کار به جایی رسیدن
قصد خرید چیزی را نداشتم، اما در نهایت با یک کیسه پر از وسایل از مغازه خارج شدم.
کار به جایی رسیدن
قصد خرید چیزی را نداشتم، اما در نهایت با یک کیسه پر از وسایل از مغازه خارج شدم.
به یک موقعیت یا مکان خاص رسیدن
او پس از از دست دادن کنترل ماشینش در یک گودال فرود آمد.
منجر به چیزی شدن
مذاکرات به امضای پیمان صلح تاریخی منجر شد.
بلند کردن
کارگر ساختمانی تیر سنگین را بلند کرد و در جای خود قرار داد.
بلند کردن
او گربهاش را برداشت تا از خراشیدن مبلمان جلوگیری کند.
بلند کردن
او خم شد تا زیپ ژاکتش را بالا بکشد.
بلند کردن
کارگران ساختمانی از ماشینآلات برای بالا کشیدن تیر سنگین به جای خود استفاده کردند.
متورم شدن
خمیر قبل از پخت نیاز به زمان دارد تا متورم شود تا بافت کامل به دست آید.
غیر منتظره پیدا شدن
راهحل مشکل پس از ساعتها طوفان فکری پیدا شد.