فهرست واژگان سطح C2 - توصیه و نفوذ

در اینجا شما تمام کلمات ضروری برای صحبت در مورد توصیه و تأثیر را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
to coax [فعل]
اجرا کردن

کسی را راضی به انجام کاری کردن

Ex: The interviewer tried to coax the interviewee into sharing more details about their experiences .

مصاحبه‌کننده سعی کرد مصاحبه‌شونده را ترغیب کند تا جزئیات بیشتری درباره تجربیاتش به اشتراک بگذارد.

to cajole [فعل]
اجرا کردن

قانع کردن

Ex: He managed to cajole his roommate into helping with the housecleaning by offering to cook their favorite meal .

او توانست با پیشنهاد پختن غذای مورد علاقه‌شان، همخانه‌اش را ترغیب کند تا در نظافت خانه کمک کند.

اجرا کردن

با استدلال قانع کردن

Ex: The parents decided to reason with their child to help them see the importance of completing their homework .

والدین تصمیم گرفتند با فرزند خود استدلال کنند تا به او کمک کنند اهمیت انجام تکالیفش را ببیند.

to lure [فعل]
اجرا کردن

وسوسه کردن

Ex: The company offered a special discount to lure new customers to try their products .

شرکت یک تخفیف ویژه ارائه داد تا مشتریان جدید را فریب دهد تا محصولاتشان را امتحان کنند.

to inveigle [فعل]
اجرا کردن

فریفتن

Ex: Despite initial skepticism , the charismatic speaker was able to inveigle the audience into supporting his controversial ideas .

علیرغم شک و تردید اولیه، سخنران کاریزماتیک توانست مخاطبان را فریب دهد تا از ایده‌های جنجالی او حمایت کنند.

to entice [فعل]
اجرا کردن

اغوا کردن

Ex: The restaurant enticed diners to try their new menu items by offering a free appetizer with every main course .

رستوران با ارائه پیش‌غذای رایگان همراه با هر غذای اصلی، مشتریان را به امتحان کردن آیتم‌های جدید منو ترغیب کرد.

to sway [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: The persuasive documentary aimed to sway viewers to reconsider their attitudes towards climate change .

مستند متقاعد کننده با هدف ترغیب بینندگان به تجدید نظر در نگرش خود نسبت به تغییرات آب و هوایی ساخته شد.

to faze [فعل]
اجرا کردن

روحیه کسی را خراب کردن

Ex: The loud noise outside the window did n't faze the focused student studying for exams .

صدای بلند بیرون پنجره، دانش‌آموز متمرکزی که برای امتحانات درس می‌خواند را آشفته نکرد.

اجرا کردن

دستپاچه کردن

Ex: The unfamiliar surroundings began to disconcert the traveler , making her feel a bit uneasy .

محیط ناآشنا شروع به سردرگم کردن مسافر کرد و باعث شد او کمی احساس ناراحتی کند.

to prod [فعل]
اجرا کردن

کسی را به انجام کاری تشویق کردن

Ex: Wanting to speed up the process , she prodded her colleague to complete the task more quickly .

با تمایل به تسریع فرآیند، او همکارش را ترغیب کرد تا وظیفه را سریع‌تر به پایان برساند.

to exhort [فعل]
اجرا کردن

تشویق و ترغیب کردن

Ex: The leader is currently exhorting the group to stay focused on their mission .

رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب می‌کند.

to admonish [فعل]
اجرا کردن

نصیحت کردن

Ex: The teacher admonished the students to complete their assignments on time to ensure academic success .

معلم به دانش‌آموزان توصیه کرد که تکالیف خود را به موقع کامل کنند تا موفقیت تحصیلی را تضمین کنند.

to nobble [فعل]
اجرا کردن

سوء استفاده کردن از کسی

Ex: The company nobbled the regulatory agency to avoid facing penalties for its environmental violations .

شرکت برای جلوگیری از مواجهه با جریمه‌های نقض محیط زیست، سازمان نظارتی را رشوه داد.

to procure [فعل]
اجرا کردن

متقاعد کردن

Ex: She procured her friends to join her in the protest against climate change .

او دوستانش را متقاعد کرد تا در اعتراض علیه تغییرات آب و هوایی به او بپیوندند.

to ingrain [فعل]
اجرا کردن

نهادینه کردن

Ex: Cultural traditions are designed to ingrain shared values and customs in a community .

آداب و رسوم فرهنگی برای نهادینه کردن ارزش‌ها و عادات مشترک در یک جامعه طراحی شده‌اند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement