حروف ندا - حروف نداي اخطار و هشدار

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده بخواهد توجه کسی را جلب کند یا آنها را از یک خطر یا حرکت ورودی آگاه کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
see [حرف ندا]
اجرا کردن

ببین

Ex: See , the problem is that we 're running out of time .

ببین، مشکل این است که وقت ما در حال اتمام است.

see here [حرف ندا]
اجرا کردن

اینجا ببین

Ex: See here , this is a matter of utmost importance .

اینجا ببین، این یک موضوع بسیار مهم است.

spoiler alert [حرف ندا]
اجرا کردن

هشدار اسپویلر

Ex: I heard from a reliable source that - spoiler alert - our company is planning some major changes .

از یک منبع معتبر شنیدم که - هشدار اسپویلر - شرکت ما در حال برنامه‌ریزی برای برخی تغییرات بزرگ است.

coming through [حرف ندا]
اجرا کردن

لطفاً راه بدید!

Ex: Coming through , make some space !

در حال عبور هستم, کمی جا باز کنید!

out of my way [حرف ندا]
اجرا کردن

از سر راهم کنار برو!

Ex: Get out of my way !

از جلوی من کنار برو ! باید قطارم را بگیرم.

heads up [حرف ندا]
اجرا کردن

حواس جمع!

Ex: Heads up , the deadline for the project has been moved up .

هشدار، مهلت پروژه به جلو کشیده شده است.

fire in the hole [حرف ندا]
اجرا کردن

آتش در سوراخ

Ex: During military training exercises , soldiers practice throwing grenades and shout , " Fire in the hole ! "

در طول تمرینات آموزش نظامی، سربازان پرتاب نارنجک را تمرین می‌کنند و قبل از هر پرتاب فریاد می‌زنند، "آتش در چاله!".

timber [حرف ندا]
اجرا کردن

مواظب باش!

Ex:

در طول عملیات قطع درختان، کارگران فریاد می‌زنند "تیمبر!" در حالی که درختان را قطع می‌کنند.

watch out [جمله]
اجرا کردن

بپا!

Ex: Watch out , that branch might fall !
ta-da [حرف ندا]
اجرا کردن

و این هم از

Ex:

تا-دا! به برج لگو که ساختم نگاه کن!

voila [حرف ندا]
اجرا کردن

این جا

Ex:

شما این دکمه را فشار می‌دهید، و وویلا، ماشین شروع به کار می‌کند.

yoo-hoo [حرف ندا]
اجرا کردن

هی

Ex:

یو-هو! من در ورودی منتظر تو هستم.

oi [حرف ندا]
اجرا کردن

هی

Ex:

هی, داری با تلفن من چیکار میکنی؟

psst [حرف ندا]
اجرا کردن

پسست

Ex:

پیس، شنیدی دیروز چه اتفاقی افتاد؟

here [حرف ندا]
اجرا کردن

بفرما

Ex: Here , try a bite of this cake , it 's delicious !

اینجا، یک لقمه از این کیک را امتحان کن، خوشمزه است!

behold [حرف ندا]
اجرا کردن

ببینید

Ex:

ببین, قدرت و شکوه طبیعت.

look [حرف ندا]
اجرا کردن

نگاه کن

Ex: Look , I found your missing keys on the kitchen counter .

نگاه کن، کلیدهای گمشده تو را روی پیشخوان آشپزخانه پیدا کردم.