حمل و نقل زمینی - طراحی و ویژگی‌های جاده

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به طراحی جاده و ویژگی هایی مانند "لاین"، "لبه" و "شانه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
lane [اسم]
اجرا کردن

باند

Ex: The construction work narrowed the highway to one lane .

کار ساخت و ساز بزرگراه را به یک خط کاهش داد.

slow lane [اسم]
اجرا کردن

لاین کند

Ex: They merged from the highway into the slow lane .

آن‌ها از بزرگراه به لاین کند تغییر مسیر دادند.

fast lane [اسم]
اجرا کردن

خط سریع

Ex: They avoided the fast lane due to heavy traffic .

آنها به دلیل ترافیک سنگین از لاین سریع اجتناب کردند.

اجرا کردن

لاین سبقت

Ex: When approaching a slower vehicle , it 's courteous to move into the passing lane briefly to overtake and then return to the right lane .

هنگام نزدیک شدن به یک وسیله نقلیه کندتر، مودبانه است که به طور مختصر به لاین سبقت بروید تا سبقت بگیرید و سپس به لاین سمت راست بازگردید.

HOV lane [اسم]
اجرا کردن

خط ویژه وسایل نقلیه با سرنشینان متعدد

Ex: Violators of HOV lane rules may face fines or penalties .

متخلفان از قوانین خط HOV ممکن است با جریمه یا مجازات مواجه شوند.

HOT lane [اسم]
اجرا کردن

خط بزرگراه تعیین شده که رانندگان می‌توانند برای سفر سریع‌تر عوارض بپردازند

Ex:

در ساعت شلوغی، لاین HOT معمولاً کمتر از لاین‌های معمولی شلوغ است.

اجرا کردن

لاین برگشت پذیر

Ex: Before traveling , it 's wise to check local traffic reports to understand when reversible lanes might be active on your route .

قبل از سفر، عاقلانه است که گزارش‌های ترافیک محلی را بررسی کنید تا بفهمید چه زمانی خطوط قابل معکوس ممکن است در مسیر شما فعال باشند.

اجرا کردن

لاین صعود

Ex: A climbing lane typically appears on roads with frequent elevation changes to improve traffic flow .

یک لاین صعود معمولاً در جاده‌هایی با تغییرات مکرر ارتفاع برای بهبود جریان ترافیک ظاهر می‌شود.

اجرا کردن

خط دوچرخه

Ex: Some bicycle lanes are physically separated from car lanes by barriers or curbs for added safety .

برخی از مسیرهای دوچرخه‌سواری برای ایمنی بیشتر با موانع یا جدول‌ها از خطوط ماشین‌ها جدا شده‌اند.

dogleg [اسم]
اجرا کردن

پیچ تند

Ex: The dogleg made the route more challenging for drivers .

پیچ تند مسیر را برای رانندگان چالش‌برانگیزتر کرد.

bike lane [اسم]
اجرا کردن

خط دوچرخه

Ex: During rush hour , the bike lane can be quite busy with commuters on bicycles heading to work or school .

در ساعت شلوغی، خط دوچرخه می‌تواند با مسافران دوچرخه‌سواری که به محل کار یا مدرسه می‌روند، بسیار شلوغ باشد.

اجرا کردن

لاین خرابی

Ex: They towed the broken-down vehicle from the breakdown lane .

آنها وسیله نقلیه خراب را از خط توقف اضطراری یدک کشیدند.

اجرا کردن

لاین پرسرعت

Ex: I always try to get into the express lane when I 'm late for work .

من همیشه سعی می‌کنم وقتی دیر سر کار می‌رسم به خط سریع‌السیر بروم.

اجرا کردن

خط اشتراکی

Ex: Electric vehicles and motorcycles are sometimes allowed to use the carpool lane even without additional passengers .

گاهی اوقات به وسایل نقلیه الکتریکی و موتورسیکلت‌ها اجازه داده می‌شود از خط ویژه اشتراک خودرو حتی بدون مسافر اضافی استفاده کنند.

curb [اسم]
اجرا کردن

جدول کنار خیابان

Ex: The construction crew repaired the damaged curb after the winter storms .

تیم ساخت و ساز پس از طوفان‌های زمستانی لبه آسیب دیده را تعمیر کرد.

curbside [اسم]
اجرا کردن

کنار خیابان

Ex: The delivery truck parked at the curbside to unload the packages .

کامیون تحویل در کنار خیابان پارک کرد تا بسته‌ها را تخلیه کند.

camber [اسم]
اجرا کردن

کامبر

Ex: They designed the road with a gentle camber for safety .

آنها جاده را با یک کامبر ملایم برای ایمنی طراحی کردند.

bend [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: The river took a meandering bend through the picturesque valley .

رودخانه یک پیچ پرپیچ و خم را از میان دره‌ی نقاشی‌وار طی کرد.

switchback [اسم]
اجرا کردن

پیچ

Ex: Climbing the switchback path was challenging , but the breathtaking views were worth the effort .

بالا رفتن از مسیر پیچ‌وخم‌دار چالش‌برانگیز بود، اما مناظر نفس‌گیر ارزش تلاش را داشت.

اجرا کردن

پیچ مو

Ex: The bus driver skillfully negotiated the hairpin turn despite the vehicle 's large size .

راننده اتوبوس با مهارت از پیچ تیز گذشت علی رغم اندازه بزرگ وسیله نقلیه.

winding [صفت]
اجرا کردن

پرپیچ‌وخم

Ex: The winding staircase led to the top of the tower .

پلکان مارپیچ به بالای برج ختم می‌شد.

circle [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: They added a landscaped island in the center of the circle .

آنها یک جزیره منظره‌سازی شده در مرکز دایره اضافه کردند.

loop around [اسم]
اجرا کردن

حلقه دور

Ex: After getting lost in the maze , we finally found the correct path that led us in a loop around the garden .

بعد از گم شدن در هزارتو، بالاخره مسیر درستی را پیدا کردیم که ما را در یک دور به دور باغ برد.

merge [اسم]
اجرا کردن

ادغام

Ex: Traffic signs provide clear instructions on how to navigate the merge safely .

علائم راهنمایی و رانندگی دستورالعمل‌های روشنی در مورد نحوه عبور ایمن از merge ارائه می‌دهند.

jughandle [اسم]
اجرا کردن

یک حلقه برگشتی

Ex: Some drivers find jughandles confusing at first , but they quickly learn how to navigate them to reach their destination .

برخی رانندگان در ابتدا jughandles را گیج کننده می‌یابند، اما به سرعت یاد می‌گیرند که چگونه از آنها برای رسیدن به مقصد خود استفاده کنند.

roadside [اسم]
اجرا کردن

کنار جاده

Ex: They installed lights along the roadside for better visibility .

آن‌ها چراغ‌هایی را در امتداد کنار جاده برای دید بهتر نصب کردند.

اجرا کردن

نوار میانی

Ex: The accident occurred when a vehicle veered across the median strip into oncoming traffic .

تصادف زمانی رخ داد که یک وسیله نقلیه از روی نوار میانی به سمت ترافیک مخالف منحرف شد.

verge [اسم]
اجرا کردن

کنار جاده

Ex: The car veered onto the verge to avoid a collision .

ماشین به کنار جاده منحرف شد تا از برخورد جلوگیری کند.

shoulder [اسم]
اجرا کردن

شانه جاده

Ex: They expanded the shoulder to allow more space for emergency stops .

آنها شانه جاده را گسترش دادند تا فضای بیشتری برای توقف‌های اضطراری فراهم شود.

اجرا کردن

شانه نرم

Ex: Signs along the highway remind motorists not to litter on the soft shoulder to maintain cleanliness and safety .

تابلوهای کنار بزرگراه به رانندگان یادآوری می‌کنند که برای حفظ نظافت و ایمنی، زباله روی شانه نرم نریزند.

pylon [اسم]
اجرا کردن

دکل برق

Ex: Pylons are designed to withstand strong winds and other environmental conditions .

پایه‌های برق برای مقاومت در برابر بادهای شدید و سایر شرایط محیطی طراحی شده‌اند.

gantry [اسم]
اجرا کردن

دروازه

Ex: She saw the traffic lights hanging from the gantry .

او چراغ‌های راهنمایی را دید که از داربست آویزان بودند.

billboard [اسم]
اجرا کردن

تابلو اعلانات

Ex: She saw her favorite celebrity on a giant billboard downtown .

او ستاره مورد علاقه خود را روی یک بیلبورد غول‌پیکر در مرکز شهر دید.

pinch point [اسم]
اجرا کردن

نقطه تنگ

Ex: The team faced a pinch point in their workflow when the printer broke down unexpectedly .

تیم با یک نقطه تنگنا در جریان کار خود مواجه شد وقتی که چاپگر به طور غیرمنتظره ای خراب شد.

turnaround [اسم]
اجرا کردن

منطقه برگشت

Ex: They built a new turnaround to improve traffic flow .

آنها یک محور چرخش جدید ساختند تا جریان ترافیک را بهبود بخشند.

اجرا کردن

منشعب شدن

Ex:

جاده اصلی به چندین مسیر کوچکتر در مرکز شهر منشعب می‌شود.

to fork [فعل]
اجرا کردن

تقسیم شدن

Ex: The river forked into two smaller streams as it flowed through the valley .

رودخانه در حین جریان یافتن از دره به دو جویبار کوچکتر تقسیم شد.

passable [صفت]
اجرا کردن

قابل عبور

Ex: They worked overnight to make the flooded road passable again .

آنها تمام شب کار کردند تا جاده سیل‌زده را دوباره قابل عبور کنند.

اجرا کردن

چهارراه

Ex: He noticed a new restaurant opening at the corner of the intersection where several roads converged .

او متوجه شد که یک رستوران جدید در گوشه تقاطع جایی که چندین جاده به هم می‌رسند باز شده است.

اجرا کردن

همزمانی مسیر اشتباه

Ex: In Ontario , Highway 7 and Highway 8 once had a wrong-way concurrency near Kitchener , signed eastbound and westbound simultaneously .

در انتاریو، بزرگراه 7 و بزرگراه 8 یک بار همزمانی جهت اشتباه در نزدیکی کیچنر داشتند، که به طور همزمان به سمت شرق و غرب علامت گذاری شده بودند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری