تصمیم، توصیه و اجبار - پیشنهاد دادن 3
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیشنهاد گزینههایی مانند "گیرنده"، "ضمنی" و "داوطلب" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پذیرا
به عنوان یک مربی، او همیشه به نگرانیها و سوالات شاگردانش گوشدهنده است.
فرض کنیم!
شما میتوانید یک ماراتن را در، بیایید بگوییم، چهار ساعت دویدن کامل کنید.
برگزیدن
کمیته استخدام، کارن را برای موقعیت مدیر منابع انسانی نامزد کرد.
ارائه دادن
دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.
پیشنهاد کردن
او یک روش جدید برای حل مشکل پیشنهاد داد.
چیز قطعی
ضمنی
آنها به صورت ضمنی به مهارت های یکدیگر اعتراف داشتند که منجر به همکاری روان شد.
تلویحاً
با تکان دادن سر به نشانه موافقت، او به طور ضمنی پیشنهاد را پذیرفت.
نظریهپردازی کردن
اقتصاددانان نظریه پردازی میکنند که نرخهای بهره بالاتر ممکن است به کاهش تورم بدون آسیب به رشد کمک کنند.
داوطلبانه گفتن
در کنفرانس، چندین متخصص بدون اینکه از سوی مخاطبان درخواست شود، نظرات خود را در مورد آخرین روندهای صنعت داوطلبانه ارائه دادند.
بعید نیست