راهنمایی و مشاوره

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به راهنمایی و مشاوره مانند "enjoin"، "mentor" و "inadvisable" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
تصمیم، توصیه و اجبار
to enjoin [فعل]
fa flag

به کسی دستور انجام کاری را دادن

Ex: The teacher enjoined the students to complete their assignments by the end of the week .

معلم به دانش‌آموزان دستور داد که تکالیف خود را تا پایان هفته تکمیل کنند.

feedback [اسم]
fa flag

بازخورد

Ex: The teacher gave constructive feedback to help improve his writing skills .

معلم بازخورد سازنده‌ای داد تا به بهبود مهارت‌های نوشتاری او کمک کند.

to follow [فعل]
fa flag

پیروی کردن

Ex: He has trouble following complex directions .

او در پیروی از دستورالعمل‌های پیچیده مشکل دارد.

guidance [اسم]
fa flag

راهنمایی

Ex: The financial advisor gave sound guidance on investment options , helping clients make informed decisions about their money .

مشاور مالی راهنمایی‌های صحیحی در مورد گزینه‌های سرمایه‌گذاری ارائه داد و به مشتریان کمک کرد تا در مورد پول خود تصمیمات آگاهانه بگیرند.

to guide [فعل]
fa flag

تحت تاثیر قرار دادن

Ex: Parents often try to guide their children in making good decisions .

والدین اغلب سعی می‌کنند تا فرزندان خود را در اتخاذ تصمیمات خوب هدایت کنند.

guiding [صفت]
fa flag

هدایت

Ex: The manager played a guiding role in the negotiations.

مدیر نقش راهنمای در مذاکرات ایفا کرد.

to hand out [فعل]
fa flag

اعمال کردن

Ex: The counselor handed out valuable advice to the troubled teenagers , guiding them toward making better life choices .

مشاور به نوجوانان مشکل‌دار توصیه‌های ارزشمندی تقسیم کرد و آن‌ها را به سمت انتخاب‌های بهتر زندگی هدایت نمود.

have to [فعل]
fa flag

باید

Ex: We have to pay our bills before the due date to avoid late fees .

ما باید قبض‌هایمان را قبل از موعد مقرر پرداخت کنیم تا از جریمه دیرکرد اجتناب کنیم.

heads-up [اسم]
fa flag

هشدار

Ex: The boss gave us a heads-up about the upcoming changes in the company 's policies .

رئیس به ما یک هشدار در مورد تغییرات آینده در سیاست‌های شرکت داد.

to heed [فعل]
fa flag

اعتنا کردن

Ex: She failed to heed the warning signs and ended up getting lost in the forest .

او به نشانه‌های هشدار توجه نکرد و در نهایت در جنگل گم شد.

help [اسم]
fa flag

کمک

Ex: She was a valuable help during the move , carrying boxes and arranging furniture .

او در طول جابجایی، با حمل جعبه‌ها و چیدمان مبلمان، یک کمک ارزشمند بود.

helpline [اسم]
fa flag

خط کمک‌رسان

Ex: I found the helpline number on their website to get more information about their services.

من شماره خط کمک را در وب‌سایت آن‌ها پیدا کردم تا اطلاعات بیشتری درباره خدماتشان دریافت کنم.

homily [اسم]
fa flag

موعظه

Ex: She delivered a homily on kindness at the school assembly .

او یک موعظه درباره مهربانی در مجمع مدرسه ایراد کرد.

how-to [صفت]
fa flag

آموزشی

Ex: The how-to video on YouTube offered step-by-step guidance for installing a new kitchen sink .

ویدیوی آموزشی در یوتیوب راهنمای گام به گام برای نصب یک سینک آشپزخانه جدید ارائه داد.

if in doubt [عبارت]
fa flag

اگر شک داری

Ex: Double-check your figures ; if in doubt , verify your calculations .
in one's place [عبارت]
fa flag

در جای کسی (بودن)

Ex: If I were in your place , I 'd definitely consider taking a vacation to relax .
if I were you [عبارت]
fa flag

اگر من جای تو بودم

Ex: If I were you , I 'd take some time off to recharge and relax after such a hectic week .
to indicate [فعل]
fa flag

تجویز کردن

Ex: The dentist indicated a root canal procedure to address the infection in the patient 's tooth .

دندانپزشک یک روش روت کانال را برای مقابله با عفونت در دندان بیمار توصیه کرد.

inadvisable [صفت]
fa flag

دور از مصلحت

Ex: It would be inadvisable to confront your boss publicly before gathering more information .

نامناسب خواهد بود که قبل از جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، رئیستان را به صورت عمومی روبرو کنید.

mentor [اسم]
fa flag

مربی

Ex: Mentors play an important role in welcoming new employees and helping them adapt to workplace culture .

منتورها نقش مهمی در استقبال از کارمندان جدید و کمک به آنها برای انطباق با فرهنگ محیط کار دارند.