به کسی دستور انجام کاری را دادن
سیاست شرکت کارمندان را ملزم میکند که هرگونه فعالیت مشکوک را فوراً به سرپرستان خود گزارش دهند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به راهنمایی و مشاوره مانند "enjoin"، "mentor" و "inadvisable" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به کسی دستور انجام کاری را دادن
سیاست شرکت کارمندان را ملزم میکند که هرگونه فعالیت مشکوک را فوراً به سرپرستان خود گزارش دهند.
بازخورد
من از بازخورد شما در مورد پیشنهادم قدردانی میکنم؛ این به من کمک میکند تا آن را اصلاح کنم.
پیروی کردن
او به صورت آزادانه دنبال کرد دستور العمل را، با اضافه کردن چرخش خود به غذا.
راهنمایی
رهبر معنوی راهنمایی را به اعضای جامعه ارائه داد، در زمانهای بحران خرد و حمایت فراهم کرد.
تحت تاثیر قرار دادن
او از تجربه خود برای هدایت تیم در مسیر درست استفاده کرد.
اعمال کردن
معلم به دانشآموز برای عملکرد برجستهاش در پروژه تقسیم کرد تحسینها را.
باید
آنها باید برای امتحانات هفته آینده سخت مطالعه کنند.
هشدار
یک هشدار دوستانه: بعداً باران میآید، بنابراین ممکن است بخواهید چتر همراه داشته باشید.
اعتنا کردن
رانندگان همیشه باید به سیگنالهای ترافیکی توجه کنند تا از حوادث جادهای جلوگیری شود.
کمک
دفترچه راهنما کمک مفیدی در هنگام مونتاژ مبلمان بود.
خط کمکرسان
من شماره خط کمک را در وبسایت آنها پیدا کردم تا اطلاعات بیشتری درباره خدماتشان دریافت کنم.
آموزشی
مقاله آموزشی در مجله فرآیند شروع یک کسبوکار کوچک را به تفصیل شرح داد، از نوشتن طرح کسبوکار تا تأمین بودجه.
اگر شک داری
در جای کسی (بودن)
اگر من جای تو بودم
تجویز کردن
به دلیل شدت عفونت، دامپزشک آنتیبیوتیکها را برای سگ بیمار تجویز کرد.
دور از مصلحت
خوردن مرغ خام به دلیل خطر مسمومیت غذایی بسیار نامناسب است.
مربی
منتور مشاوره و پشتیبانی بینظیری به کارمندان جدید ارائه داد و به آنها کمک کرد تا با نقشهای خود در شرکت سازگار شوند.