فهرست واژگان سطح C2 - رفتارهای اجتماعی و اخلاقی
در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد رفتارهای اجتماعی و اخلاقی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having rude or disrespectful manners

بیادبانه, گستاخانه
اظهارات بیادبانه مشتری کارکنان کافه را ناراحت کرد.
reluctant to speak to others, especially about one's thoughts and emotions

گوشهگیر, کمصحبت
پسر معمولاً کم حرف همه را با دادن یک سخنرانی صمیمی در مراسم فارغالتحصیلی شگفتزده کرد.
characterized by taking initiative to control or influence a situation rather than merely reacting to events

فعال
والدین پیشگیرانه فعالیت آنلاین فرزندان خود را نظارت میکنند.
acting in response to a situation rather than initiating or controlling it

انعکاسی, واکنشی
واکنشی بودن میتواند یک تیم را در برابر چالشهای غیرمنتظره آسیبپذیر کند.
(of people) delighted by the company of others

اجتماعی, معاشرتی
با وجود درونگرا بودن، او میتواند در موقعیتهای اجتماعی کاملاً معاشرتی باشد و از گفتگوهای پرجنبوجوش با دیگران لذت ببرد.
lacking in politeness, courtesy, or good manners

ناشایست
شکست تیم ناامیدکننده بود، اما رفتار بیادبانه آنها در برابر تیم حریف حتی ناامیدکنندهتر بود.
showing a tendency to have control over others without taking their emotions into account

سلطهگر
او از رفتار تحکمآمیز شوهرش ناراحت بود، احساس میکرد که در تصمیمات مهم کمتر حرفی برای گفتن دارد.
(of a person) straightforward in expressing thoughts or opinions

صریح, رکوراست
طبیعت رک و راست او باعث شد که او یک رهبر مورد اعتماد در شرکت باشد.
inclined to argue or provoke disagreement

جنگطلب, ستیزهجو
طبیعت جنجالی او رسیدن به اجماع در بحثهای تیمی را چالشبرانگیز میکرد.
reserved, aloof, or distant in one's interactions with others, often conveying a sense of unfriendliness or coldness

کنارهگیر, سرد
همکار جدید در ابتدا کنارهگیر به نظر میرسید، اما وقتی او را شناختید، کاملاً دوستانه بود.
(of a person or organization) having a desire to promote the well-being of others, typically through charitable donations or actions

بشردوستانه, مردمدوستانه
تلاشهای خیرخواهانه او به تأمین مالی تحقیقات پزشکی و ارائه خدمات بهداشتی به جوامع محروم کمک کرد.
being dishonest and betraying someone behind their back, without them knowing

فریبکار و حیلهگر
محیط کار به دلیل خیانت از پشت و شایعهپراکنی میان همکارانی که برای ارتقاء رقابت میکنند، سمی شد.
behaving in a cruel or uncivilized manner

وحشیانه
رفتار وحشیانه او نسبت به کارمندانش یک محیط کار سمی ایجاد کرد.
intensely cruel or violent

بیرحمانه و خشن, بیرحم
جنایتکاران اعمال خشونتآمیز وحشیانهای را علیه غیرنظامیان بیگناه مرتکب شدند.
believing that one deserves special privileges or treatment without necessarily earning or deserving them

خودبزرگبین, پرتوقع، حقبهجانب
نگرش entitled او پذیرش انتقاد یا بازخورد را برایش دشوار کرد.
acting in a way that is different from what one claims to believe or value

ریاکار, متظاهر
او دیگران را به خاطر خوردن گوشت مورد انتقاد قرار داد در حالی که خودش در خفا از همبرگر لذت میبرد، که منافقانه بود.
having no moral principles and willing to do anything to achieve one's goals

بیوجدان, بیمرام
بدون نشان دادن هیچ همدردی با مستاجران خود، صاحبخانه بیوجدان آنها را به طور غیرقانونی تخلیه کرد تا اجاره را برای ساکنان جدید افزایش دهد.
having or showing a strong desire to harm others

بدجنس, بدخواه
دیکتاتور بدخواه از طریق ترس و سرکوب حکومت کرد.
extremely evil or shockingly wicked in a way that deeply disturbs or offends

شریر
او از اعمال زشت رژیم دیکتاتور وحشت زده شده بود.
inclined to deceive or betray others for personal gain or advantage

خائن, خیانتکار، فریبکار
او به خاطر طبیعت خیانتکارانه اش معروف بود، همیشه به دنبال منافع خود به هزینه دیگران بود.
behaving in a way that makes others feel inferior or belittled

تلطف
او نحوه تحقیرآمیز رفتار مدیر فروشگاه با خودش را زمانی که درخواست بازپرداخت کرد، دوست نداشت.
having a strong desire to harm others

مایل به آسیب رساندن به دیگران بودن
او آنقدر کینهتوز بود که بر سر یک اختلاف کوچک نقشه کشید تا اعتبار همکارش را نابود کند.
acting in accordance with one's conscience and sense of duty

باوجدان, وظیفهشناس
او به دلیل رویکرد وجدانی خود به کارش شناخته شده است، که دقت و کیفیت را تضمین میکند.
showing strong support for a person, cause, or belief

ثابتقدم, وفادار
وفاداری پابرجای او به تیم، احترام همتیمیهایش را برایش به ارمغان آورد.
having a positive attitude toward someone or something

خوشبین, مثبتنگر
جامعه نسبت به عجیب و غریب بودن ساکنانش بردبار بود، با گرمی و پذیرش، ویژگیهای خاص آنها را میپذیرفت.
excessively allowing oneself or others to have more than is necessary

افراطی
هزینهکرد بیرویه در طول سفر خرید وقتی که قبض کارت اعتباری رسید، برایش پشیمانی به جا گذاشت.
able to utilize language to convey something well, especially in a persuasive manner

خوشبیان
معروف به مهارتهای ارتباطی فصیح، او در مناظره و سخنرانی عمومی عالی عمل میکند.
the quality of being reserved or quiet in one's communication with others

کمگویی, کمحرفی، کمگفتاری، سکوت
علیرغم خودداری او، از زبان بدنش مشخص بود که عمیقاً تحت تأثیر خبر قرار گرفته است.
to behave in a way that lowers the dignity or respect of oneself or others

تحقیر کردن
سیاستمدار در یک مناظره داغ، رقیب خود را تحقیر میکرد.
a behavior that is considered abnormal and uncommon

رفتار غیرعادی
علیرغم عجیب و غریب بودنش، او به خاطر ایدههای منحصر به فرد و رویکرد غیرمتعارفش به زندگی، مورد علاقه و احترام بسیاری بود.
