گسترش یافتن
هیجان شروع به افزایش میکند با نزدیک شدن به تاریخ کنسرت.
گسترش یافتن
هیجان شروع به افزایش میکند با نزدیک شدن به تاریخ کنسرت.
افزایش دادن
تصمیم مدیر برای افزایش مزایای کارمندان به خوبی پذیرفته شد.
افزایش جزئی و پیوسته داشتن
نرخ بهره وامها ممکن است به مرور زمان به آرامی افزایش یابد، که بر پرداختهای ماهانه وامگیرندگان تأثیر میگذارد.
آسان گرفتن
همانطور که تنش در اتاق dissipate شد، جو شروع به آرام شدن کرد.
شدت گرفتن
عملکرد تیم پایدار بود، اما مشکلات آنها در کار تیمی در یک پروژه حیاتی شدت گرفت.
افزایش یافتن
پیشبینی میشود دما در طول هفته افزایش یابد.
(قیمت چیزی را) افزایش دادن
شرکتهای هواپیمایی در فصل اوج سفر، قیمت بلیطهای خود را افزایش دادند.
از نظر شدت کاهش یافتن
تقاضا برای محصول جدید پس از هیجان اولیه کاهش یافت، به یک سرعت پایدارتر رسید.
بهبود یافتن
پس از اعلام، بازار سهام به طور قابل توجهی بهبود یافت.
انباشته شدن
تکالیف کاری از زمانی که مدیر به تعطیلات رفت انباشته شدهاند.
افزایش دادن
شرکت، با مشاهده کاهش فروش، تصمیم گرفت بودجه تبلیغاتی خود را افزایش دهد.
افزایش یافتن (از نظر هزینه)
تأیید سلبریتی افزایش فروش برند لوازم آرایشی را در پی داشت.
قیمت را بالا بردن
کمپین بازاریابی موفق شرکت افزایش داد فروش محصول جدیدشان را.
بهسرعت افزایش یافتن (در قیمت)
پس از انتشار محصول جدیدشان، قیمت سهام شرکت به سرعت افزایش یافت.
کند شدن
همانطور که خورشید غروب میکرد، کارهای ساختمانی روی بزرگراه به طور طبیعی شروع به کند شدن کرد.
سرعت گرفتن
باد شروع به تسریع کرد و تجربه قایقرانی را هیجانانگیزتر ساخت.
افزایش دادن
مدیریت شرکت تصمیم گرفت تلاشهای خود را برای کاهش انتشار کربن افزایش دهد.
زیاد کردن (صدا، دما و...)
داره تو اتاق سرد میشه، بذارید بگیریم گرمایش رو.
افزایش دادن
با رشد جمعیت، شهرها نیاز دارند سیستمهای حمل و نقل عمومی خود را افزایش دهند تا مسافران بیشتری را در خود جای دهند.