حروف ندا - حروف ندا شگفتی
این حروف ندا در متنهایی استفاده میشوند که گوینده میخواهد احساسات شدید تعجب و شگفتی را با سطوح مختلفی از رسمیت بیان کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
used to express sudden realization, understanding, or surprise

آها!, آهان!
آها! بالاخره فهمیدم این معما چطور کار میکند.
used to express surprise, wonder, or admiration

آه! شعبده باز خرگوش رو ناپدید کرد!, اوه! شعبده باز خرگوش رو ناپدید کرد!
آه! به آن غروب خورشید خیرهکننده نگاه کن!
used to express surprise, mild shock, or amazement without swearing

وای, آه
او گفت: "Gee!" وقتی تولهها را دید.
used to express frustration, annoyance, surprise, or impatience

خدای من, وای
وای, اندازه آن ماهی را دیدی؟
used to express surprise, wonder, or fascination

اوه, وای
اوه، من تا به حال چنین پرنده رنگارنگی ندیدهام!
used to express surprise, realization, understanding

آها, اوه
اوه، متوجه زمان نشده بودم. باید برم.
used to show that we are angry, interested, etc.

آه
آه، من این کتاب را همه جا دنبالش میگشتم.
used to express a strong feeling of surprise, wonder, admiration, or amazement

وای, اوه
وای، من هرگز ساختمانی به آن بلندی ندیدهام.
used to express surprise, astonishment, or excitement

وای, هوا
وای, این باورنکردنی است!
used to express surprise or astonishment

لعنت, وای
لعنت, او مسابقه را در زمان رکورد به پایان رساند!
used to express surprise, shock, or amazement

وای خدا, عجب چیزی
عجب چیزی، واقعاً همه این کیکها را خودت پختی؟
used to express surprise, amazement, or disbelief

جلالخالق!, یا خدا!
یا خدا، واقعاً امشب کل گزارش را تمام کردی؟
used to express extreme surprise, shock, disbelief, or astonishment

وای خدای من, لعنت بر شیطان
وای خدایا, قیمت بنزین یک شبه سر به فلک کشید!
used to express surprise, shock, or amazement

دود مقدس!, خدای من!
او گفت: "دود مقدس!" وقتی آتش بازی را دید.
used to express surprise, amazement, or shock

وای خدای من, عجبا
وای خدای من، این گجت جدید شگفتانگیز است!
used to express a strong reaction to something surprising or unexpected

ممکن نیست!, نه راه!
ممکن نیست! سفر به دور دنیا به نظر شگفتانگیز میآید!
used in response to unexpected or circumstances to express surprise

خدای من, وای
خدای من، به زمان نگاه کن! من برای جلسه دیر کردم.
used to express surprise, disbelief, or amazement about something that has just been said or observed

عجب!
او ماه آینده به همان شهری که من هستم نقل مکان میکند، باور کن !
used to express strong emotions such as surprise

لعنت به, انگار
لعنت, من هرگز انتظار نداشتم یک خرس در حیاط خلوت ببینم!
used to express surprise, amazement, or delight

وای خدای من, واو
او گفت: «Golly!» وقتی رنگینکمان را دید.
used to express astonishment, shock, or disbelief

وای خدای من, عجبا
وای!، انتظار نداشتم تو را اینجا ببینم.
used to express strong surprise, disbelief, or astonishment

لعنت بر من !, وای !
لعنت بر من, من هرگز نمیدانستم که تو میتوانی پیانو را اینقدر خوب بنوازی!
used to express one's surprise or bafflement at something unexpected or remarkable

در کمال تعجب, ناگهان با کمال تعجب
فکر میکردیم کامپیوتر قدیمی از کار افتاده، اما در کمال تعجب روشن شد.
used to express a variety of emotions, including surprise and disbelief

ماما میا! باور نمیکنم که تو تمام کیک را خوردی!, وای خدای من! باور نمیکنم که تو تمام کیک را خوردی!
ماما میا، ما در قرعه کشی برنده شدیم!
used to convey genuine surprise or interest in response to something someone has just said

جدا؟, واقعا؟
جدی؟ شوخی نمیکنی؟ باورنکردنیه!
used to express surprise, astonishment, or disbelief

وای خدای من!, آفرین!
Stone me, آیا در مورد کار شگفتانگیز جان شنیدهای؟
used to express shock, disbelief, or confusion about a situation

چه در دنیا!, وای خدای من!
چه در دنیا! نمیتوانم چشمانم را باور کنم!
used to express surprise or disbelief, sometimes ironically

نمیگی, واقعاً
شوخی میکنی, او همین الان به مدیر ارتقا پیدا کرده؟
