بهطرف کسی رفتن
من همسایهام را در پارک دیدم، بنابراین نزدش رفتم تا در مورد رویداد آینده جامعه صحبت کنیم.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بهطرف کسی رفتن
من همسایهام را در پارک دیدم، بنابراین نزدش رفتم تا در مورد رویداد آینده جامعه صحبت کنیم.
یواشکی به کسی نزدیک شدن
جاسوس نیاز داشت به پایگاه دشمن نفوذ کند، بنابراین با دقت برنامه ریزی کرد که به آهستگی نزدیک شود به نگهبانان، بدون اینکه تشخیص داده شود.
زانوی غم بغل گرفتن
در حالی که طوفان در خارج خشمگین بود، بچهها برای آرامش جمع شدند.
بلند شدن
ورزشکار پس از زمین خوردن در مسابقه سریع بلند شد.
پنهان ماندن
برای تمرکز روی تمام کردن رمانش، نویسنده تصمیم گرفت در یک کلبه دورافتاده در کوهستان پنهان شود.
قرار دادن
من یک بنر نصب میکنم تا از مهمانان در مهمانی استقبال کنم.
رول کردن
هنرمند با دقت بوم را لوله کرد، آن را برای انتقال به گالری آماده کرد.
حضور یافتن
داوطلبها زود رسیدند تا در آمادهسازی برای رویداد جامعه کمک کنند.
در هنگام چیدمان روی هم انباشتن
از دانشآموزان خواسته شد که کتابهای درسی خود را قبل از امتحان در پشت کلاس روی هم بچینند.
جا باز کردن (برای دیگران)
در جلسه تیم، همکاران مجبور شدند دور میز جمع شوند تا جا برای مهمان غیرمنتظره باز شود.
بلند شدن
من معمولاً بعد از مدتی نشستن برای کشیدن پاهایم میایستم.
صاف شدن
بعد از یک روز طولانی پشت کامپیوتر، او تصمیم گرفت استراحت کند و کمرش را صاف کند.