کلمات انگلیسی برای "دستورالعمل های اجباری"
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دستورالعملهای اجباری مانند "تنظیم"، "قانونی" و "محدود کردن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اداره کردن
او به طور مکر تنظیم میکند رویههای سازمان را برای کارایی.
قانون
صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانهای در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.
قانوناً ملزم بودن
طرح نیازمند تأیید هیئت مدیره قبل از ادامه است.
نیاز
هوای پاک یک نیاز در استانداردهای صنعتی است.
محدود کردن
دولت به دلایل زیستمحیطی تصمیم گرفت استفاده از مواد شیمیایی خاص را محدود کند.
محدودیت
محدودیت مدرسه در استفاده از تلفنهای همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواسپرتیها بود.
سختگیرانه
رویکرد سختگیرانه او به تحقیق، نتایج انقلابی در زمینه پزشکی به همراه داشت.
با سختگیری
ویراستار به دقت دستنوشته را برای یافتن اشتباهات بررسی کرد.
دستورالعمل
قوانین انصاف را در بازیهای رومیزی تضمین میکنند.
شیوهنامه
اعضای باشگاه شطرنج برای حل اختلافات و روشن کردن رویههای مسابقه به کتاب قوانین مراجعه کردند.
دستور انجام کاری را دادن
مدیر اعمال کرد یک تعلیق برای دانشآموزان درگیر در دعوای غذای کافهتاریا.
قانون
یک قانون اخیراً مقررات محیط زیستی سختتری را برای تأسیسات صنعتی الزامی کرده است.
قانونی
شورای شهر یک مصوبه قانونی تصویب کرد که استعمال دخانیات در فضای باز در پارکهای عمومی را ممنوع میکند.
قید کردن
موافقتنامه تجاری مقرر میکند شرایط و ضوابط مبادله کالا بین دو کشور را.
سفتوسخت (قوانین)
رستوران به مقررات بهداشتی سختگیرانه پایبند است تا از بیماریهای ناشی از غذا جلوگیری کند.
سختگیری
سختگیری والدین در بین خانوادهها متفاوت بود و بر رفتار و رشد کودکان تأثیر گذاشت.
با سختگیری
مدرسه یک کد لباس سختگیرانه را برای حفظ محیط حرفهای اعمال میکند.
سختگیرانه
شرایط سختگیرانه پذیرش دانشگاه، ورود به آن را دشوار میکرد.
تسلیم
تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.
قرار بودن
آنها باید در جلسات هفتگی به عنوان بخشی از مسئولیتهایشان شرکت کنند.
متن قانون
سختگیر
گروهبان به خاطر سختگیر اما منصف بودنش شناخته میشد، که انضباط و مسئولیتپذیری را در نیروها نهادینه میکرد.