فهرست واژگان سطح C2 - شکایت و انتقاد
در اینجا تمام واژههای اساسی برای صحبت در مورد شکایت و انتقاد را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبانآموزان سطح C2 جمعآوری شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to argue and express one's disagreement or objection to something

شدیداً مخالفت کردن
وقتی کارمندان از کاهش حقوق پیشنهادی مطلع شدند، با مدیریت اعتراض کردند.
to express unhappiness in an irritable manner

ابراز ناراحتی کردن
هر زمان که در حمل و نقل عمومی تأخیری وجود دارد، مسافران تمایل دارند که دربارهی ناراحتی غر بزنند.
to complain or whine persistently and often about trivial matters

نارضایتی خود را ابراز کردن
شکایت کردن بدون ارائه راهحل برای مشکلات بیثمر است.
to complain or criticize persistently, often about trivial issues

شکایت کردن
در جلسه فردا، امیدوارم کسی دوباره درباره اشتباهات تایپی گزارش خرده نگیرد.
to argue over unimportant things or to complain about them

سر هیچوپوچ بحث کردن
به جای ارائه بازخورد سازنده، او فقط درباره هر جنبهای از ارائه بحث کرد.
to strongly and harshly criticize someone or something

محکوم کردن, تنبیه کردن
او به کارمندانش به دلیل عدم رعایت استانداردهای شرکت سرزنش میکرد.
to find fault or criticize small, insignificant details

انتقاد شدید از کسی یا چیزی
علیرغم موفقیتشان، منتقدان سریع به ریزهگیری از نقصهای فناوری جدید پرداختند.
to criticize someone angrily and harshly

سرزنش کردن, توبیخ کردن
معلم به خاطر رفتار مخرب دانشآموزان در کلاس آنها را سرزنش کرد.
to strongly and angrily criticize or complain about something

گله کردن
والدین بدون تردید به شدت انتقاد کردند از اداره مدرسه به دلیل برخوردشان با یک حادثه قلدری.
to severely criticize, often with the intention of correcting someone's behavior or actions

تنبیه کردن, توبیخ کردن
سرپرست مجبور شد اعضای تیم را به دلیل عدم رعایت پروتکلهای ایمنی در محل کار سرزنش کند.
to criticize someone for doing or saying something that one believes to be wrong

سرزنش کردن, ملامت کردن
مربی بازیکنان را به دلیل کمبود فداکاری در تمرین سرزنش کرد.
to speak loudly, expressing strong opinions or complaints

قیلوقال کردن
در طول بحث کلاس، دانش آموز شروع به اعتراض کردن درباره بیعدالتی سیستم نمرهدهی کرد و با شور و حرارت نارضایتیهای خود را بیان کرد.
to make objections, often over small details without a good reason

بهانهگیری کردن, غر زدن، نق زدن
در حالی که اکثر از این تلاش قدردانی کردند، چند نفر درباره طرح رنگ انتخاب شده برای پروژه خرده میگرفتند.
to express one's disagreement, refusal, or reluctance

مخالفت کردن, اعتراض کردن
او در پذیرش ترفیع تردید کرد، مطمئن نبود که آماده مسئولیت است.
to complain in a persistent and annoying manner

غر زدن
دوستان جنی از دعوت کردن او به گردش ها خودداری می کردند چون او تمایل داشت در مورد هر جزئیات کوچکی شکایت کند.
to express dissatisfaction in a way that is annoying or repetitive

مدام از چیزی شکایت کردن
تمایل جین به غر زدن درباره ناراحتیهای جزئی، کار کردن در آرامش را برای همکارانش دشوار میکرد.
to express one's dissatisfaction about something, often informally

شکایت کردن
به جای غر زدن در مورد وضعیت، ارتباط برقرار کردن و جستجوی راهحل سازندهتر است.
to strongly criticize or condemn

مورد عتاب و خطاب قرار دادن
سیاستمدار به شدت علیه حزب مخالف انتقاد کرد و آنها را به انتشار دروغ و اطلاعات نادرست متهم کرد.
to identify or point out flaws, errors, or shortcomings in someone or something

بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن
