به کسی دستور انجام کاری را دادن
معلم به دانشآموزان دستور داد که تکالیف خود را تا پایان هفته تکمیل کنند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به راهنمایی و مشاوره مانند "enjoin"، "mentor" و "inadvisable" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به کسی دستور انجام کاری را دادن
معلم به دانشآموزان دستور داد که تکالیف خود را تا پایان هفته تکمیل کنند.
بازخورد
معلم بازخورد سازندهای داد تا به بهبود مهارتهای نوشتاری او کمک کند.
پیروی کردن
او در پیروی از دستورالعملهای پیچیده مشکل دارد.
راهنمایی
مشاور مالی راهنماییهای صحیحی در مورد گزینههای سرمایهگذاری ارائه داد و به مشتریان کمک کرد تا در مورد پول خود تصمیمات آگاهانه بگیرند.
تحت تاثیر قرار دادن
والدین اغلب سعی میکنند تا فرزندان خود را در اتخاذ تصمیمات خوب هدایت کنند.
هدایت
مدیر نقش راهنمای در مذاکرات ایفا کرد.
اعمال کردن
مشاور به نوجوانان مشکلدار توصیههای ارزشمندی تقسیم کرد و آنها را به سمت انتخابهای بهتر زندگی هدایت نمود.
باید
ما باید قبضهایمان را قبل از موعد مقرر پرداخت کنیم تا از جریمه دیرکرد اجتناب کنیم.
هشدار
رئیس به ما یک هشدار در مورد تغییرات آینده در سیاستهای شرکت داد.
اعتنا کردن
او به نشانههای هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.
کمک
او در طول جابجایی، با حمل جعبهها و چیدمان مبلمان، یک کمک ارزشمند بود.
خط کمکرسان
من شماره خط کمک را در وبسایت آنها پیدا کردم تا اطلاعات بیشتری درباره خدماتشان دریافت کنم.
موعظه
او یک موعظه درباره مهربانی در مجمع مدرسه ایراد کرد.
آموزشی
ویدیوی آموزشی در یوتیوب راهنمای گام به گام برای نصب یک سینک آشپزخانه جدید ارائه داد.
اگر شک داری
در جای کسی (بودن)
اگر من جای تو بودم
تجویز کردن
دندانپزشک یک روش روت کانال را برای مقابله با عفونت در دندان بیمار توصیه کرد.
دور از مصلحت
نامناسب خواهد بود که قبل از جمعآوری اطلاعات بیشتر، رئیستان را به صورت عمومی روبرو کنید.
مربی
منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.