فهرست واژگان سطح C2 - رفتارهای اجتماعی و اخلاقی

در اینجا تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد رفتارهای اجتماعی و اخلاقی را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح C2
boorish [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادبانه

Ex: The boorish fan interrupted the performance with loud comments .

طرفدار بی‌ادب اجرا را با نظرات بلند قطع کرد.

reticent [صفت]
اجرا کردن

گوشه‌گیر

Ex: Despite her reticent demeanor , Emily was an excellent listener and offered valuable advice when asked .

علیرغم رفتار کم‌حرف او، امیلی شنونده‌ای عالی بود و وقتی از او خواسته می‌شد، توصیه‌های ارزشمندی ارائه می‌داد.

proactive [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: The manager was proactive in addressing potential conflicts before they escalated .

مدیر در رسیدگی به تعارضات بالقوه قبل از تشدید آنها پیشگیرانه عمل کرد.

reactive [صفت]
اجرا کردن

انعکاسی

Ex: The company remained reactive instead of taking a proactive approach .

شرکت به جای اتخاذ رویکرد پیش‌گیرانه، واکنشی باقی ماند.

gregarious [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex: His gregarious personality makes him the life of the party , drawing people to him with his charm and wit .

شخصیت اجتماعی او او را به جان مجلس تبدیل می‌کند، که مردم را با جذابیت و هوش خود به سمت خود جذب می‌کند.

ungracious [صفت]
اجرا کردن

ناشایست

Ex: The interviewee 's ungracious remarks towards the interviewer reflected poorly on their professionalism .

اظهارات بی‌ادبانه مصاحبه‌شونده به مصاحبه‌گر، به بدی حرفه‌ای‌گری آن‌ها را نشان داد.

domineering [صفت]
اجرا کردن

سلطه‌گر

Ex: Despite his domineering demeanor , he was surprisingly insecure and sought validation from those around him .

علیرغم رفتار سلطه‌جویانه‌اش، او به طور غافلگیرانه‌ای ناامن بود و به دنبال تأیید از اطرافیانش بود.

forthright [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: A forthright person does n't sugarcoat the truth .

یک فرد رک حقیقت را شیرین نمی‌کند.

contentious [صفت]
اجرا کردن

جنگ‌طلب

Ex: Despite efforts to maintain a harmonious atmosphere , the contentious coworker stirred up controversy in the office .

علیرغم تلاش‌ها برای حفظ فضایی هماهنگ، همکار جنجالی در دفتر جنجال به پا کرد.

standoffish [صفت]
اجرا کردن

کناره‌گیر

Ex: The standoffish attitude of the receptionist created an unwelcoming atmosphere in the office lobby .

نگرش دور از خود منشی، فضایی ناخوشایند در لابی دفتر ایجاد کرد.

اجرا کردن

بشردوستانه

Ex: Despite his immense wealth , he remained humble and committed to his philanthropic endeavors , striving to make a positive impact on society .

علیرغم ثروت عظیمش، او متواضع باقی ماند و به تلاش‌های بشر دوستانه خود متعهد بود، در تلاش برای ایجاد تأثیر مثبت بر جامعه.

اجرا کردن

فریبکار و حیله‌گر

Ex:

علیرغم سابقه‌شان در خیانت، او تصمیم گرفت به آنها فرصت دیگری بدهد، به این امید که بتوانند اعتماد را دوباره بسازند.

barbaric [صفت]
اجرا کردن

وحشیانه

Ex: His barbaric treatment of animals shocked and appalled animal rights activists .

رفتار وحشیانه او با حیوانات، فعالان حقوق حیوانات را شوکه و وحشت‌زده کرد.

atrocious [صفت]
اجرا کردن

بی‌رحمانه و خشن

Ex: Despite their atrocious actions , they showed no remorse for the pain they caused .

علیرغم اعمال وحشیانه‌شان، آنها هیچ پشیمانی برای دردی که ایجاد کردند نشان ندادند.

entitled [صفت]
اجرا کردن

خودبزرگ‌بین

Ex: The entitled student felt they deserved a higher grade without putting in the necessary effort .

دانش آموز متوقع احساس می‌کرد بدون تلاش لازم مستحق نمره بالاتری است.

اجرا کردن

ریاکار

Ex: The politician 's speech condemning corruption was seen as hypocritical , given his own history of accepting bribes .

سخنرانی سیاستمدار که فساد را محکوم می‌کرد، با توجه به سابقه خودش در قبول رشوه، منافقانه تلقی شد.

اجرا کردن

بی‌وجدان

Ex: The unscrupulous businessman exploited his employees and cheated his customers .

تاجر بی‌وجدان کارمندانش را استثمار کرد و مشتریانش را فریب داد.

malevolent [صفت]
اجرا کردن

بدجنس

Ex: His malevolent actions towards his coworkers created a toxic work environment .

اقدامات بدخواهانه او نسبت به همکارانش یک محیط کار سمی ایجاد کرد.

heinous [صفت]
اجرا کردن

شریر

Ex: The heinous cruelty towards animals sparked outrage among animal rights activists .

ظلم زشت نسبت به حیوانات خشم فعالان حقوق حیوانات را برانگیخت.

treacherous [صفت]
اجرا کردن

خائن

Ex: His treacherous actions left a trail of broken trust and damaged relationships .

اعمال خیانت‌آمیز او ردپایی از اعتماد شکسته و روابط آسیب دیده برجای گذاشت.

اجرا کردن

تلطف

Ex:

او با همکارانش به صورت تحقیرآمیز صحبت کرد، گویی که آنها پایین‌تر از او هستند.

vindictive [صفت]
اجرا کردن

مایل به آسیب رساندن به دیگران بودن

Ex: The vindictive student sabotaged his classmate 's project out of jealousy .

دانش آموز کینه‌توز از روی حسادت پروژه همکلاسی خود را خراب کرد.

اجرا کردن

باوجدان

Ex: As a conscientious citizen , he volunteers regularly to support local charities and community initiatives .

به عنوان یک شهروند وجدانی، او به طور منظم داوطلب می‌شود تا از خیریه‌های محلی و ابتکارات جامعه حمایت کند.

staunch [صفت]
اجرا کردن

ثابت‌قدم

Ex: Even in difficult times , she remained a staunch friend , always there to offer support .

حتی در زمان‌های سخت، او یک دوست وفادار باقی ماند، همیشه حاضر برای ارائه حمایت.

indulgent [صفت]
اجرا کردن

خوشبین

Ex: He had an indulgent attitude towards animals , often rescuing and caring for strays in his neighborhood .

او نگرشی مداراگرایانه نسبت به حیوانات داشت، اغلب حیوانات ولگرد را در محله خود نجات می‌داد و از آنها مراقبت می‌کرد.

اجرا کردن

افراطی

Ex:

جشن زیاده‌روی‌کننده تا دیروقت شب ادامه یافت و روز بعد خرابی‌هایی برای تمیز کردن باقی گذاشت.

eloquent [صفت]
اجرا کردن

خوش‌بیان

Ex: She 's eloquent , effortlessly captivating audiences with her persuasive and articulate speech .

او فصیح است، با سخنرانی متقاعدکننده و شیوای خود به راحتی مخاطبان را مجذوب می‌کند.

reticence [اسم]
اجرا کردن

کم‌گویی

Ex: His reticence to discuss his past hinted at deeper emotions and experiences that he preferred to keep private .

کم حرفی او در مورد گذشته‌اش به احساسات و تجربیات عمیق‌تری اشاره داشت که ترجیح می‌داد خصوصی بمانند.

to demean [فعل]
اجرا کردن

تحقیر کردن

Ex: The teacher never demeans students , always encouraging their efforts .

معلم هرگز دانش‌آموزان را تحقیر نمی‌کند، همیشه تلاش‌هایشان را تشویق می‌کند.

اجرا کردن

رفتار غیرعادی

Ex: Despite his eccentricity , he was beloved by his community for his kindness and generosity .

علیرغم عجیب و غریب بودنش، او به خاطر مهربانی و سخاوتش مورد علاقه جامعه خود بود.

cynicism [اسم]
اجرا کردن

بدگمانی

Ex: In modern times , cynicism is frequently associated with a general distrust of political leaders , institutions , and societal norms , reflecting a belief that these are fundamentally flawed or corrupt .

در دوران مدرن، بدبینی اغلب با بی‌اعتمادی عمومی به رهبران سیاسی، نهادها و هنجارهای اجتماعی همراه است، که بازتاب دهنده این باور است که اینها اساساً معیوب یا فاسد هستند.

فهرست واژگان سطح C2
اندازه و بزرگی وزن و پایداری Quantity Intensity
Pace اشکال اهمیت و ضرورت عمومیت و منحصر به فرد بودن
دشواری و چالش قیمت و تجمل Quality موفقیت و ثروت
شکست و فقر شکل بدن سن و ظاهر درک و هوش
ویژگی های شخصی حالت‌های عاطفی راه‌اندازی احساسات احساسات
پویایی روابط و اتصالات رفتارهای اجتماعی و اخلاقی طعم‌ها و بوها صداها
بافت‌ها افکار و تصمیمات شکایت و انتقاد هماهنگی و ناهماهنگی
ارتباط و بحث زبان بدن و اقدامات عاطفی سفارش و اجازه توصیه و نفوذ
افتخار و تحسین درخواست و پاسخ تلاش و پیشگیری تغییر و شکل دادن
حرکات تهیه غذا غذا و نوشیدنی محیط طبیعی
حیوانات آب و هوا و دما فاجعه و آلودگی محیط کار
مشاغل Accommodation Transportation گردشگری و مهاجرت
سرگرمی ها و روال ها ورزش Arts سینما و تئاتر
Literature Music لباس و مد Architecture
History فرهنگ و عرف Society Religion
Philosophy Linguistics Politics Law
Crime Punishment جنگ و ارتش Government
Education Media فناوری و اینترنت بازاریابی و تبلیغات
Shopping کسب و کار و مدیریت Finance زمینه‌ها و مطالعات علمی
Medicine وضعیت سلامتی بازیابی و درمان Human Body
Psychology Biology Chemistry Physics
Astronomy Mathematics Geology Engineering
Measurement