حروف ندا - حروف ندا تأیید

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده می‌خواهد تأیید کند چیزی درست است یا اتفاق خواهد افتاد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
mhm [حرف ندا]
اجرا کردن

ممم

Ex: I 'll be there at 7 PM , mhm , see you then .

من ساعت 7 آنجا خواهم بود، اممم، بعداً می‌بینمت.

uh-huh [حرف ندا]
اجرا کردن

آها

Ex: Uh-huh , going to the movies sounds like fun .

آها، رفتن به سینما به نظر سرگرم‌کننده می‌آید.

yes [حرف ندا]
اجرا کردن

بله

Ex: Yes , she is a good student .

بله، او دانش‌آموز خوبی است.

yep [حرف ندا]
اجرا کردن

آره

Ex:

آره، با ارزیابی تو از وضعیت موافقم.

yeppers [حرف ندا]
اجرا کردن

آره

Ex:

آره، من برای کنسرت هفته آینده هیجان زده ام.

word [حرف ندا]
اجرا کردن

کلمه

Ex:

Word. آن طرح بهترین راه برای ادامه است.

aye [حرف ندا]
اجرا کردن

بله

Ex:

Aye، من دیدگاه شما را در این مورد درک می‌کنم.

OK [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه (در صورت موافقت با کاری یا چیزی)

Ex:

باشه، می‌تونیم به جای اون تو پارک همدیگه رو ببینیم.

okey-dokey [حرف ندا]
اجرا کردن

باشه

Ex:

او قرارداد را امضا کرد و گفت: "باشه، من از شرایط راضی هستم."

sure [حرف ندا]
اجرا کردن

البته

Ex: Sure , let 's go ahead and book the tickets for the concert .

حتما، بیایید ادامه دهیم و بلیط‌های کنسرت را رزرو کنیم.

check [حرف ندا]
اجرا کردن

حله!

Ex:

چک، بیایید ظهر در کافه همدیگر را ببینیم.

gotcha [حرف ندا]
اجرا کردن

فهمیدم

Ex:

متوجه شدم، من بخش خودم از پروژه را امروز تمام می‌کنم.

copy that [حرف ندا]
اجرا کردن

دریافت شد

Ex: Copy that , I 'll have the report ready by Friday .

دریافت شد، گزارش را تا جمعه آماده خواهم کرد.

roger [حرف ندا]
اجرا کردن

(پیام) دریافت شد

Ex:

راجر، ما روش خود را تنظیم خواهیم کرد.

heard [حرف ندا]
اجرا کردن

شنیدم

Ex:

نیاز داری برای سفر جاده‌ای تنقلات بیاورم؟ شنیدم، کمی برمی‌دارم.

understood [حرف ندا]
اجرا کردن

متوجه شدم

Ex:

ما در کافه جدید مرکز شهر ملاقات می‌کنیم؟ متوجه شدم، آنجا خواهم بود.

point taken [حرف ندا]
اجرا کردن

فهمیدم

Ex: Point taken , I 'll provide additional evidence to support my argument .

نقطه گرفته شد، من شواهد بیشتری برای حمایت از استدلالم ارائه خواهم داد.

fair enough [حرف ندا]
اجرا کردن

منطقیه!

Ex: Fair enough , everyone has their own preferences when it comes to movies .

منصفانه است، هر کسی در مورد فیلم‌ها ترجیحات خود را دارد.

touche [حرف ندا]
اجرا کردن

احسنت

Ex: Your critique of my argument's weak points was sharp, touché.

انتقاد شما از نقاط ضعف استدلال من تند بود، touché.

done [حرف ندا]
اجرا کردن

انجام شد.

Ex: Done .

انجام شد. ما با استراتژی بازاریابی جدید ادامه خواهیم داد.