حروف ندا - حروف ندا درخواست و دستور

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده می‌خواهد دستوری بدهد یا از کسی بخواهد کاری انجام دهد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
shh [حرف ندا]
اجرا کردن

شش

Ex:

شش، بچه خوابیده. باید ساکت باشیم.

hush [حرف ندا]
اجرا کردن

ساکت

Ex:

ساکت، بیایید همه آرام شویم و گوش کنیم.

silence [حرف ندا]
اجرا کردن

سکوت

Ex: Silence , everyone .

سکوت، همه. بیایید امتحان را شروع کنیم.

quiet [حرف ندا]
اجرا کردن

ساکت باش!

Ex: Quiet , everyone .

سکوت، همه. بیایید گوش کنیم که گوینده چه می‌گوید.

ah ah ah [حرف ندا]
اجرا کردن

آه آه آه، اجاق رو لمس نکن؛ داغه!

Ex: Ah ah ah , stay back !

آه آه آه، عقب برو! آن سگ دوست‌داشتنی به نظر نمی‌رسد.

cheese [حرف ندا]
اجرا کردن

پنیر

Ex:

بیایید این روحیه تیمی را مستند کنیم. همه، cheese!

wakey wakey [حرف ندا]
اجرا کردن

بیدار شو بیدار شو

Ex:

بیا، روز بزرگی پیش رو داریم. بیدار شو بیدار شو، بیا حرکت کنیم!

cut [حرف ندا]
اجرا کردن

کات!

Ex: Cut !

کات! باید موقعیت دوربین را برای نما بعدی تنظیم کنیم.

steady on [حرف ندا]
اجرا کردن

آرام باش

Ex:

آرام باش، در حین تمرین خودت را خیلی تحت فشار نگذار.

freeze [حرف ندا]
اجرا کردن

حرکت نکن!

Ex:

توقف! هیچ کس حرکت نکند تا زمانی که وضعیت را ارزیابی کنیم.

fire [حرف ندا]
اجرا کردن

آتش!

Ex: Director giving instructions for a battle scene : " On my mark , fire ! "

کارگردان دستوراتی برای یک صحنه نبرد می‌دهد: "با علامت من، آتش!"

lock and load [حرف ندا]
اجرا کردن

قفل و بارگیری

Ex: Lock and load , recruits !

قفل و بارگیری، سربازان جدید! بیایید برخی از دستکاری‌های سریع و کارآمد سلاح را ببینیم.

front and center [حرف ندا]
اجرا کردن

به جلو و مرکز!

Ex: Sergeant : " Recruits , front and center for inspection ! "

گروهبان: "سربازان جدید، به جلو و مرکز برای بازرسی!"

all hands on deck [حرف ندا]
اجرا کردن

همه روی عرشه

Ex: All hands on deck , team !

همه دست به کار شوید، تیم! ما نیاز داریم که همه تمام تلاش خود را بکنند تا این بازی را برگردانیم.

hands off [حرف ندا]
اجرا کردن

دست نزن!

Ex: Hands off my food .

دست نزن به غذای من. برای خودت بگیری!

hands up [حرف ندا]
اجرا کردن

دست ها بالا!

Ex: Hands up if you can see me !

دست ها بالا اگر می‌توانید مرا ببینید!

as you were [حرف ندا]
اجرا کردن

همانطور که بودید

Ex:

کلاس، بابت وقفه پیش آمده عذرخواهی می‌کنم. همانطور که بودید، لطفاً تکالیف خواندنتان را ادامه دهید.

at ease [حرف ندا]
اجرا کردن

آسوده

Ex:

فرمانده دسته: "دسته، شما مرخص هستید. آسوده باشید تا تشکیل بعدی."

pardon [حرف ندا]
اجرا کردن

ببخشید؟

Ex:

ببخشید؟ به خاطر سر و صدا نتوانستم شما را بشنوم.

help [حرف ندا]
اجرا کردن

کمک!

Ex: Help !

کمک! من نمی‌توانم به ساحل شنا کنم!

just a minute [حرف ندا]
اجرا کردن

فقط یک دقیقه

Ex: Just a minute , I 'm finishing up this email .

فقط یک دقیقه، دارم این ایمیل رو تموم می‌کنم.

just a (second|moment) [حرف ندا]
اجرا کردن

فقط یک ثانیه

Ex: Just a second , let me find the right slide .

فقط یک ثانیه، بگذارید اسلاید درست را پیدا کنم.

one moment [حرف ندا]
اجرا کردن

یک لحظه

Ex: One moment , I 'm in the middle of something .

یک لحظه، من وسط کاری هستم.