to become more powerful, intense, or larger in quantity

گسترش یافتن, افزایش یافتن
اعتماد به نفس تمایل به افزایش دارد وقتی که به اهداف کوچک دست مییابید.
to increase something, such as a quantity, level, or value

افزایش دادن
دولت برنامه دارد بودجه آموزش و پرورش را در سال مالی آینده افزایش دهد.
to gradually add to the amount, number, price, etc. of something

افزایش جزئی و پیوسته داشتن
تعداد موارد COVID-19 دوباره شروع به افزایش تدریجی کرد، که مقامات را بر آن داشت تا اقدامات ایمنی را اجرا کنند.
to reduce pressure, intensity, or pace of something to make someone feel more at ease

آسان گرفتن
همچنان که ترافیک کم شد، رفت و آمد روزانه شروع به سبک شدن کرد.
to suddenly become more intense, especially in terms of a situation or conflict

شدت گرفتن, جدی شدن
تنشهای سیاسی در منطقه همچنان افزایش مییابد، که باعث نگرانی برای صلح بینالمللی میشود.
to increase in value, extent, amount, etc.

افزایش یافتن, بالا رفتن
قیمت املاک در این منطقه به طور پیوسته افزایش مییابد.
to act more quickly because there is not much time

عجله کردن
عجله کن، دوستانت بیرون منتظرت هستند.
to increase the price of something

(قیمت چیزی را) افزایش دادن
دولت برای تأمین مالی پروژههای جدید زیرساختی، مالیاتها را افزایش میدهد.
to become less intense or strong

از نظر شدت کاهش یافتن
شدت زلزله پس از لرزههای اولیه کاهش یافت، که باعث خسارات کمتری نسبت به آنچه در ابتدا ترسیده بود شد.
to experience a positive rise in something

بهبود یافتن
کسب و کار همیشه در فصل تعطیلات رونق میگیرد.
to increase in amount or quantity over time

انباشته شدن, تلنبار شدن
صورتحسابها فقط به نظر میرسد که جمع میشوند وقتی که کمترین انتظار را دارید.
to increase or enhance something

افزایش دادن
برای همگام شدن با تقاضا، کارخانه مجبور شد نرخ تولید را افزایش دهد.
to cause an increase in the amount, number, or value of something

افزایش دادن
رونق ناگهانی گردشگری، ارزش املاک را در شهر ساحلی بالا برد.
to increase the speed of an engine

سرعت را بالاتر بردن
او قبل از اینکه با سرعت حرکت کند، موتور موتورسیکلت را گاز داد.
to cause the cost or value of something to increase

افزایش یافتن (از نظر هزینه)
افزایش تقاضا میتواند قیمت کالاهای لوکس را بالا ببرد.
to cause the value or price of something to rise

قیمت را بالا بردن
پیشرفتهای تکنولوژیکی در تلفنهای هوشمند قیمت آنها را در سالهای اخیر بالا برده است.
(of an amount or price) to increase rapidly

بهسرعت افزایش یافتن (در قیمت)
رویداد غیرمنتظره باعث افزایش ناگهانی هزینههای پروژه شد.
to decrease in speed or pace

کند شدن
خط تولید به دلیل مشکلات فنی ماشینآلات شروع به کند شدن کرد.
to become faster

سرعت گرفتن, شتاب گرفتن
همانطور که طوفان نزدیک میشد، بادها شروع به تسریع کردند، باعث شد درختان به شدت تکان بخورند.
to increase the size, amount, intensity, speed, etc. of something

افزایش دادن, اضافه کردن
سرپرست از کارمند خواست تا بهرهوری خود را برای رسیدن به اهداف افزایش دهد.
to turn a switch on a device so that it makes more sound, heat, etc.

زیاد کردن (صدا، دما و...)
من نمیتوانستم موسیقی را بشنوم، بنابراین صدا را روی هدفونم بلند کردم.
to cause an increase in the amount, size, or significance of something

افزایش دادن, ارتقا دادن
برای همگام شدن با رقابت، رستوران تصمیم گرفت پیشنهادات منو را افزایش دهد و فضای غذاخوری را بازسازی کند.