افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - ایجاد یا بیان یک احساس

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Out'
اجرا کردن

بی‌دلیل شاد بودن

Ex: In the company of good friends , it 's easy to bliss out and enjoy the moment .

در همراهی دوستان خوب، آسان است که احساس خوشحالی کنید و از لحظه لذت ببرید.

to boom out [فعل]
اجرا کردن

با صدای بلند پیام خود را رساندن

Ex: She boomed out the announcement to the entire room .

او اعلامیه را به تمام اتاق غراند.

اجرا کردن

آرام گرفتن

Ex: The beach is my favorite spot to chill out and unwind .

ساحل، محل مورد علاقه من برای آرامش و استراحت است.

اجرا کردن

به کسی وظایف بیش از حد دادن

Ex:

معلم دانش‌آموزان را با تکالیف غرق کرده بود، به طوری که زمان کمی برای فعالیت‌های دیگر داشتند.

اجرا کردن

احساس همدردی کردن

Ex:

قلبم به سوی خانواده کوهنورد گمشده می‌رود، امیدوار به بازگشت ایمن.

اجرا کردن

با کسی رابطه عاشقانه داشتن

Ex: After a period of casual dating , they started going out together exclusively , signaling a deeper commitment .

پس از مدتی دوستی معمولی، آنها شروع به با هم بیرون رفتن به صورت انحصاری کردند که نشان دهنده تعهد عمیق‌تری بود.

to make out [فعل]
اجرا کردن

عشق بازی کردن

Ex: They made out in the car before driving home from the movie .

آن‌ها قبل از رانندگی به خانه پس از فیلم در ماشین بوسیدند.

to pour out [فعل]
اجرا کردن

درد و دل کردن

Ex:

در دفتر خاطراتش، تمام تأملات و رازهای روزانه‌اش را خالی می‌کرد.

اجرا کردن

صادقانه بیان کردن

Ex:

او هیجان خود را به خانواده‌اش ریخت، با اشتیاق خبر ارتقای خود را به اشتراک گذاشت.

to tire out [فعل]
اجرا کردن

خسته کردن

Ex:

معلم نمی‌خواست دانش‌آموزان را قبل از سفر علمی خسته کند.

to veg out [فعل]
اجرا کردن

فقط استراحت کردن

Ex: She loves to veg out on the weekends , avoiding any strenuous activities .

او عاشق استراحت کردن در آخر هفته است، و از هر فعالیت خسته‌کننده‌ای اجتناب می‌کند.

اجرا کردن

شوکه کردن

Ex:

نورهای غیرقابل توضیح در آسمان شاهدان را عجیب و غریب کرد.