بر اثر انفجار جدا شدن
انفجار در کارخانه شیمیایی آنقدر شدید بود که بخشهایی از دیوارها کنده شدند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
بر اثر انفجار جدا شدن
انفجار در کارخانه شیمیایی آنقدر شدید بود که بخشهایی از دیوارها کنده شدند.
چیزی را جوشاندن (برای پاکسازی)
بیایید بجوشانیم تا سس باقیمانده غلیظتر شود.
چیزی را شکستن (به منظور جدا کردن بخشی از آن)
یک تکه شکلات برای خودت بکن.
کامل سوزاندن
باغبان مجبور شد برگهای قدیمی را بسوزاند تا جا برای رشد جدید باز شود.
سطح چیزی را پاک کردن
بادهای قوی به پاک کردن برگها از راهرو کمک کردند.
جدا شدن
برچسب روی لپتاپ شروع به کنده شدن از لبهها کرد.
بریدن
مجسمهساز با دقت خاک رس اضافی را برید تا مجسمه را مطابق با طراحی شکل دهد.
به سرعت در آوردن
او وقتی از مدرسه به خانه آمد کولهپشتیاش را روی صندلی پرتاب کرد.
بخشی از یک سازمان را جدا کردن
تصمیم به جدا کردن فروشگاههای کمعملکرد به زنجیره خردهفروشی کمک کرد تا عملیات خود را سادهتر کند.
سریع بریدن
هنگام ساخت یک مجسمه، هنرمند ممکن است نیاز داشته باشد مواد اضافی را ببرد تا به شکل مورد نظر برسد.
سریع بیرون کشیدن
کودک در حال کندن گلبرگهای گل دیده شد.
تقسیم کردن
به دلیل رویداد، پارک به مناطق مختلف تقسیم شد.
از یک گروه بزرگتر جدا کردن
تکنسین نیاز داشت تا یک نمونه کوچک از ماده شیمیایی را برای آزمایش جدا کند.
تکاندن
سگ پس از پریدن به دریاچه آب را تکان داد.
گروهی را به دلیل اختلاف نظر ترک کردن
کارکنان، ناراضی از تصمیمات مدیریت، تهدید کردند که برای محافظت از منافع خود از اتحادیه جدا شوند.
درآوردن (لباس، کفش و غیره)
لطفاً قبل از ورود به خانه کفشهای خود را درآورید.
تمیز کردن
با استفاده از یک واشر فشار، آنها توانستند کثیفی را از دیوارهای خارجی بشویند.
تمام لباسها را در آوردن
تیم بازسازی کاغذ دیواری قدیمی را کند تا دیوارهای برهنه زیر آن را آشکار کند.