حروف ندا - حروف ندا برای رد و امتناع

این حروف ندا زمانی استفاده می‌شوند که گوینده می‌خواهد به کسی بگوید که برود یا ساکت شود، یا نشان دهد که کاری را انجام نمی‌دهد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حروف ندا
shoo [حرف ندا]
اجرا کردن

شو!

Ex:

برو! ما هیچ فروشنده‌ای را دم در نمی‌خواهیم.

get lost [حرف ندا]
اجرا کردن

گمشو

Ex:

بهت گفتم که نمی‌خواهم با تو صحبت کنم. گمشو!

get screwed [حرف ندا]
اجرا کردن

برو به جهنم

Ex:

تو تمام این مدت به من دروغ می‌گفتی. برو گمشو !

piss off [حرف ندا]
اجرا کردن

a rude and direct command telling someone to go away or stop annoying one

Ex:
away with you [حرف ندا]
اجرا کردن

برو بیرون!

Ex:

دیگر مزاحم من نشو. برو بیرون !

screw off [حرف ندا]
اجرا کردن

برو گمشو!

Ex:

داری اذیتم می‌کنی. برو گمشو!

stuff it [حرف ندا]
اجرا کردن

خفه شو

Ex:

تو نمی‌دونی داری چی می‌گی. خفه شو!

shove it [حرف ندا]
اجرا کردن

برو گمشو!

Ex:

من به بهانه‌های تو علاقه‌ای ندارم. گمشو!

to hell with {sb/sth} [حرف ندا]
اجرا کردن

به جهنم با کسی یا چیزی

Ex: To hell with this job .

به جهنم با این کار. من استعفا می‌دهم.

shut up [حرف ندا]
اجرا کردن

used as a forceful command telling someone to stop talking or be quiet

Ex:
shut it [حرف ندا]
اجرا کردن

خفه شو!

Ex: Shut it , you 're embarrassing yourself .

خفه شو, داری خودت رو خجالت‌زده می‌کنی.

shut your mouth [حرف ندا]
اجرا کردن

دهنت رو ببند!

Ex: Shut your mouth !

دهنت رو ببند! تو هیچ حرف منطقی نمی‌زنی.

knock it off [حرف ندا]
اجرا کردن

بس کن!

Ex:

شوخی رو قطع کن، باید تمرکز کنیم. بسه !

that's enough [حرف ندا]
اجرا کردن

کافی است!

Ex:

دیگه روی تخت نپر. دیگه بس !

leave it out [حرف ندا]
اجرا کردن

رهایش کن

Ex:

تو دائماً برادرت را اذیت می‌کنی. بسه !

give it a break [حرف ندا]
اجرا کردن

بسه دیگه

Ex:

دست از تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن همه بردارید. بیخیال شو !

no [حرف ندا]
اجرا کردن

نه

Ex:

تلفن من را دیده‌ای؟ — نه، ندیده‌ام.

hell no [حرف ندا]
اجرا کردن

نه، قطعا نه!

Ex: Hell no !

اصلا ممکن نیست! من قرار نیست آخر هفته کار کنم. برنامه دارم.

uh-uh [حرف ندا]
اجرا کردن

نه-نه

Ex: Uh-uh , I 'm full , I do n't want more cake .

اه-اه، من سیرم، کیک بیشتری نمی‌خواهم.

no way [حرف ندا]
اجرا کردن

به هیچ وجه

Ex: No way !

به هیچ وجه! من کارم را دوست دارم و قصد ترک آن را ندارم.

no chance [حرف ندا]
اجرا کردن

به هیچ وجه!

Ex: No chance !

هیچ شانسی نیست! او از خط عبور کرد و من هرگز او را نخواهم بخشید.

not for the world [حرف ندا]
اجرا کردن

هرگز!

Ex: Not for the world !

به هیچ وجه! من از ارتفاع وحشت دارم.