تصمیم، توصیه و اجبار - پیشنهاد دادن 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیشنهاد و اشاره مانند "prompt"، "اشاره کردن" و "نامزد کردن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
serving as a clear sign or signal of something

نشانگر, نمایانگر، گویا
رفتار آرام او در طول بحران نشانگر توانایی های قوی رهبری او بود.
to reach an opinion or decision based on available evidence and one's understanding of the matter

استنباط کردن, نتیجهگیری کردن
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند که معنی کلمات را از استنباط کنند.
to suggest something in an indirect manner

کنایه زدن, اشاره غیر مستقیم کردن
سیاستمدار به طور استراتژیک اشاره کرد به ارتباط بین رقیب خود و یک معامله تجاری جنجالی، که باعث تردید در صداقت رقیب شد.
used to refer to something as a good idea or a reasonable choice

بد نیست, ضرری ندارد
کمی تمرین بیشتر برایش بد نیست.
used to politely make or respond to suggestions, or give instructions or remarks

بگذار, اجازه دهید
بیا روی یک قهوه چت کنیم.
used to bring up a suggestion in a polite manner

بهتر بودن (برای پیشنهاد دادن چیزی بهطور مؤدبانه)
to bring up a topic or question for discussion

مطرح کردن, عنوان کردن
پیشنهاد بحثبرانگیز در طول کنفرانس مطرح شد و منجر به بحث داغی بین شرکتکنندگان شد.
to put forward a suggestion or proposal formally

پیشنهاد دادن (بهصورت رسمی), مطرح کردن
سناتور یک اصلاحیه به قانون پیشنهادی ارائه داد.
used to make a recommendation regarding someone or something

باید (برای بیان پیشنهاد)
او باید این کتاب را بخواند؛ کاملاً با علایقش هماهنگ است.
to assign or designate someone to a particular position or responsibility

نامزد کردن, پیشنهاد کردن
سازمان افراد را برای موقعیتهای رهبری آینده نامزد میکند.
the process of officially selecting a candidate for either an election or bestowing an honnor

نامزدی (در انتخابات، دریافت جایزه و...), کاندیداشدن
someone who has been officially suggested for a position, award, etc.

کاندید, نامزد
نامزد بهترین بازیگر مرد عملکرد جذابی در فیلم ارائه داد.
used to draw attention to what someone wants to say

خب حالا
used to show that one agrees with someone's suggestion or statement

حالا شد, این شد حرف حساب
ارسال رایگان و تخفیف؟ حالا شد.
used when introducing a request, making an offer, or giving a suggestion politely

شاید (برای بیان درخواست، پیشنهاد و... مؤدبانه)
to suggest that something is true or is the case

دلالت کردن, حاکی از چیزی بودن
علائم به یک عفونت احتمالی اشاره میکنند.
to propose or assume something as true or factual, serving as the foundation for further reasoning or argumentation

مسلم فرض گرفتن
دانشمند کامپیوتر یک الگوریتم جدید را مطرح کرد تا کارایی محاسباتی را در وظایف پیچیده حل مسئله بهبود بخشد.
to suggest or assume the existence or truth of something as a basis for reasoning, discussion, or belief

پایه قرار دادن, مبنا قرار دادن، فرض کردن
قبل از انجام تحقیق، محقق باید فرضیههای کلیدی را که تحقیق را هدایت میکنند، مطرح میکرد.
to perceive something as a sign that indicates the occurrence of something good or evil

از پیش نشان دادن
بازخورد مثبت کاربران اولیه به نظر میرسید که موفقیت نرمافزار جدید را پیشبینی میکند.
to encourage someone to do or say something

ترغیب کردن, قانع کردن
something suggested or put forward for consideration, such as an idea, plan, or assumption

طرح, پیشنهاد
مدیر هر پیشنهاد را با دقت بررسی کرد.
to put forward a suggestion, plan, or idea for consideration

پیشنهاد کردن, مطرح کردن، ارائه کردن
کمیته یک بودجه برای سال مالی آینده پیشنهاد داد، با در نظر گرفتن هزینهها و درآمدهای پیشبینی شده.
someone who puts forward a suggestion or proposal for further discussion or consideration

پیشنهادکننده, پیشنهاددهنده
a suggestion, plan, or proposal, especially in business or negotiation contexts

طرح, پیشنهاد
او یک پیشنهاد برای بهبود کارایی گردش کار ارائه داد.
to put an idea, proposition, theory, etc. forward for further consideration

مطرح کردن, پیشنهاد کردن، مطرح کردن، ارائه دادن
فیلسوف مجموعهای از پرسشها را مطرح کرد تا باورهای رایج زمانهاش را به چالش بکشد.
to present an idea, suggestion, etc. to be discussed

مطرح کردن, طرح کردن
to introduce a plan or suggestion to a group of individuals so that they decide whether to accept it or not

چیزی را با کسی مطرح کردن
