افعال عبارتی با استفاده از 'Up' - آسیب زدن، انتقاد کردن یا دزدیدن

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Up'
to bang up [فعل]
اجرا کردن

به کسی آسیب رساندن

Ex:

علیرغم تجهیزات محافظتی، بازیکن فوتبال در جریان مسابقه شدید آسیب دید.

اجرا کردن

به کسی آسیب رساندن

Ex: That accident battered up the door of my car .

آن حادثه در ماشین من را آسیب زد.

to beat up [فعل]
اجرا کردن

کتک زدن

Ex: The gang members decided to beat up their rival in a street confrontation .

اعضای باند تصمیم گرفتند رقیب خود را در یک رویارویی خیابانی کتک بزنند.

اجرا کردن

شدیداً از کسی انتقاد کردن

Ex: Stop beating up on your sibling ; everyone makes mistakes .

دیگر به خواهر/برادرت توهین نکن؛ همه اشتباه می‌کنند.

to burn up [فعل]
اجرا کردن

کامل سوختن

Ex: The dry leaves piled up near the campsite started to burn up when a spark landed on them .

برگ‌های خشک انباشته شده نزدیک محل کمپ با افتادن یک جرقه روی آن‌ها شروع به سوختن کامل کردند.

to screw up [فعل]
اجرا کردن

خراب کردن

Ex: She felt a sinking feeling in her stomach after realizing she had screwed up the project .

او پس از فهمیدن این که پروژه را به هم ریخته است، احساسی از فروپاشی در شکمش حس کرد.

to smash up [فعل]
اجرا کردن

به شدت به چیزی صدمه زدن

Ex:

احساس ناامیدی کرد، در یک لحظه خشم مبلمان را خرد کرد.

to blow up [فعل]
اجرا کردن

منفجر کردن

Ex:

کارگردان فیلم برای یک صحنه اکشن یک ماشین را منفجر خواهد کرد.

اجرا کردن

پرخاشگرانه با کسی برخورد کردن

Ex: The fan ran up on the opposing team 's coach , expressing dissatisfaction with the game 's outcome .

طرفدار به سمت مربی تیم حریف دوید و نارضایتی خود را از نتیجه بازی ابراز کرد.

to mop up [فعل]
اجرا کردن

افراد یا دشمنان باقی‌مانده را شکست دادن

Ex:

لطفاً مطمئن شوید که هرگونه مقاومت را پاکسازی کرده‌اید قبل از اعلام امنیت منطقه.

to stick up [فعل]
اجرا کردن

با استفاده از سلاح از کسی سرقت کردن

Ex: The armed robbers stuck up the convenience store last night .

دزدان مسلح دیشب فروشگاه را سرقت کردند.