ارائه دادن
با تشخیص نیاز به تغییر، رهبر تیم یک پیشنهاد برای بازسازی زمانبندی پروژه ارائه داد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارائه پیشنهادات مانند "اشاره"، "پیشنهاد دادن"، و "چالش" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
ارائه دادن
با تشخیص نیاز به تغییر، رهبر تیم یک پیشنهاد برای بازسازی زمانبندی پروژه ارائه داد.
متناوباً
شما میتوانید محصول را به صورت آنلاین خریداری کنید، یا به عنوان گزینه دیگر، به صورت حضوری از فروشگاه دیدن کنید.
طبق پیشنهاد
مناسبتر
بهتر است وقتی احساسات شدید است بحث نکنید.
مطرح کردن
سارا استراتژی جدید بازاریابی را در جلسه تیم مطرح کرد.
دعوت به مبارزه یا بازی
به چالش کشیدن
مدیر به چالش میکشد کارکنان را برای ارائه ایدههای نوآورانه.
معنای ضمنی داشتن
پوشیدن لباس سفید در عروسی به طور سنتی حاکی از پاکی و معصومیت است.
اگر نشد
در صورت عدم تصمیم گیری یکپارچه، کمیته در مورد تغییرات پیشنهادی رای خواهد داد.
مطرح کردن
در جلسه تالار شهر، از ساکنان دعوت شد تا نگرانیها و ایدههای خود را مطرح کنند.
اگر نظر منو بخوای
رو هوا حدس زدن
او با احتیاط یک پیشنهاد برای کمپین بازاریابی جدید مطرح کرد.
به صورت ضمنی اشاره کردن
او با اشاره به دسرهای خوشمزهاش، به طور ظریف اشاره کرد که برای شام یک رستوران خاص را ترجیح میدهد.
اشاره ضمنی
کارآگاه هر سرنخ و سرنخ را دنبال کرد تا رمز و راز پیرامون اثر هنری دزدیده شده را حل کند.
فرضیهسازی کردن
بدون دادههای قطعی، اخترشناسان اغلب درباره وجود اجرام آسمانی بر اساس الگوهای مشاهدهشده فرضیهسازی میکنند.
ایده
من از مشارکت شما قدردانی میکنم؛ ایده شما در مورد سادهسازی فرآیند قابل توجه است.
ضمنی
تمهای ضمنی عشق و از دست دادن فیلم با مخاطبان طنین انداز شد، حتی بدون اینکه صراحتاً بیان شود.
بهطور ضمنی
با تکمیل وظیفه محول شده، او به طور ضمنی با شرایط موافقت کرد.