نظر و استدلال - استدلال آوردن 2
در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به استدلال و متقاعد کردن مانند "pitch"، "keystone" و "invoke" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
با توجه به اینکه
آنها مجبور شدند برنامههای خود را با توجه به اینکه بودجه به میزان قابل توجهی کاهش یافته بود، تجدید نظر کنند.
اعتبار داشتن
در وهله اول
در درجه اول, ما بودجه کافی برای این پروژه نداریم، و ثانیاً، کمبود نیروی انسانی داریم.
باطل کردن
تیم در حال ابطال نظریههای منسوخ است.
متوسل شدن
سیاستمدار برای دفاع از قانون جدید به قانون اساسی استناد کرد.
بهروشنی توضیح دادن
دانشمند یافتههای تحقیقاتی خود را به حضار کنفرانس توضیح داد، روشها و نتایج مطالعه خود را شرح داد.
بهانه آوردن
شاکی استناد کرد به نفوذ ناروا، ادعا کرد که خوانده او را تحت اجبار به امضای قرارداد وادار کرده است.
مجادله
کتاب یک جدل علیه نسبیگرایی فرهنگی است.
مسلم فرض گرفتن
دانشمند تصمیم گرفت وجود یک ذره کشف نشده را فرض کند تا ناهنجاریهای موجود در دادههای آزمایشی را توضیح دهد.
پیشفرض
اگر فرضیه اولیه درباره اثربخشی سیاست نادرست ثابت شود، استدلال او از هم میپاشد.
پیشفرض
بحث آنها بر اساس پیشفرضی بود که فناوری همیشه جامعه را پیشرفت میدهد.
روش اثبات
آزمایش به عنوان اثبات فرضیه عمل کرد.
اثبات کردن
هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.
چیزی را با کسی مطرح کردن