موفق شدن (در رسیدن به هدف)
تیم نجات با موفقیت مأموریت جسورانه را به انجام رساند و تمام کوهنوردان گرفتار را نجات داد.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
موفق شدن (در رسیدن به هدف)
تیم نجات با موفقیت مأموریت جسورانه را به انجام رساند و تمام کوهنوردان گرفتار را نجات داد.
موفق شدن (در انجام یک کار دشوار)
با وجود تازهکار بودن در شغل، او مسئولیتها را با حرفهایگری و شایستگی به عهده گرفت.
با موفقیت شروع کردن
تیم تصمیم گرفت پروژه را با سرعت شروع کند، و به سرعت شتاب گرفت.
شروع کردن
برای شروع پروژه، آنها یک جلسه طوفان فکری با کل تیم برگزار کردند.
از تنبیه کسی خودداری کردن
معلم این بار به خاطر فراموش کردن تکالیف، دانشآموز را بخشید، اما او را از عواقب سختتر در صورت تکرار این اتفاق هشدار داد.
نتیجه دادن
آنها امیدوار بودند که کمپین بازاریابی به ثمر بنشیند و منجر به افزایش فروش شود.
با موفقیت به انجام رساندن
با اینهمه زمان کم، این که او چطور آن ارائه را با موفقیت انجام داد впеرهکننده بود.
به کار انداختن
کنجکاوی کودکان درباره دکمه بزرگ قرمز، هشدار را در موزه علوم فعال کرد.
مجوز دادن
کمیته به اتفاق آرا بودجه سال مالی آینده را تأیید کرد.
واکنش کسی را برانگیختن
سیاست جدید شروع به اعتراضات کرد، با شهروندان که نارضایتی خود را بیان میکنند.
شروع شدن
جلسه با یک مقدمه کوتاه از سوی رئیس آغاز خواهد شد.