افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی - افعال برای زبان بدن و اعمال محبت
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به زبان بدن و اعمال محبت مانند "حرکت"، "چشمک" و "نوازش" اشاره دارند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to express a meaning with a movement of the hands, face, head, etc.

با سر و دست اشاره کردن
معلم اشاره کرد تا دانشآموزان قبل از شروع درس ساکت شوند.
to move one's head up and down as a sign of agreement, understanding, or greeting

سر تکان دادن (به نشانه تأیید و موافقت)
معلم با تایید به پاسخ دانش آموز سر تکان داد.
to make a quick and involuntary movement in response to a surprise, pain, or fear

تکان خوردن (از ترس یا تعجب)
در حال حاضر، او در حال تماشای فیلم ترسناک میلرزد.
to make small, restless movements or gestures due to nervousness or impatience

بیقرار بودن, آرام نگرفتن
او در طول جلسه با خودکارش ور میرفت، قادر به تمرکز روی بحث نبود.
to draw back involuntarily, often in response to fear, pain, embarrassment, or discomfort

یکه خوردن, (خود را) عقب کشیدن
او نتوانست از لرزیدن خودداری کند وقتی صحنه وحشتناک فیلم ترسناک را دید.
to gently push or prod someone or something, often to get attention or suggest a course of action

به کسی زدن
در حال حاضر، او به آرامی همکارش را هل میدهد تا به جزئیات جالبی در ارائه اشاره کند.
to raise one's hand and move it from side to side to greet someone or attract their attention

دست را تکان دادن
معلم به دانشآموزان دست تکان داد وقتی که وارد کلاس شدند.
to quickly open and close one eye as a sign of affection or to indicate something is a secret or a joke

چشمک زدن
در مهمانی غافلگیرانه، همه چشمک زدند تا راز جشن را حفظ کنند.
to bring your eyebrows closer together showing anger, sadness, or confusion

اخم کردن
گیج از دستورالعملها، او شروع به اخم کردن در تلاش برای فهمیدن کرد.
to momentarily raise one's shoulders to express indifference

شانه بالا انداختن
قادر به ارائه راه حل نبود، او فقط شانه بالا انداخت و گفت: "فکر کنم باید راهی پیدا کنیم."
to move in an uncomfortable or restless manner with twisting or contorted motions

وول خوردن
همانطور که حشره روی بازویش میخزید، او نمیتوانست از لول خوردن ناراحتی جلوگیری کند.
to push out one's lips as an expression of displeasure, anger, or sadness

آویزان کردن لب و لوچه
با شنیدن خبر، او نتوانست از لبخند ناراحت کننده خودداری کند.
to twist our face in an ugly way because of pain, strong dislike, etc., or when trying to be funny

چهره درهم کشیدن
او نتوانست از درهم کشیدن چهره خودداری کند وقتی لباس وحشتناکی را که دوستش پوشیده بود دید.
to touch someone else's lips or other body parts with one's lips to show love, sexual desire, respect, etc.

بوسیدن
همین حالا، زوج جوان زیر نور ماه بوسه میزنند.
to give a quick and light kiss

بوسه سبک و سریع زدن, به آرامی بوسیدن
برای ابراز قدردانی، او پس از دریافت یک هدیه متفکرانه، دوستش را روی گونه بوسید.
to kiss briefly and affectionately

کسی را با علاقه بوسیدن
در عکس قدیمی، آنها در حال بوسیدن کوتاه و با محبت در عروسیشان گرفته شده بودند.
to kiss passionately and intimately

کسی را با اشتیاق بوسیدن
در صحنه عاشقانه، بازیگران با اشتیاق روی صفحه نمایش بوسیدند.
to engage in affectionate and intimate behavior, such as hugging, kissing, or cuddling

کسی را بغل کردن یا بوسیدن
در طول پیک نیک، آنها در حال نوازش کردن در کنار دریاچه دستگیر شدند.
to tightly and closely hold someone in one's arms, typically a person one loves

بغل کردن, در آغوش کشیدن
از دیدن یکدیگر بسیار خوشحال بودند، هنگام ملاقات در فرودگاه گرم در آغوش گرفتند.
to hold someone tightly in one's arms, especially to show affection

در آغوش کشیدن, بغل کردن
مادر پس از بازگشت از یک سفر طولانی فرزندش را محکم در آغوش کشید.
to hold close in one's arms or embrace affectionately, especially in a loving or comforting manner

در آغوش گرفتن, بغل کردن
گربه دوست دارد با صاحبش در آغوش بگیرد، با رضایت خرخر میکند در حالی که موهایش را نوازش میکنند.
to put one's arms around the body of another person

در آغوش گرفتن, بغل کردن
دوست او را در آغوش گرفت در حالی که گریه میکرد، شانهای برای گریه کردن ارائه داد.
to hold someone or something in one's arms or hands gently and carefully

نوازش کردن, به آرامی در آغوش گرفتن
او گلدان ظریف را در آغوش گرفت، مطمئن شد که نمیشکند.
to touch in a gentle and loving way

نوازش کردن
گربه با رضایت خرخر کرد در حالی که او نوازش میکرد پشمش را.
| افعال سبک زندگی جسمی و اجتماعی | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای چرخه زندگی | افعال برای چرخه خواب | افعال برای آرامش | افعال برای اقدامات غیرارادی |
| افعال برای اقدامات شفاهی | افعال برای تغذیه | افعال برای زبان بدن و اعمال محبت | فعلها برای بازدید و تماس |
| فعلها برای جمعآوری | فعلها برای روابط بین فردی | افعال برای شیطنت | افعال برای فریب |
| افعال برای بدرفتاری | |||