
در فرودگاه شلوغ، او دست تکان داد تا توجه همسفرش را جلب کند.
اخم کردن
با شنیدن خبر بد، او نتوانست از اخم کردن با ناامیدی خودداری کند.
شانه بالا انداختن
در مواجهه با تصمیم دشوار، او شانه بالا انداخت و اعتراف کرد که نمیداند کدام گزینه را انتخاب کند.
وول خوردن
با احساس قلقلک پر، او نمیتوانست از لول خوردن از خنده خودداری کند.
آویزان کردن لب و لوچه
دیدن اسباببازی شکسته، پسر کوچک شروع به لبانداختن کرد.
چهره درهم کشیدن
کودک از درد چهره در هم کشید در حالی که پزشک بازوی آسیب دیده او را معاینه میکرد.
بوسیدن
دیشب، آنها زیر ستارهها در ساحل بوسیدند.
بوسه سبک و سریع زدن
او خم شد تا پیش از خواب بوسهای سریع بر پیشانی کودکش بزند.
کسی را با علاقه بوسیدن
با احساسی رمانتیک، او در طول پیادهروی زیر نور ماه به نرمی بوسیدش.
کسی را با اشتیاق بوسیدن
تازه عروس و داماد لحظهای ناز را با بوسههای پرشور روی زمین رقص تقسیم کردند.
کسی را بغل کردن یا بوسیدن
عاشقان بعد از ظهر را زیر سایه درخت در نوازش و بوسیدن یکدیگر گذراندند.
بغل کردن
در زمانهای غم، دوستان اغلب با در آغوش گرفتن یکدیگر تسلی مییابند.
در آغوش کشیدن
او نتوانست وقتی از سر کار به خانه بازگشت، سگ خانگی خود را با محبت در آغوش نکشد.
در آغوش گرفتن
زوج از در آغوش گرفتن هم زیر یک پتو گرم در شبهای سرد زمستانی لذت میبرند.
در آغوش گرفتن
او به آرامی او را در آغوش گرفت، در زمان نیازش به او آرامش داد.
نوازش کردن
در حالی که او خواب بود، او سرش را روی شانهاش گرفت.
نوازش کردن
به عنوان یک حرکت تسلی بخش، او موهای کودک را نوازش کرد.
نوازش کردن
صاحب حیوان خانگی گوشهای گربه را نوازش کرد و با لمسهای ملایم آن را آرام کرد.
کسی را عاشقانه بوسیدن
در سالگردشان، آنها به طور رمانتیک زیر نور شمع بوسیدند.