افعال عبارتی با استفاده از 'Off' و 'In' - کشتن، آسیب زدن، فریب دادن (Off)
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to kill someone, typically in a deliberate, sudden, or violent manner

کسی را به قتل رساندن
در فیلم، شرور سعی کرد شریک قهرمان را از بین ببرد.
(of an illness) to cause the death of a person or many people

کشنده بودن, باعث مرگ شدن
هر دوی آنها توسط ذاتالریه برده شدند.
(of a gun, bomb, etc.) to be fired or to explode

منفجر شدن, شلیک شدن
تفنگ وقتی به زمین افتاد به طور تصادفی شلیک کرد.
to cause the death of a character in a work of fiction, typically for dramatic effects or to advance the plot

موجب مرگ شخصیت داشتان شدن
فیلمنامهنویس در حال حاضر در حال بحث است که آیا شخصیت اصلی را در فیلم آینده بکشد یا نه.
to take someone's life, typically in association with criminal activity

به زندگی کسی پایان دادن
قاتل حرفهای به خاطر تواناییاش در حذف اهداف مهم بدون دستگیری شناخته شده بود.
to cause an explosive weapon to discharge

باعث انفجار چیزی شدن
شکارچی شلیک کرد یک تیر تفنگ به سمت گوزن.
to dispose of something by giving or selling it to someone else though persuasion or deception

چیزی را به کسی انداختن
فروشنده محصولات منقضی شده را با قیمت تخفیفدار فروخت بدون اینکه تاریخها را ذکر کند.
to present oneself or something as someone or something else in a deceptive manner

چیزی را به جای چیز دیگری جا زدن, قالب کردن
من نمیتوانم باور کنم که او توانست آن بهانه مسخره را به عنوان حقیقت جا بزند.
to target and shoot individuals one after another

به مردم یکی پس از دیگری شلیک کردن
در بازی ویدئویی، بازیکنان اغلب سعی میکنند حریفان را یکی یکی حذف کنند.
to pretend not to be affected by a certain emotion or reaction

تظاهر به خوب بودن کردن
جوک کمدین جواب نداد، اما او با مسخره کردن جوک خودش آن را مدیریت کرد.
to kill someone intentionally and with prior planning

مرتکب قتل شدن
گروه قصد داشت به خاطر خیانتش او را از بین ببرد.
to activate a bomb, an explosive, etc.

منفجر شدن
آنها دقیقاً در نیمهشب منفجر کردند نمایش آتشبازی را برای جشن سال نو.