افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - مصرف کردن یا بریدن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Up'
to chop up [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: He used a blender to finely chop up the nuts .

او از مخلوط کن برای خرد کردن آجیل ها استفاده کرد.

to cut up [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: After the accident , the rescue team had to cut up the wreckage of the car to free the trapped passengers .

پس از تصادف، تیم نجات مجبور شد بدنه ماشین را تکه تکه کند تا مسافران به دام افتاده را آزاد کند.

to drink up [فعل]
اجرا کردن

تا ته نوشیدن

Ex: After a long hike , the hikers reached the water source and happily began to drink up .

پس از یک پیاده‌روی طولانی، کوهنوردان به منبع آب رسیدند و با خوشحالی شروع به نوشیدن همه کردند.

to eat up [فعل]
اجرا کردن

کامل خوردن

Ex:

او تصمیم گرفت یک صبحانه مقوی آماده کند تا مطمئن شود خانواده‌اش همه را می‌خورند و برای روز انرژی کافی دارند.

to fill up [فعل]
اجرا کردن

تا حد سیر شدن خوردن

Ex:

او تمایل دارد قبل از رسیدن غذای اصلی خود را با نان پر کند.

اجرا کردن

کامل خوردن

Ex:

من باید این قهوه را تمام کنم قبل از اینکه به سینما برویم.

اجرا کردن

حریصانه خوردن

Ex:

بچه‌ها همیشه به محض گرفتن آب‌نباتشان آن را با حرص می‌خورند.

to slice up [فعل]
اجرا کردن

خرد کردن

Ex: He eagerly sliced up the pizza for everyone to enjoy .

او با اشتیاق پیتزا را برش زد تا همه بتوانند لذت ببرند.

to use up [فعل]
اجرا کردن

کامل مصرف کردن

Ex: The chef used up all the fresh vegetables in preparing the meal .

سرآشپز تمام سبزیجات تازه را در تهیه غذا مصرف کرد.