به حساب آمدن
در ارزیابی، خلاقیت به عنوان یک مهارت ارزشمند در نظر گرفته خواهد شد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بیان نظرات مانند "bias"، "assert" و "delude" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به حساب آمدن
در ارزیابی، خلاقیت به عنوان یک مهارت ارزشمند در نظر گرفته خواهد شد.
طبق
بر اساس ایمیل جان، جلسه به روز جمعه موکول شده است.
توصیه
ستون مجله توصیههای عملی برای حفظ یک سبک زندگی سالم ارائه میدهد.
توصیه کردن
او به من توصیه کرد کتابهای بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارتهای درک مطلب خود را بهبود بخشم.
اعلام کردن
کارمند از جلسه بازخورد شرکت برای بیان شکایات خود در مورد شرایط کاری استفاده کرد.
جواب پس دادن
او مجبور بود پاسخگوی نقش خود در شکست پروژه باشد و توضیح مفصلی ارائه دهد.
خود را نشان دادن
با وجود رفتار آرامش، او میتواند خود را ابراز کند وقتی که لازم است تا نظر خود را بیان کند.
ادعا
او ادعای استاد را با شواهدی از مطالعات خودش به چالش کشید.
قاطعانه
آنها با قاطعیت مذاکره کردند تا معامله بهتری را تضمین کنند.
بهطور مفصل
آنها این مسئله را به تفصیل مورد بحث قرار دادند و دیدگاههای مختلف را در نظر گرفتند.
اذعان کردن
در طول مصاحبه، مدیرعامل اعتراف کرد به تعهد شرکت به شیوههای پایدار کسبوکار.
اذعان
اقرار به نیاتش در نامه موضع او را در این مورد روشن کرد.
از نظر خود برگشتن
پس از دریافت واکنشهای منفی، سیاستمدار شروع به عقبنشینی از اظهارات جنجالی خود کرد.
از موضع خود عقبنشینی کردن
ورزشکار، با مواجهه با واکنشهای منفی به دلیل حمایت جنجالی، مجبور شد عقبنشینی کند.
اساساً
اساساً، چیزی که من میگویم این است که باید رویکردمان را تغییر دهیم.
تعصب
قاضی تعصب نشان داد و با هر دو طرف به طور عادلانه رفتار نکرد.
دستکاری کردن
معلم سعی کرد با ارائه دیدگاهی متعادل از موضوع، نظرات دانشآموزان خود را تحت تأثیر قرار ندهد.
کوتاه آمدن
او نمیخواست در تصمیمش کوتاه بیاید، مهم نبود چه گفتیم.
دایم تغییر نظر دادن
رک و پوستکنده حرف زدن
تغییر روش دادن
تغییر عقیده دادن
اعضای کمیته در ابتدا تردید داشتند، اما پس از بررسی شواهد نظرشان را تغییر دادند.
موافقت یا مخالفت خود را اعلام کردن
در طول جلسه، کارمندان تشویق شدند تا نظر خود را بیان کنند و نظرات خود را در مورد شرایط جدید کاری بیان کنند.
تغییر عقیده دادن
او در ابتدا با این پیشنهاد مخالف بود، اما پس از شنیدن استدلالهای قانعکننده، عقیدهاش را تغییر داد و به هدف آنها پیوست.
کامنت
او یک سوال پست کرد، و من با یک نظر مفید پاسخ دادم.
نظر دادن
پس از خواندن مقاله، او تصمیم گرفت بر دیدگاه نویسنده نظر دهد و بینشهای خود را اضافه کند.
مشورت کردن
مذاکره کنندگان قبل از رسیدن به اجماع در مورد شرایط معاهده، نیاز داشتند چندین بار مشورت کنند.
نظر کسی را تغییر دادن
کارآفرین نوآور قصد داشت کسبوکارهای سنتی را به فناوری دیجیتال تبدیل کند.
تغییر عقیده دادن
منطقه آموزشی به رویکرد یادگیری مبتنی بر پروژه تبدیل شد، روشهای سنتی تدریس را رها کرد.
متن یا سخن پرحرارت
نطق فعال اجتماعی علیه بیعدالتی احساسات را برانگیخت و بسیاری را به پیوستن به این جنبش ترغیب کرد.
پرحرارت
تن بیانی استاد بر اهمیت رویداد تاریخی تأکید کرد.
استنباط کردن
با تحلیل علائم، پزشک توانست علت احتمالی بیماری را استنباط کند.
دانستن
معلم تلاش دانشآموز را شایسته قدردانی دانست.
فریب دادن
توهم بینندگان را فریب داد، و باعث شد که آنها در مورد آنچه واقعی است و آنچه نیست سوال کنند.
مفصل بحث کردن
دانشمندان مقالهای نوشتند که بحث میکرد در مورد زمینه تاریخی درگیری.
بحث
معلم یک بحث کلاسی در مورد موضوع را تشویق کرد.