آرام شدن
قدم زدن در هوای تازه به او کمک کرد تا آرام شود و دیدگاه روشنتری نسبت به موضوع پیدا کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آرام شدن
قدم زدن در هوای تازه به او کمک کرد تا آرام شود و دیدگاه روشنتری نسبت به موضوع پیدا کند.
به نظر جذاب آمدن
به نظر میرسید که او از جمعآوری تمبرهای نادر به عنوان یک سرگرمی لذت میبرد.
فقط وقت تلف کردن
به جای مطالعه، او بعدازظهر را به وقت تلف کردن و بازی کردن بازیهای ویدیویی گذراند.
به کسی در در آوردن لباسهایش کمک کردن
او برای باز کردن زیپ لباسش تقلا کرد، بنابراین دوستش پیشنهاد داد که به او کمک کند آن را درآورد.
به ثبات رسیدن
محبوبیت پلتفرم جدید رسانههای اجتماعی پس از افزایش اولیه تثبیت شد و به پایگاه کاربری پایدارتری رسید.
از لحاظ مالی به کسی وابسته بودن
آنها از زمین زندگی میکنند، غذای خود را کشت میکنند و دام پرورش میدهند.
مستقیما به جایی وصل بودن
بالکن از اتاق خواب باز میشود، یک پناهگاه خصوصی در فضای باز ارائه میدهد.
از مکانی به صورت کوتاه بازدید کردن
او پیشنهاد کرد که برای خرید محصولات تازه برای شام امشب در بازار توقف کنیم.
مسئولیت را به فرد یا نهاد دیگری واگذار کردن
معلمان اغلب نیاز دارند برخی وظایف را به دستیاران آموزشی خود واگذار کنند.
ساطع کردن
شمعها نور گرم و آرامشبخشی منتشر میکنند.
بدرقه کردن
ما به فرودگاه رفتیم تا بدرقه کنیم دوستمان را که به کشوری دیگر پرواز میکرد.
برای خلاص شدن از شر چیزی آن را فروختن
آنها مجبور شدند یادگاریهای خانوادگی خود را بفروشند تا هزینههای پزشکی را پرداخت کنند.
انتقال دادن
شرکت تصمیم گرفت کارمند را برای یک پروژه ویژه به شعبه خارج از کشور اعزام کند.
به خواب رفتن
در طول سخنرانی خستهکننده، برخی از دانشآموزان نتوانستند از چرت زدن پشت میزهای خود جلوگیری کنند.
بهخواب رفتن
سخنرانی یکنواخت باعث شد برخی از دانشآموزان در وسط کلاس به خواب بروند.
چرت زدن
تا زمانی که هواپیما بلند شد، من قبلاً چرت زده بودم.
از طریق خواب بهبود یافتن
من معمولاً با استراحت و خوابیدن زیاد از سرما خوردگی بهبود مییابم.
بهترین بخش چیزی را برگزیدن
در مذاکرات تجاری، ضروری است که اجازه ندهیم یک طرف به تنهایی از تمام مزایا بهرهمند شود، تا معاملهای منصفانه برای هر دو طرف تضمین شود.
خودنمایی کردن
او از هر فرصتی برای خودنمایی استفاده کرد.
کسی را به شدت آزار دادن
نادیده گرفته شدن مکرر به راحتی میتواند عصبانی کند هر کسی را، از جمله صبورترین افراد.
کسی را عصبانی کردن
اظهارات بیپروای گوینده توانست چندین عضو مخاطب را عصبانی کند.
به ترتیب شمردن
برای سازماندهی صف، کارکنان رویداد از شرکتکنندگان خواستند قبل از ورود به محل شمارش کنند.
از روی لیست خواندن
موارد را از لیست خرید بخوانید و مواردی را که باید بخریم علامت بزنید.
با قدم اندازهگیری کردن
در طول سفر کمپینگ، آنها مجبور بودند برای برپایی هر چادر در منطقه تعیین شده، فضا را با قدم زدن اندازهگیری کنند.
با صدای بلند صحبت کردن
او در مهمانی درباره سیاست شکایت کرد.
با عصبانیت عقاید خود را بیان کردن
در طول بحث داغ، او مدام نظراتش را بلند بیان میکرد، با دیدگاههایش بر گفتگو مسلط بود.
کسی را مورد شماتت قرار دادن
قصد نداشتم او را سرزنش کنم، اما واقعاً ناامید شده بودم.
نظر کسی را در باره یک ایده پرسیدن
او اغلب ایدههای نوآورانه خود را با تیم در میان میگذارد تا بازخورد بگیرد.
ساعت زدن (هنگام خروج)
کارگران با اشتیاق در مقابل دستگاه ثبت زمان صف میکشند تا ثبت خروج کنند و به خانه بروند.
بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن
او تمام اطلاعات مرتبط را از سند به راحتی بیان کرد در طول ارائه.
مخفیانه به کسی اطلاع دادن
او نمیخواست رقبای خود را از راهاندازی محصول جدید مطلع کند.
به تدریج کاهش یافتن
با افزایش تنش در اتاق، میانجی تلاش کرد تا محیطی ایجاد کند که در آن احساسات بتوانند کاهش یابند.
کاهش یافتن
اثربخشی دارو ممکن است با گذشت زمان کاهش یابد.
به تدریج ساکت شدن
آتشبازیها کمکم محو شدند، فقط پژواکها را در شب باقی گذاشتند.
بهتدریج از بین رفتن
پس از مدتی، رنگ روی تجهیزات زمین بازی شروع به کندن کرد.
با موفقیت ریشهکن کردن
تیم به صورت جمعی در حال رفع چالشهای پروژه پیچیده است.
نادیده گرفتن
علیرغم هشدارها، او به راحتی از نادیده گرفتن خطرات بالقوه گذشت.
چیزی را جدی نگرفتن
دوست خیانت را با خنده رد کرد، گفت که به هر حال واقعاً برایش مهم نبود.
بیارزش شمردن
پس از شش ماه کار، در نهایت پروژه را به عنوان یک شکست حذف کردیم.
تحت تاثیر قرار دادن
اطلاعات نادرست اغلب از نادانی تغذیه میکند، و هنگامی که کنترل نشود فراگیرتر میشود.