فهرست واژگان سطح C2 - شکایت و انتقاد

در اینجا تمام واژه‌های اساسی برای صحبت در مورد شکایت و انتقاد را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان‌آموزان سطح C2 جمع‌آوری شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
اجرا کردن

شدیداً مخالفت کردن

Ex: The community members remonstrated against the construction of a new landfill in their residential area .

اعضای جامعه علیه ساخت یک زباله‌دانی جدید در منطقه مسکونی خود اعتراض کردند.

to grouch [فعل]
اجرا کردن

ابراز ناراحتی کردن

Ex: Instead of enjoying the family gathering , Uncle Bob spent the entire time grouching about various issues .

به جای لذت بردن از جمع خانوادگی، عمو باب تمام وقت را به غر زدن درباره مسائل مختلف گذراند.

to kvetch [فعل]
اجرا کردن

نارضایتی خود را ابراز کردن

Ex: Do n't kvetch about the traffic ; we 'll get there eventually .

در مورد ترافیک غر نزنید؛ بالاخره به آنجا خواهیم رسید.

to carp [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Critics seem to carp endlessly about plot holes no one else even notices .

منتقدان به نظر می‌رسد بی‌پایان درباره‌ی نق زدن به حفره‌های داستانی که هیچ‌کس دیگر حتی متوجه نمی‌شود.

to quibble [فعل]
اجرا کردن

سر هیچ‌و‌پوچ بحث کردن

Ex: The children often quibbled over trivial things like who got to sit in the front seat of the car .

کودکان اغلب بر سر چیزهای پیش پا افتاده مثل این که چه کسی در صندلی جلو ماشین بنشیند بحث می‌کردند.

اجرا کردن

محکوم کردن

Ex: The professor castigated the students for their lack of preparation in the final exam .

استاد دانش‌آموزان را به دلیل عدم آمادگی در امتحان نهایی سرزنش کرد.

to nitpick [فعل]
اجرا کردن

انتقاد شدید از کسی یا چیزی

Ex: He continued to nitpick the painting , overlooking its overall beauty .

او به ریزه‌کاری در نقاشی ادامه داد، و زیبایی کلی آن را نادیده گرفت.

to berate [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She could n't help but berate her friend for breaking a promise .

او نمی‌توانست از سرزنش کردن دوستش به خاطر شکستن قول خودداری کند.

to rail [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: Despite the improvements , the customer continued to rail about the service quality .

علیرغم بهبودها، مشتری به شکایت شدید از کیفیت خدمات ادامه داد.

to chastise [فعل]
اجرا کردن

تنبیه کردن

Ex: The parent chastised the child for not completing homework assignments on time .

والدین به دلیل تکمیل نکردن تکالیف در زمان مقرر، کودک را سرزنش کردند.

to upbraid [فعل]
اجرا کردن

سرزنش کردن

Ex: She upbraided herself for not preparing adequately for the important presentation .

او به خاطر آماده نشدن کافی برای ارائه مهم، خود را سرزنش کرد.

to rant [فعل]
اجرا کردن

قیل‌وقال کردن

Ex: During the meeting , the manager started to rant about the lack of teamwork , emphasizing the need for improvement .

در طول جلسه، مدیر شروع به داد و بیداد کردن در مورد کمبود کار تیمی کرد و بر نیاز به بهبود تأکید کرد.

to cavil [فعل]
اجرا کردن

بهانه‌گیری کردن

Ex: Even after a successful event , there were those who continued to cavil at the choice of music .

حتی پس از یک رویداد موفق، کسانی بودند که به عیبجویی از انتخاب موسیقی ادامه دادند.

to demur [فعل]
اجرا کردن

مخالفت کردن

Ex: She demurred at the idea of endorsing the policy , raising ethical concerns .

او به ایده حمایت از سیاست اعتراض کرد، نگرانی‌های اخلاقی را مطرح کرد.

to whinge [فعل]
اجرا کردن

غر زدن

Ex: Even with the upgraded office facilities , some employees continued to whinge about minor inconveniences .

حتی با امکانات اداری ارتقا یافته، برخی از کارمندان به شکایت از ناراحتی‌های جزئی ادامه دادند.

to bleat [فعل]
اجرا کردن

مدام از چیزی شکایت کردن

Ex: Instead of finding solutions , Mark continued to bleat about the challenges without taking any action .

به جای یافتن راه‌حل‌ها، مارک به شکایت از چالش‌ها بدون هیچ اقدامی ادامه داد.

to beef [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: Instead of constantly beefing , let 's focus on finding solutions to the problem .

به جای غر زدن مداوم، بیایید روی پیدا کردن راه‌حل‌های مشکل تمرکز کنیم.

اجرا کردن

مورد عتاب و خطاب قرار دادن

Ex: The union leader fulminated against the employer 's proposed cuts , declaring them an attack on workers ' rights .

رهبر اتحادیه علیه کاهش‌های پیشنهادی کارفرما به شدت انتقاد کرد و آن را حمله‌ای به حقوق کارگران اعلام کرد.

اجرا کردن

بر روی اشکالات کسی یا چیزی دست گذاشتن

Ex: Mary always finds fault with her younger brother , criticizing his choices and decisions .
to grouse [فعل]
اجرا کردن

گله کردن

Ex: During the meeting , team members started to grouse about the lack of communication from the leadership .

در طول جلسه، اعضای تیم شروع به شکایت از کمبود ارتباط از سوی رهبری کردند.

to chide [فعل]
اجرا کردن

شکایت کردن

Ex: The mother chided her child for not wearing a coat on a chilly day .

مادر به کودکش به خاطر نپوشیدن کت در یک روز سرد توبیخ کرد.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement