فهرست واژگان سطح C2 - درخواست و پاسخ
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد درخواست و پاسخ را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to sincerely and desperately ask for something

التماس کردن, استدعا کردن
مادر ناامید از مقامات درخواست کرد تا فرزند گمشدهاش را پیدا کنند.
to earnestly request or obtain something through prayer, entreaty, or supplication

با دعا و درخواست چیزی را به دست آوردن
او نامهای از صمیم قلب نوشت تا از استادش درخواست کند برای تمدید مهلت پروژه نهایی.
to ask or request humbly and earnestly, typically in a religious or devotional context

التماس کردن, تمنا کردن
روستاییان در زیارتگاه برای برداشت خوب تمنا کردند.
to ask questions in order to seek information or clarification

پرسیدن, استنطاق کردن
روزنامهنگار تصمیم گرفت برای اطمینان از صحت اطلاعات قبل از انتشار مقاله، منابع را پرسوجو کند.
to earnestly and desperately beg for something

التماس کردن
من از شما تمنا میکنم، به درخواست من گوش دهید و جدیت وضعیت را درک کنید.
to ask someone questions in a formal way

رسماً چیزی را درخواست کردن
معلم تصمیم گرفت دانشآموزان را مورد پرسش قرار دهد تا درک آنها از مفاهیم علمی جدید را ارزیابی کند.
to reply quickly and sharply, often in a clever or aggressive manner

جواب متقابل دادن, پاسخ دادن، جواب دادن
به جای سکوت، تام با یک پاسخ هوشمندانه پس از به چالش کشیده شدن توسط همکارش پاسخ داد.
to ask a lot of challenging and persistent questions to get information or clarification

سوالهای زیاد پرسیدن
کارآگاه برای کشف ناهماهنگیها در معاذیر متهم، او را ساعتها بازجویی کرد.
to respond to someone often in a witty, angry, or disapproving manner

پاسخ دادن
به جای سکوت، او انتخاب کرد که با یک پاسخ سریع و تند واکنش نشان دهد.
to annoy someone repeatedly by making persistent requests

(به کسی) پیله کردن
علیرغم اینکه به او نه گفته شد، او به آزار دادن همکارانش برای کمک ادامه داد.
to request something in an annoyingly persistent way

به صورت مداوم التماس چیزی را کردن
کودکان والدین خود را برای دریافت آخرین اسباببازیهایی که در تلویزیون دیده بودند آزار میدادند.
to formally question someone, especially in a legal or parliamentary context

استیضاح کردن
حزب مخالف ماه آینده وزیر کشور را استیضاح خواهد کرد.
