تصمیم، توصیه و اجبار - پیشنهاد دادن 3

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیشنهاد گزینه‌هایی مانند "گیرنده"، "ضمنی" و "داوطلب" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
تصمیم، توصیه و اجبار
rather [حرف ندا]
اجرا کردن

البته

Ex:

او یک پیانیست درخشان است، فکر نمی‌کنی؟ — کاملاً! اجرایش نفس‌گیر بود.

receptive [صفت]
اجرا کردن

پذیرا

Ex: As a mentor , she is always receptive to the concerns and questions of her mentees .

به عنوان یک مربی، او همیشه به نگرانی‌ها و سوالات شاگردانش گوش‌دهنده است.

to say [فعل]
اجرا کردن

فرض کنیم!

Ex: You could complete a marathon in , let 's say , four hours of running .

شما می‌توانید یک ماراتن را در، بیایید بگوییم، چهار ساعت دویدن کامل کنید.

say [حرف ندا]
اجرا کردن

میگم

Ex: Say , have you met the new neighbor ?
to slate [فعل]
اجرا کردن

برگزیدن

Ex: The hiring committee slated Karen for the position of human resources manager .

کمیته استخدام، کارن را برای موقعیت مدیر منابع انسانی نامزد کرد.

to submit [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: The students must submit their assignments by the end of the week .

دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.

to suggest [فعل]
اجرا کردن

پیشنهاد کردن

Ex: She suggested a new approach to solving the problem .

او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.

sure thing [عبارت]
اجرا کردن

چیز قطعی

Ex: I assured my team that the success of the project was a sure thing , and they enthusiastically committed to the endeavor .
tacit [صفت]
اجرا کردن

ضمنی

Ex: They had a tacit recognition of each other ’s skills , leading to smooth collaboration .

آنها به صورت ضمنی به مهارت های یکدیگر اعتراف داشتند که منجر به همکاری روان شد.

tacitly [قید]
اجرا کردن

تلویحاً

Ex: By nodding in agreement , she tacitly acknowledged the proposal .

با تکان دادن سر به نشانه موافقت، او به طور ضمنی پیشنهاد را پذیرفت.

to theorize [فعل]
اجرا کردن

نظریه‌پردازی کردن

Ex: Economists are theorizing that higher interest rates may help slow inflation without damaging growth .

اقتصاددانان نظریه پردازی می‌کنند که نرخ‌های بهره بالاتر ممکن است به کاهش تورم بدون آسیب به رشد کمک کنند.

اجرا کردن

داوطلبانه گفتن

Ex: At the conference , several experts volunteered their opinions on the latest trends in the industry , without being prompted by the audience .

در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.

what about [عبارت]
اجرا کردن

چطور

Ex: What about watching a movie together later ?
you never know [جمله]
اجرا کردن

بعید نیست

Ex: I 'll apply for the scholarship ; you never know if I might get it .