افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - افزایش یا کاهش

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Up'
to build up [فعل]
اجرا کردن

گسترش یافتن

Ex: The excitement is starting to build up as the concert date approaches .

هیجان شروع به افزایش می‌کند با نزدیک شدن به تاریخ کنسرت.

to bump up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The manager 's decision to bump up employee benefits was well-received .

تصمیم مدیر برای افزایش مزایای کارمندان به خوبی پذیرفته شد.

to creep up [فعل]
اجرا کردن

افزایش جزئی و پیوسته داشتن

Ex: The interest rates on loans may slowly creep up over time , impacting borrowers ' monthly payments .

نرخ بهره وام‌ها ممکن است به مرور زمان به آرامی افزایش یابد، که بر پرداخت‌های ماهانه وام‌گیرندگان تأثیر می‌گذارد.

to ease up [فعل]
اجرا کردن

آسان گرفتن

Ex: As the tension in the room dissipated , the atmosphere began to ease up .

همان‌طور که تنش در اتاق dissipate شد، جو شروع به آرام شدن کرد.

to flare up [فعل]
اجرا کردن

شدت گرفتن

Ex: The team 's performance had been stable , but their issues with teamwork flared up during a crucial project .

عملکرد تیم پایدار بود، اما مشکلات آنها در کار تیمی در یک پروژه حیاتی شدت گرفت.

to go up [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن

Ex: The temperature is forecasted to go up throughout the week .

پیش‌بینی می‌شود دما در طول هفته افزایش یابد.

to hurry up [فعل]
اجرا کردن

عجله کردن

Ex:

او مجبور شد عجله کند تا پروژه را به موقع تمام کند.

to kick up [فعل]
اجرا کردن

(قیمت چیزی را) افزایش دادن

Ex:

شرکت‌های هواپیمایی در فصل اوج سفر، قیمت بلیط‌های خود را افزایش دادند.

to let up [فعل]
اجرا کردن

از نظر شدت کاهش یافتن

Ex: The demand for the new product let up after the initial hype , settling into a more steady pace .

تقاضا برای محصول جدید پس از هیجان اولیه کاهش یافت، به یک سرعت پایدارتر رسید.

to pick up [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: After the announcement , the stock market picked up considerably .

پس از اعلام، بازار سهام به طور قابل توجهی بهبود یافت.

to pile up [فعل]
اجرا کردن

انباشته شدن

Ex: Work assignments have been piling up since the manager went on vacation .

تکالیف کاری از زمانی که مدیر به تعطیلات رفت انباشته شده‌اند.

to pump up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex:

شرکت، با مشاهده کاهش فروش، تصمیم گرفت بودجه تبلیغاتی خود را افزایش دهد.

to push up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex:

کمپین تبلیغاتی جدید افزایش قابل توجهی در شناخت برند ایجاد کرد.

to rev up [فعل]
اجرا کردن

سرعت را بالاتر بردن

Ex:

راننده قبل از شروع مسابقه موتور ماشین را گاز می‌دهد.

to run up [فعل]
اجرا کردن

افزایش یافتن (از نظر هزینه)

Ex: The celebrity 's endorsement ran up the sales of the cosmetic brand .

تأیید سلبریتی افزایش فروش برند لوازم آرایشی را در پی داشت.

to send up [فعل]
اجرا کردن

قیمت را بالا بردن

Ex: The company 's successful marketing campaign sent up the sales of their new product .

کمپین بازاریابی موفق شرکت افزایش داد فروش محصول جدیدشان را.

to shoot up [فعل]
اجرا کردن

به‌سرعت افزایش یافتن (در قیمت)

Ex: After the release of their new product , the company 's stock prices shot up .

پس از انتشار محصول جدیدشان، قیمت سهام شرکت به سرعت افزایش یافت.

to slow up [فعل]
اجرا کردن

کند شدن

Ex: As the sun set , the construction work on the highway naturally began to slow up .

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، کارهای ساختمانی روی بزرگراه به طور طبیعی شروع به کند شدن کرد.

to speed up [فعل]
اجرا کردن

سرعت گرفتن

Ex: The wind started to speed up , making the sailing experience more exhilarating .

باد شروع به تسریع کرد و تجربه قایقرانی را هیجان‌انگیزتر ساخت.

to step up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The company management decided to step up their efforts to reduce carbon emissions .

مدیریت شرکت تصمیم گرفت تلاش‌های خود را برای کاهش انتشار کربن افزایش دهد.

to turn up [فعل]
اجرا کردن

زیاد کردن (صدا، دما و...)

Ex: It 's getting chilly in the room , let 's turn up the heating .

داره تو اتاق سرد میشه، بذارید بگیریم گرمایش رو.

to scale up [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: As the population grows , cities need to scale up their public transportation systems to accommodate more commuters .

با رشد جمعیت، شهرها نیاز دارند سیستم‌های حمل و نقل عمومی خود را افزایش دهند تا مسافران بیشتری را در خود جای دهند.