افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - خوابیدن، محافظت، یا اتصال
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بلند شدن (از رختخواب)
هر صبح، او زود بلند میشود تا مدیتیشن کند و برای روز آماده شود.
به سیستم وصل کردن
تکنسین کامپیوتر شما را به شبکه متصل خواهد کرد تا بتوانید به فایلهای اشتراکی دسترسی داشته باشید.
حمایت کردن
سرمایهگذاران خصوصی برای حمایت از استارتاپ زمانی که با ورشکستگی مواجه شد، پیشقدم شدند.
بیدار ماندن
دیشب مجبور شدم دیروقت بیدار بمانم تا تکلیف مدرسهام را تمام کنم.
از کسی یا چیزی دفاع کردن
سازمان از حفظ نشانههای تاریخی شهر دفاع کرد.
بیدار ماندن
بازیکنان بیدار ماندند و بازی ویدیویی مورد علاقه خود را بازی کردند، غرق در دنیای جذاب آن شدند.
در حین انتظار بیدار ماندن
علیرغم خستگی، آنها برای بازگشت ایمن خواهر یا برادرشان بیدار ماندند.
بیدار شدن
آنها معمولاً در روزهای هفته ساعت 7 بیدار میشوند.
از طریق سیم متصل کردن
آنها باید پنل کنترل را به کامپیوتر مرکزی متصل کنند تا سیستم کار کند.