افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - روبرو شدن، اجازه دادن یا محدود کردن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Up'
to bear up [فعل]
اجرا کردن

با صبر چیزی را تحمل کردن

Ex: It 's crucial to bear up positively in the pursuit of personal goals .

تحمل کردن مثبت در پیگیری اهداف شخصی بسیار حیاتی است.

اجرا کردن

نسبت به کسی سخت‌گیر نبودن

Ex: Recognizing the employee 's efforts , the boss chose to ease up on the workload .

با قدردانی از تلاش‌های کارمند، رئیس تصمیم گرفت بار کاری را سبک‌تر کند.

اجرا کردن

(با شجاعت) با چیزی روبه‌رو شدن

Ex:

درمانگر او را تشویق کرد تا برای بهبود عاطفی با مسائل حل نشده از گذشته خود روبرو شود.

to free up [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار دادن

Ex:

پاکسازی مبلمان قدیمی از انبار، فضا را برای وسایل جدید آزاد خواهد کرد.

to open up [فعل]
اجرا کردن

در دسترس قرار دادن

Ex: The expansion of online platforms is opening up opportunities for small businesses to reach global markets .

گسترش پلتفرم‌های آنلاین فرصت‌هایی را باز می‌کند برای کسب‌وکارهای کوچک تا به بازارهای جهانی دست یابند.

اجرا کردن

محدود کردن

Ex: It 's essential to tighten up the budget if we want to meet our financial goals .

اگر می‌خواهیم به اهداف مالی خود برسیم، سفت کردن بودجه ضروری است.

to pass up [فعل]
اجرا کردن

رد کردن

Ex:

آنها به او یک سفر رایگان پیشنهاد دادند، اما او به دلیل تعهدات دیگر آن را رد کرد.

اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Residents put up with the noise of city life for the conveniences it offers .

ساکنان تحمل می‌کنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتی‌هایی که ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

مواجه شدن با شرایط سخت

Ex:

تیم در طول فرآیند برنامه‌ریزی با مقاومت شدیدی از سوی جامعه روبرو شد.

اجرا کردن

شجاعانه مقاومت کردن

Ex:

دانش آموز به معلم ایستادگی کرد و به اظهارات جانبدارانه او اعتراض کرد.