حروف ندا - حرف نداهای ناامیدی و خشم

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده در واکنش به یک خبر یا رویداد ناگوار است یا از نحوه پیشرفت اوضاع خسته شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
argh [حرف ندا]
اجرا کردن

آرغ، باورم نمیشه که آخرین قطار رو از دست دادم!

Ex:

آرغ، من قهوه رو روی پیراهن جدیدم ریختم!

tsk [حرف ندا]
اجرا کردن

تس

Ex:

تسک، باور نمی‌کنم که دوباره تکالیفت را فراموش کرده‌ای.

gah [حرف ندا]
اجرا کردن

آخ

Ex:

گه، وای‌فای امروز خیلی کند است!

aw [حرف ندا]
اجرا کردن

آخ

Ex: Aw , the party did n't turn out as fun as we expected .

آخ، مهمونی آنطور که انتظار داشتیم خوش نگذشت.

bah [حرف ندا]
اجرا کردن

باه! برایم مهم نیست که آنها در مورد من چه فکر می‌کنند.

Ex:

باه! این مزخرف است، و تو این را می‌دانی.

hey-ho [حرف ندا]
اجرا کردن

افسوس

Ex: Hey-ho , back to the same old routine .

هی-هو، بازگشت به همان روال قدیمی.

humph [حرف ندا]
اجرا کردن

همف

Ex:

هم, این فیلم به تبلیغاتش نمی‌ارزد.

dang [حرف ندا]
اجرا کردن

لعنت

Ex:

لعنت, کیف پولم را در خانه جا گذاشتم.

darn [حرف ندا]
اجرا کردن

لعنت

Ex: Darn , I forgot to bring my umbrella , and it 's raining .

لعنت, چترم را فراموش کردم بیاورم و باران می‌بارد.

shucks [حرف ندا]
اجرا کردن

افسوس

Ex:

افسوس, فکر می‌کردم بازی را می‌بریم.

blow [حرف ندا]
اجرا کردن

ای داد!

Ex:

لعنت! باورم نمیشه دوباره قطار رو از دست دادم.

crap [حرف ندا]
اجرا کردن

لعنت! قهوه رو روی پیراهنم ریختم.

Ex:

لعنت! باور نمی‌کنم مجبورم دوباره دیروقت کار کنم.

shoot [حرف ندا]
اجرا کردن

ای بابا

Ex: I did n't save the document before the computer crashed , shoot !
oh well [حرف ندا]
اجرا کردن

خب

Ex: Oh well , I guess we 'll have to cancel our plans due to the weather .

خب, فکر کنم مجبوریم برنامه‌هامون رو به خاطر هوا لغو کنیم.

oh boy [حرف ندا]
اجرا کردن

ای وای

Ex: Oh boy , the project did n't turn out the way we expected .

وای, پروژه آنطور که انتظار داشتیم نشد.

oh man [حرف ندا]
اجرا کردن

آه مرد

Ex: Oh man , I spilled coffee all over my new shirt .

اوه مرد, من قهوه رو روی پیراهن جدیدم ریختم.

oh snap [حرف ندا]
اجرا کردن

اوه نه

Ex: Oh snap , the meeting got canceled at the last minute .

اوه لعنتی، جلسه در آخرین لحظه لغو شد.

shoot me [حرف ندا]
اجرا کردن

به من شلیک کن

Ex:

من باید تمام این مدارک را تا فردا پر کنم؟ مرا بکشید.