به حساب آمدن
او خود را خوششانس میداند که چنین دوستان و خانوادهای حمایتگر دارد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بیان نظرات مانند "bias"، "assert" و "delude" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به حساب آمدن
او خود را خوششانس میداند که چنین دوستان و خانوادهای حمایتگر دارد.
طبق
بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.
توصیه
توصیه وکیل به او کمک کرد تا از پیچیدگیهای سیستم حقوقی عبور کند.
توصیه کردن
والدین اغلب به فرزندان خود توصیه میکنند که انتخابها و تصمیمهای مسئولانهای بگیرند.
اعلام کردن
کارمند از جلسه بازخورد شرکت برای بیان شکایات خود در مورد شرایط کاری استفاده کرد.
جواب پس دادن
وقتی توسط مطبوعات مورد سوال قرار گرفت، سخنگو مجبور شد پاسخگو باشد برای سیاست مالیاتی جدید دولت.
خود را نشان دادن
با وجود رفتار آرامش، او میتواند خود را ابراز کند وقتی که لازم است تا نظر خود را بیان کند.
ادعا
ادعای سیاستمدار درباره اقتصاد به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت.
قاطعانه
او ایدههایش را با قاطعیت در برابر انتقادات دفاع کرد.
از دیدگاه کسی
در رابطه با چیزی
بهطور مفصل
پروفسور مفهوم را به طور مفصل توضیح داد تا اطمینان حاصل کند که درک شده است.
اذعان کردن
در دادگاه، شاهد اقرار کرد که شهادتش تحت سوگند درست است.
اذعان
او یک اعتراف جسورانه از تعهد خود به دلایل محیط زیستی ارائه داد.
از نظر خود برگشتن
وقتی در دروغ گرفتار شد، سعی کرد سریعاً عقبنشینی کند تا آبرویش را حفظ کند.
از موضع خود عقبنشینی کردن
با درک پیامدهای ادعای اولیه خود، سخنگو مجبور شد عقب نشینی کند و عذرخواهی عمومی صادر کند.
اساساً
اساساً, ما در تلاش هستیم تا تجربه کاربری را در وبسایت خود بهبود بخشیم.
دستکاری کردن
مهم است که با معرفی مفاهیم از پیش تعیین شده از تعصب در آزمایش جلوگیری شود.
کوتاه آمدن
قانع کردن زیادی لازم بود، اما در نهایت کوتاه آمد.
دایم تغییر نظر دادن
رک و پوستکنده حرف زدن
نظر خود را تغییر دادن
تغییر روش دادن
حرف مفت
آن سیاست یک چرت و پرت غیر ضروری است که برای اجتناب از خطر طراحی شده است.
تغییر عقیده دادن
در ابتدا، او مخالف این ایده بود، اما در نهایت، نظرش را عوض کرد و از آن حمایت کرد.
موافقت یا مخالفت خود را اعلام کردن
هنگام بحث در مورد پروژه جدید، مهم است که همه نظر خود را بیان کنند و افکار و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند.
تغییر عقیده دادن
او قبلاً حامی سرسخت سیاست قبلی بود، اما پس از تحلیل دادهها، به طرف مقابل پیوست و حالا به ضرورت تغییر اعتقاد دارد.
کامنت
من همیشه نظرات را میخوانم تا ببینم دیگران در مورد مقاله چه فکر میکنند.
نظر دادن
شنوندگان تشویق شدند که تماس بگیرند و در برنامه رادیویی نظر دهند و نظرات خود را در مورد مسائل مورد بحث به اشتراک بگذارند.
مشورت کردن
قبل از انجام هر تغییری، تیم پروژه تصمیم گرفت با تمام ذینفعان مشورت کند تا مطمئن شود همه در یک صفحه هستند.
نظر کسی را تغییر دادن
کارآفرین نوآور قصد داشت کسبوکارهای سنتی را به فناوری دیجیتال تبدیل کند.
تغییر عقیده دادن
شرکت دستخوش تحول بزرگی شد زیرا به یک مدل کسبوکار پایدارتر تبدیل شد.
متن یا سخن پرحرارت
در بیان خود، سیاستمدار اعلامیهای پرشور درباره برنامههایش برای بهبود مراقبتهای بهداشتی در کشور ارائه داد.
پرحرارت
در طول مناظره، مناظرهکننده از حرکات خطابی و استدلالهای قوی برای اثبات دیدگاه خود استفاده کرد.
استنباط کردن
دانشمندان وجود یک سیاره جدید را بر اساس ناهنجاریهای دادههای مشاهده شده استنتاج کردند.
دانستن
دادگاه شواهد را برای حمایت از پرونده ناکافی دانست.
فریب دادن
او توسط خوشبینی خود فریب خورد و برای بدترین سناریو آماده نشد.
مفصل بحث کردن
در جلسه تالار شهر، اعضای جامعه در مورد طرح توسعه پیشنهادی بحث کردند.
بحث
بحث درباره سیاستهای زیستمحیطی داغ بود.