افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - تایید، درک، یا افشا

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Out'
اجرا کردن

از دیدگاه جدیدی به زندگی نگریستن

Ex: She was open to adopting out new ways of thinking in her art , which led to unique and creative pieces .

او به پذیرفتن روش‌های جدید تفکر در هنرش باز بود، که منجر به آثار منحصر به فرد و خلاقانه شد.

to bear out [فعل]
اجرا کردن

یک ادعا را با ارائه شواهد و مدارک تایید کردن

Ex:

اسناد پس از بررسی، اطلاعات را تایید خواهند کرد.

اجرا کردن

از کسی حرف کشیدن

Ex:

مذاکره‌کننده سخت کار کرد تا در طی بحث‌های پرتنش امتیازاتی را از طرف مقابل بکشد بیرون.

اجرا کردن

حقیقت چیزی را کشف کردن

Ex: Students were encouraged to actively ferret out information from diverse sources for their research assignment .

از دانش‌آموزان تشویق شدند که برای تکلیف تحقیقاتی خود اطلاعات را از منابع متنوع به‌طور فعال کشف کنند.

اجرا کردن

حل و فصل کردن

Ex: Students often collaborate to figure out challenging assignments during group projects .

دانش‌آموزان اغلب برای یافتن پاسخ تکالیف چالش‌برانگیز در پروژه‌های گروهی همکاری می‌کنند.

to find out [فعل]
اجرا کردن

پی بردن

Ex:

ما باید حقیقت را در مورد این وضعیت کشف کنیم.

to get out [فعل]
اجرا کردن

فاش شدن

Ex: The truth always finds a way to get out , no matter how hard you try to hide it .

حقیقت همیشه راهی برای علنی شدن پیدا می‌کند، مهم نیست چقدر سعی کنید آن را پنهان کنید.

to leak out [فعل]
اجرا کردن

فاش شدن

Ex: The insider leaked out trade secrets to a competitor , giving them an unfair advantage in the market .

فرد داخلی، اسرار تجاری را به یک رقیب فاش کرد، که به آنها مزیت ناعادلانه‌ای در بازار داد.

to make out [فعل]
اجرا کردن

فهمیدن

Ex: She struggled to make out the meaning of the complex instructions .

او برای فهمیدن معنای دستورالعمل‌های پیچیده تلاش کرد.

to slip out [فعل]
اجرا کردن

از دهان پریدن

Ex: They inadvertently slipped out their plans for the weekend during casual conversation .

آنها ناخواسته در خلال یک گفتگوی معمولی لو دادند برنامه‌های آخر هفته خود را.

اجرا کردن

(از طریق تحقیق) به چیزی پی بردن

Ex:

عملیات مخفی طراحی شده بود تا جاسوس را رو کند و هویت واقعی او را افشا کند.

اجرا کردن

به قصد کسی پی بردن

Ex:

او قبل از افشای برنامه‌های آینده‌اش، انتظارات والدینش را به صورت استراتژیک بررسی کرد.

اجرا کردن

به عنوان دستمزد دریافت کردن

Ex:

آیا می‌توانند سپرده را به صورت اعتبار دریافت کنند ؟

to rat out [فعل]
اجرا کردن

زیراب زدن

Ex: The news reporter ratted out the people who were involved with the scandal .

گزارشگر خبری افراد درگیر در رسوایی را لو داد.