ساکت شدن
رئیس انتظار داشت که کارمندان ساکت شوند و به کار برگردند.
ساکت شدن
رئیس انتظار داشت که کارمندان ساکت شوند و به کار برگردند.
چاپلوسی کردن
فروشنده در چاپلوسی کردن مشتریان برای فروش بیشتر مهارت داشت.
با کسی تماس گرفتن
او به مشتری تلفن زد تا به نگرانیهایشان رسیدگی کند.
اطلاعات تازه بهدست آوردن
بیایید در مورد بهروزرسانیهای آخرین جلسه تیم صحبت کنیم.
برای به دست آوردن چیزی تلاش کردن
او در حال پیگیری وسایل گمشده با شرکت بیمه است.
با کسی معاشقه کردن
میتوانی به من کمک کنی تا با همسایه جدیدمان گپ بزنم؟ میخواهم تأثیر خوبی بگذارم.
سکوت کردن
نوجوان خجالتی در موقعیتهای اجتماعی ساکت میشد، که این باعث میشد دیگران به سختی بتوانند او را بشناسند.
با کسی صحبت کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد که با هر سوالی در مورد تکلیف دارند به او مراجعه کنند.
پیگیری کردن
من پیگیری خواهم کرد سرنخهایی که ارائه دادید و جزئیات بیشتری درباره موقعیتهای شغلی جمعآوری میکنم.
با کسی همکاری کردن
دانشجویان از پیشینههای مختلف همکاری کردند تا یک رویداد خیریه سازماندهی کنند.
(با قرار قبلی) کسی را ملاقات کردن
من بعد از فیلم با دوستم meet up میکنم.
با کسی تماس گرفتن
قبل از بازدید، همیشه خوب است که تماس بگیرید و بررسی کنید که آیا آنها در دسترس هستند.
بیش از حد با کسی مهربان بودن
دانش آموز سعی کرد با پیشنهاد کمک در کارهای اضافی در کلاس، خود را به معلم نزدیک کند.
قرارداد بستن
بازیگران مشتاق با خوشحالی برای آزمون بازیگری ثبت نام کردند، به امید یک پیشرفت.
چاپلوسی کردن
او امیدوار بود با کمک در کارهای خانه قبل از درخواست قرض گرفتن ماشین، والدینش را نرم کند.
صحبت کردن
استاد دانشجویان را تشویق کرد تا در کلاس آزادانه و با اعتماد به نفس صحبت کنند.
حل و فصل کردن
برای اجتناب از یک نبرد حقوقی طولانی، دو طرف درگیر در اختلاف تصمیم گرفتند به توافق برسند و خارج از دادگاه حل و فصل کنند.
چاپلوسی کردن
کارمند سعی کرد با چاپلوسی مداوم از رهبر تیم، پیشرفت شغلی خود را تقویت کند.
خلاصه کردن
گوینده لحظهای وقت گرفت تا نکات اصلی ارائه را خلاصه کند.
تعریف کسی یا چیزی را کردن
شهردار تعریف کرد از جاذبههای شهر برای تشویق گردشگری.
به صورت واضح نوشتن
به عنوان یک حرکت انگیزشی، مربی به طور منظم نقلقولهای الهامبخش را در رختکن نوشته میکرد.