تصمیم، توصیه و اجبار - الزام و قوانین 4
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دستورالعملهای اجباری مانند "تنظیم"، "قانونی" و "محدود کردن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اداره کردن
او به طور مکر تنظیم میکند رویههای سازمان را برای کارایی.
قانون
صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.
قانوناً ملزم بودن
محدود کردن
دولت به دلایل زیستمحیطی تصمیم گرفت استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود کند.
محدودیت
محدودیت مدرسه در استفاده از تلفنهای همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواسپرتیها بود.
سختگیرانه
رویکرد سختگیرانه او به تحقیق، نتایج انقلابی در زمینه پزشکی به همراه داشت.
با سختگیری
ویراستار به دقت دستنوشته را برای یافتن اشتباهات بررسی کرد.
شیوهنامه
اعضای باشگاه شطرنج به کتاب قوانین مراجعه کردند تا اختلافات را حل کنند و روشهای مسابقه را روشن کنند.
دستور انجام کاری را دادن
قانون
یک قانون اخیراً مقررات محیط زیستی سختتری را برای تأسیسات صنعتی الزامی کرده است.
قانونی
شورای شهر یک مصوبه قانونی تصویب کرد که استعمال دخانیات در فضای باز در پارکهای عمومی را ممنوع میکند.
قید کردن
موافقتنامه تجاری مقرر میکند شرایط و ضوابط مبادله کالا بین دو کشور را.
سختگیری
سختگیری والدین در بین خانوادهها متفاوت بود و بر رفتار و رشد کودکان تأثیر گذاشت.
با سختگیری
مدرسه یک کد لباس سختگیرانه را برای حفظ محیط حرفهای اعمال میکند.
سختگیرانه
شرایط سختگیرانه پذیرش دانشگاه، ورود به آن را دشوار میکرد.
تسلیم
تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.
قرار بودن
آنها باید در جلسات هفتگی به عنوان بخشی از مسئولیتهایشان شرکت کنند.
متن قانون
سختگیر
گروهبان به خاطر سختگیر اما منصف بودنش شناخته میشد، که انضباط و مسئولیتپذیری را در نیروها نهادینه میکرد.