نظر و استدلال - شکلگیری یا بیان نظر 4
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دیدگاهها و گفتمان مانند "استدلال"، "نظرسنجی" و "اظهار نظر" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
based only on facts and not influenced by personal feelings or judgments

بیطرفانه, بیغرض
یک قاضی خوب باید در هر پرونده بی طرف بماند.
the state of being affected by facts and statistics instead of personal opinions and feelings

بیطرفی, بیغرضی
در تحقیقات علمی، حفظ بیطرفی برای اطمینان از نتایج دقیق و قابل اعتماد حیاتی است.
used when stating one's opinion about someone or something

درباره
او طرفدار موسیقی کلاسیک است و معتقد است که تأثیر عمیقی بر احساسات دارد.
used to state that one has adopted a different opinion

حالا که فکرش را میکنم, راستش دوباره که فکر میکنم
حالا که فکرش را میکنم، شاید بهتر باشد امشب ایمیل را نفرستیم.
used to state that something appears to be true or appealing at first glance

در نگاه اول, ظاهراً
در نگاه اول، توضیحش منطقی به نظر میرسد.
to express one's opinion

اظهار نظر کردن, عقیده داشتن
در ستون سرمقاله، روزنامهنگار از این پلتفرم برای اظهار نظر درباره وضعیت فعلی آموزش در کشور استفاده کرد.
a survey conducted to collect people's views, preferences, or beliefs on specific topics or issues

نظرسنجی
یک نظرسنجی نشان داد که اکثر رایدهندگان از اصلاحات آموزشی حمایت میکنند.
used to emphasize a statement or opinion in a forceful or confrontational way

یا چی
the image or idea that is formed based on how one understands something

درک, برداشت، تلقی
ادراک شرکت در بین مشتریان با استراتژی بازاریابی جدید آنها بهبود یافت.
a statement or advice that is no longer effective or interesting because it has been repeated over and over again

حرف پوچ و تکراری, کلیشه، تکرار مکررات
گفتن اینکه "همه چیز به دلیلی اتفاق میافتد" در آن لحظه مانند یک کلیشهی توخالی به نظر میرسید.
used to show that the opinion someone is giving comes from their own viewpoint

شخصاً
شخصاً من طرفدار غذای تند نیستم، اما میدانم که بسیاری از مردم از آن لذت میبرند.
a tool or opportunity that allows someone to share their ideas or beliefs with a wide audience

تریبون
کنفرانس یک پلتفرم ارزشمند برای متخصصان فراهم کرد تا در مورد تحولات جدید در زمینه خود بحث کنند.
to show or mention something to someone and give them enough information to take notice

گوشزد کردن, خاطرنشان کردن
معلم نشان داد بخشهای حیاتی کتاب را به دانشآموزان.
a process in which random people are asked the same questions to find out what the general public thinks about a given subject

نظرسنجی
سیاستمداران اغلب از نظرسنجیها برای سنجش احساسات رأیدهندگان و شکلدهی به استراتژیهای کمپین خود استفاده میکنند.
to state one's opinion in such a manner that shows one believes to be the only person to fully know it and be unarguably correct

اظهارفضل کردن, حق به جانب صحبت کردن
منتقد درباره نقاط ضعف فیلم موعظه میکرد، متقاعد از تخصص خود.
to harshly criticize or mock someone in a way that clearly shows one has no respect for them or their opinion

تمسخر کردن, به باد تمسخر گرفتن
a pre-established opinion that is formed before obtaining proper knowledge or experience

پیشداوری
to deliver a speech or presentation that publicly expresses one's ideas, plans, etc.

ارائه دادن, ارائه کردن, سخنرانی کردن
کارآفرین ایده کسب و کار خود را به سرمایهگذاران بالقوه در رویداد استارتاپ پیچ ارائه خواهد داد.
a professional opinion regarding the likely course of an illness

پیشبینی بیماری, پیشآگهی، پیششناخت (پزشکی)
علیرغم پیشآگهی ناامیدکننده، بیمار امیدوار و مصمم به مبارزه با سرطان باقی ماند.
a formal or authoritative expression of one's opinions, ideas, or beliefs

اعلامیه رسمی, بیانیه رسمی
to declare one's judgment or authoritative opinion about something

نظر دادن, اظهارنظر کردن
شورا برای اظهار نظر در مورد تغییرات پیشنهادی سیاستها تشکیل جلسه داد.
a statement or assertion expressing a claim, view, or opinion that can be evaluated as true or false

نظریه, تئوری
"همه انسانها فانی هستند" یک گزاره منطقی کلاسیک است.
the collective attitudes, beliefs, and views held by the general population on various issues, events, or individuals

افکار عمومی
نظرات عمومی در مورد تغییرات اقلیمی در دهه گذشته به طور قابل توجهی تغییر کرده است، با افراد بیشتری فوریت آن را تشخیص میدهند.
to share one's opinion on a topic that is under discussion

اظهار نظر کردن, نظر دادن
to ensure that something is understood by emphasizing, or providing examples, proof, etc.

موردتأکید قرار دادن, بر چیزی تأکید کردن
used to express gentle disapproval or mild protest

واقعاً, خیلی
خب، واقعاً ! این کاملاً بیجا بود.
the mind's power to understand or think logically

منطق
او در حل تعارضات به جای احساسات بر عقل تکیه کرد.
the act of rational and logical thinking about something

استدلال
استدلال روشن و منطقی او در طول ارائه، کل کمیته را تحت تأثیر قرار داد.
the act of thinking about an opinion or decision again, especially with an intention to change it

تجدیدنظر, بازنگری
to communicate or convey an opinion, feeling, or message through words or actions

ابراز کردن, بیان کردن
او با تکان دادن سر و لبخند زدن به پیشنهاد، موافقت خود را ثبت کرد.
to restate previously expressed opinions or ideas in detail

خاطرنشان کردن, بازگویی کردن، برشمردن
او دلایلی را که فکر میکرد پیشنهاد ناقص است تکرار کرد.
to express one's opinion through a statement

اظهارنظر کردن, اشاره کردن
در طول ارائه، از حضار تشویق شدند تا با نوشتن افکار خود روی نکات کلیدی اظهار نظر کنند.
to make one’s opinions known to a group of people or someone in authority

اظهار کردن, بیان کردن
کارمندان کمیتهای تشکیل دادند تا منافع خود را نمایندگی کنند و مسائل محل کار را با مدیریت در میان بگذارند.
statements made formally to an official in order to protest something

بیانیه رسمی, اظهاریه
the general opinion that the public has about someone or something because of what they did in the past

آوازه, شهرت، خوشنامی
شهرت او بهعنوان یک کارمند قابل اعتماد و سختکوش باعث ارتقای شغلی او شد.
used to say that something is true according to what people say, although it is uncertain

گفته میشود که
جزیره مرموز به گفته ها خانه گنجینه های پنهان است.
a tendency to keep one's thoughts, feelings, and personal affairs to oneself

توداری, محتاطبودن، کمرویی
بریتانیاییها اغلب به خاطر خویشتنداری مودبانهشان شناخته میشوند، که برخی آن را جذاب میدانند.
reluctant to share feelings or problems

تودار, کمحرف
مردم اغلب رفتار محافظهکارانه او را به اشتباه به عنوان بیرحمی تفسیر میکردند.
an official decision that is made, particularly when an official body takes a group vote

مصوبه, قطعنامه
کمیته یک قطعنامه برای افزایش بودجه سالانه تصویب کرد.
to admire someone because of their achievements, qualities, etc.

احترام گذاشتن
انتظار میرود دانشآموزان با گوش دادن با دقت و رعایت قوانین کلاس، به معلمان خود احترام بگذارند.
to make changes to something, especially in response to new information, feedback, or a need for improvement

بازنگری کردن, اصلاح کردن
معلم به دانشآموزان اجازه داد تا پس از اینکه بحث کلاس دیدگاههای جدیدی را روشن کرد، مقالات خود را مرور کنند.
(of a person) correct or justified in a situation or decision

درست, صحیح
او درست میگفت وقتی نتیجه بازی را پیشبینی کرد.
having fashionable or liberal ideas that makes someone a supporter of the political left

چپگرا
to abruptly change or reverse an earlier statement or opinion

عقب کشیدن (از تصمیم، قول و...)
