افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - توقف یا شروع

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Out'
اجرا کردن

از پیشرفت چیزی جلوگیری کردن

Ex: The security team worked hard to block the intruders out.

تیم امنیتی سخت کار کرد تا متجاوزان را مسدود کند.

اجرا کردن

سریع و ناگهانی شروع شدن

Ex: War broke out unexpectedly , catching the nation off guard .

جنگ به طور غیرمنتظره‌ای شکست، ملت را غافلگیر کرد.

اجرا کردن

ترکیدن (در اثر فشار)

Ex: The volcano erupted , causing lava to burst out from the crater .

آتشفشان فوران کرد و باعث انفجار ناگهانی گدازه از دهانه شد.

اجرا کردن

علاقه خود به چیزی را با گذر زمان از دست دادن

Ex:

بیشتر کودکان در نهایت از ترس خود از تاریکی رها می‌شوند.

to keep out [فعل]
اجرا کردن

از ورود کسی به مکانی ممانعت کردن

Ex:

کار نگهبان جلوگیری از ورود افراد ناآرام به کلوب شبانه است.

اجرا کردن

دور نگه داشتن

Ex:

والدین دخترشان را از بحث‌های سیاسی دور نگه داشتند.

to lock out [فعل]
اجرا کردن

قفل کردن (برای جلوگیری از ورود دیگران)

Ex: The parents locked out their teenage child who had disobeyed curfew .

والدین فرزند نوجوان خود را که مقررات منع آمدوشد را نقض کرده بود قفل کردند.

to rule out [فعل]
اجرا کردن

جلوگیری کردن

Ex: By following safety protocols , we can rule out hazards in the laboratory .

با رعایت پروتکل‌های ایمنی، می‌توانیم خطرات در آزمایشگاه را حذف کنیم.

to set out [فعل]
اجرا کردن

عازم شدن

Ex: Setting out on a cross-country journey , they aimed to explore diverse landscapes .

شروع کردن به یک سفر بین‌المللی، هدف آن‌ها کاوش در مناظر متنوع بود.

to shut out [فعل]
اجرا کردن

از منفی گرایی اجتناب کردن

Ex: Emily decided to shut out the memories of the past and move forward with a positive mindset .

امیلی تصمیم گرفت خاطرات گذشته را حذف کند و با ذهنیتی مثبت به جلو حرکت کند.

اجرا کردن

به زور به چیزی پایان دادن

Ex: Countries are collaborating to stamp out cybercrime and enhance digital security globally .

کشورها در حال همکاری برای ریشه‌کن کردن جرایم سایبری و افزایش امنیت دیجیتال در سطح جهانی هستند.

اجرا کردن

شروع کردن

Ex: He started out his fitness journey by purchasing a gym membership and scheduling his first workout .

او سفر تناسب اندام خود را با خرید عضویت در باشگاه و برنامه‌ریزی اولین تمرینش آغاز کرد.

to box out [فعل]
اجرا کردن

بین حریف و سبد قرار گرفتن

Ex: The player failed to box out , allowing an easy putback .

بازیکن نتوانست بلاک کند, که منجر به یک پوت بک آسان شد.