حروف ندا در انگلیسی برای "توافق"

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده مایل است نشان دهد که نظرات یا ارزش‌های فرد دیگری یا بیانیه‌ای را به اشتراک می‌گذارد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
agreed [حرف ندا]
اجرا کردن

موافق

Ex:

موافق. ما قطعاً باید منابع بیشتری به بازاریابی اختصاص دهیم.

facts [حرف ندا]
اجرا کردن

درسته.

Ex: Facts .

واقعیت. قهوه قطعاً در صبح ضروری است.

mood [حرف ندا]
اجرا کردن

حال و هوا.

Ex:

Mood. من برای آخر هفته زندگی می‌کنم.

same [حرف ندا]
اجرا کردن

همین

Ex: Same .

همین. نمی‌توانم برای آخر هفته صبر کنم.

based [حرف ندا]
اجرا کردن

مبتنی.

Ex:

مبتنی. ما نباید از شرکت‌هایی با روش‌های تجاری غیراخلاقی حمایت کنیم.

preach [حرف ندا]
اجرا کردن

موعظه کن!

Ex:

موعظه کن! تنوع و شمول برای یک فرهنگ کاری پررونق ضروری است.

word up [حرف ندا]
اجرا کردن

دقیقا

Ex: Word up , I 've been wanting to try out that new restaurant downtown .

Word up، من می‌خواستم آن رستوران جدید در مرکز شهر را امتحان کنم.

church [حرف ندا]
اجرا کردن

آمین!

Ex:

من نمی‌توانم بیشتر از این با چیزی که تو گفتی موافق باشم. Church!

ditto [حرف ندا]
اجرا کردن

همین

Ex:

همینطور, من نمی‌توانم منتظر آخر هفته بمانم.

i'll drink to that [حرف ندا]
اجرا کردن

به این می‌نوشم!

Ex:

داری پیشنهاد میدی که برای شام پیتزا سفارش بدیم؟ من به این پیشنهاد می‌نوشم !

hear, hear! [حرف ندا]
اجرا کردن

احسنت! احسنت!

Ex:

بشنوید، بشنوید! پیشنهاد افزایش بودجه برای آموزش مدتهاست که انتظار می‌رود.

all right [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه

Ex: All right , you can borrow my car for the day .

خیلی خوب، می‌توانی ماشین من را برای یک روز قرض بگیری.

true that [حرف ندا]
اجرا کردن

درست اون

Ex: True that .

درسته. رستوران جدید غذای فوق‌العاده‌ای دارد.

right [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه

Ex:

"این روش به نظر مؤثر می‌رسد." "درست، من با آن موافقم."