فهرست واژگان سطح C2 - تلاش و پیشگیری
در اینجا شما تمام کلمات اساسی برای صحبت در مورد تلاش و پیشگیری را یاد خواهید گرفت، که به طور خاص برای زبان آموزان سطح C2 جمع آوری شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to try to achieve something

تلاش کردن (برای رسیدن به چیزی)
چندین استارتاپ در حال رقابت برای جذب سرمایهگذاران در کنفرانس فناوری آینده هستند.
to strain or expend excessive physical or mental effort beyond one's capacity

بیش از حد کار کردن
ساعتهای طولانی مطالعه قبل از امتحانات باعث شد دانشآموز به طور ذهنی خسته شود، که بر تمرکز و عملکرد تأثیر گذاشت.
to leave quickly, often in order to escape or avoid someone or something

فرار کردن
او سعی کرد با مدارک فرار کند اما در دم در دستگیر شد.
to move hurriedly, especially to escape or to leave a place abruptly

فرار کردن
گربه، که از صدای بلند وحشت زده شده بود، تصمیم گرفت فرار کند و زیر مبلمان پنهان شود.
to avoid or neglect one's responsibilities, often by finding ways to escape from them

از زیر کار در رفتن
برخی افراد ممکن است از خدمات اجتماعی یا فرصتهای داوطلبانه اجتناب کنند، و فرصت ایجاد تأثیر مثبت را از دست بدهند.
to avoid or bypass a problem, question, or responsibility by addressing it indirectly or by taking a different approach

از برخورد با چیزی اجتناب کردن
به جای مواجهه با عواقب اعمالشان، برخی افراد انتخاب میکنند که با انداختن تقصیر به گردن دیگران از مسئولیت فرار کنند.
to deliberately avoid, ignore, or keep away from someone or something

دوری جستن
علیرغم عذرخواهی صادقانه، برخی همچنان به اجتناب از او ادامه دادند، که بازسازی اعتماد درون گروه را دشوار میکرد.
to avoid a thing or doing something on purpose

پرهیز کردن, اجتناب کردن
شرکت تصمیم گرفت از روشهای بازاریابی سنتی اجتناب کند و به جای آن از استراتژیهای دیجیتال استفاده نماید.
to secretly flee from a place, typically to avoid arrest or prosecution

فرار کردن
او شب گذشته از زندان فرار کرد.
to run away hastily, often in a disorderly or hurried manner

گریختن
معترضان تصمیم گرفتند فرار کنند وقتی متوجه شدند مقامات در حال پراکنده کردن جمعیت هستند.
to stop something from happening by acting ahead of time

ممانعت کردن
شرکت بیانیهای صادر کرد تا جلوگیری از شایعات کند.
to repel or avoid an attack or undesirable situation

از چیزی جلوگیری کردن
روستاییان یک محیط آتش برای دفع حیوانات وحشی در طول شب برپا کردند.
to take action to prevent or resolve a problem before it occurs

از یک مشکل جلوگیری کردن
صاحب خانه برای جلوگیری از هرگونه مشکل نگهداری با برنامهریزی بازرسیهای منظم اقدام کرد.
to delay the occurrence of something undesirable or threatening

به تاخیر انداختن, به تعویق انداختن
مذاکرات دیپلماتیک برای جلوگیری از احتمال یک درگیری نظامی بین دو کشور آغاز شد.
to evade an obligation, question, or problem by means of excuses or dishonesty

از مسئولیت فرار کردن, اجتناب کردن، احتراز کردن
سیاستمدار سعی کرد با تغییر موضوع از پاسخگویی به سوال دشوار طفره برود.
