افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - ایجاد یا بیان یک احساس
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to feel really happy and relaxed without any particular reason

بیدلیل شاد بودن
پس از گردهمایی پر از خنده، همه آنها شروع کردند به احساس شادی و آرامش بیدلیل در رضایت.
to express oneself in a powerful and loud voice

با صدای بلند پیام خود را رساندن
معلم دستورالعملها را به دانشآموزان غرّاند.
to relax and take a break especially when feeling stressed or upset

آرام گرفتن, آرام شدن
درمانگر چند تکنیک پیشنهاد کرد تا به آرامش ذهن شما کمک کند.
to overwhelm someone with an excessive amount of tasks or assignments, often beyond their capacity to manage effectively

به کسی وظایف بیش از حد دادن
او همیشه کارمندانش را با کار اضافی غرق میکند، که این بر تعادل کار و زندگی آنها تأثیر میگذارد.
to have sympathy for someone and hope that they will get through the difficult situation they are in

احساس همدردی کردن
قلب من به سوی کسانی است که با مشکلات سلامتی دست و پنجه نرم میکنند.
to be in a romantic relationship

با کسی رابطه عاشقانه داشتن
پس از چند ماه با هم بیرون رفتن به صورت غیررسمی، امیلی و مارک تصمیم گرفتند رابطه خود را رسمی کنند.
to kiss and touch someone in a sexual manner

عشق بازی کردن
آنها تصمیم گرفتند در ساحل زیر نور ماه بوسیدن.
to freely express one's deep emotions, thoughts, or feelings

درد و دل کردن
بعد از اینکه برای مدتی طولانی خودداری کرد، او بالاخره ناامیدیهایش را ریخت.
to express an emotion, typically through honest speech

صادقانه بیان کردن
او غم خود را به نزدیکترین دوستانش ریخت، و درد خود را از یک فقدان شخصی بیان کرد.
to make someone exhausted through physical or mental activity

خسته کردن, فرسوده کردن
روال تمرین چالشبرانگیز کاملاً او را خسته کرد.
to relax without doing much activity

فقط استراحت کردن
خانواده در تعطیلات استراحت کردند، فقط از آفتاب لذت بردند.
to cause someone to feel uncomfortable or surprised by something unusual

شوکه کردن
اثر هنری عجیب در گالری واقعاً بازدیدکنندگان را آشفته کرد.