افعال عبارتی با استفاده از 'Out' - جابجایی، ترک کردن یا فرار

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Out'
to bail out [فعل]
اجرا کردن

کسی را با پول موقت آزاد کردن

Ex:

در مواجهه با اتهامی غیرمعمول، او از پسرعموی خود خواست تا او را با وثیقه آزاد کند از این وضعیت حقوقی عجیب.

اجرا کردن

فرار کردن (از زندان)

Ex: The movie showcased a dramatic plot of prisoners trying to break out .

فیلم یک طرح دراماتیک از زندانیانی را نشان داد که سعی در فرار داشتند.

اجرا کردن

تهاجمی کسی را تعقیب کردن

Ex: The security guard chased out the trespassers from the private property .

نگهبان امنیت متجاوزین را از ملک خصوصی رانده کرد.

اجرا کردن

حساب خود را تسویه کردن و رفتن (در هتل)

Ex: Please make sure to check out online if you have an early departure .

لطفاً مطمئن شوید که اگر عزیمت زودهنگام دارید، تسویه حساب را به صورت آنلاین انجام دهید.

اجرا کردن

باعجله مکانی را ترک کردن

Ex:

ضروری است که در صورت نیاز به پاکسازی منطقه، برنامه تخلیه داشته باشیم.

to drop out [فعل]
اجرا کردن

ترک تحصیل کردن

Ex:

محدودیت‌های مالی او را مجبور کرد که دانشگاه را ترک کند و به دنبال کار بگردد.

to go out [فعل]
اجرا کردن

بیرون رفتن

Ex: They often go out on weekends to explore new restaurants .

آن‌ها اغلب آخر هفته‌ها بیرون می‌روند تا رستوران‌های جدید را کشف کنند.

to head out [فعل]
اجرا کردن

به سفر رفتن

Ex: They often head out for a walk in the park after dinner .

آن‌ها اغلب بعد از شام برای پیاده‌روی در پارک به راه می‌افتند.

to move out [فعل]
اجرا کردن

به خانه جدید نقل مکان کردن

Ex: My roommate is going to move out and live with her boyfriend .

همخانه‌ای من قصد دارد جابه‌جا شود و با دوست پسرش زندگی کند.

to peel out [فعل]
اجرا کردن

به سرعت جایی را ترک کردن (با وسیله نقلیه)

Ex:

قهرمان فیلم اکشن یک خروج دراماتیک انجام داد، با سرعت گرفتن از کوچه در حالی که لاستیک‌ها جیغ می‌کشیدند و دود به هوا بلند می‌شد.

to pile out [فعل]
اجرا کردن

سریع خارج شدن

Ex: When the fire alarm rang , everyone in the building had to pile out immediately .

وقتی آژیر خطر آتش‌سوزی به صدا درآمد، همه در ساختمان مجبور شدند فوراً به سرعت خارج شوند.

اجرا کردن

ناگهان رها کردن

Ex:

او وسوسه شد که از مسئولیت‌هایش فرار کند اما تصمیم گرفت بماند و پروژه را به پایان برساند.

to show out [فعل]
اجرا کردن

کسی را به سمت خروج هدایت کردن

Ex: The guide showed out the tour group , concluding the excursion .

راهنما گروه تور را به بیرون هدایت کرد، و به گشت‌وگذار پایان داد.

to slip out [فعل]
اجرا کردن

مخفیانه جایی را ترک کردن

Ex:

برای جلوگیری از سوالات، او سعی کرد بدون اینکه دیده شود از جمع خانوادگی فرار کند.

اجرا کردن

ناگهان جایی را ترک کردن

Ex: As the tension in the room escalated , she could n't contain her anger and abruptly stormed out .

با افزایش تنش در اتاق، او نتوانست خشم خود را کنترل کند و ناگهان خارج شد.

to walk out [فعل]
اجرا کردن

گذاشتن و رفتن

Ex:

آن‌ها در پاسخ به تصمیم ناعادلانه از کنفرانس خارج شدند.

to want out [فعل]
اجرا کردن

تمایل به ترک جایی داشتن

Ex:

بعد از بحث، آنها خواستند از گفتگوی داغ خارج شوند.