عمل کردن (به نصیحت و...)
برای حفظ آگاهی زیستمحیطی، او تصمیم گرفت بر اساس شیوههای زندگی پایدار عمل کند.
در اینجا برخی از کلمات انگلیسی مربوط به دادن مشاوره مانند "counsel"، "assessor" و "advisory" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
عمل کردن (به نصیحت و...)
برای حفظ آگاهی زیستمحیطی، او تصمیم گرفت بر اساس شیوههای زندگی پایدار عمل کند.
نصیحت کردن
معلم به دانشآموزان توصیه کرد که تکالیف خود را به موقع کامل کنند تا موفقیت تحصیلی را تضمین کنند.
توصیه
ستون مجله توصیههای عملی برای حفظ یک سبک زندگی سالم ارائه میدهد.
ستون مشاوره (روزنامه، مجله و غیره)
ستوننویس پرسش و پاسخ
پاسخ متفکرانه ستوننویس مشاوره به خواننده کمک کرد تا در تصمیمگیری احساس اطمینان بیشتری کند.
توصیه کردن
او به من توصیه کرد کتابهای بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارتهای درک مطلب خود را بهبود بخشم.
مشاور
او یک مشاور کسب و کار استخدام کرد تا در تحلیل بازار و برنامهریزی کسب و کار کمک کند.
مشورتدهنده
مشاور مدرسه یک جلسه مشاورهای ترتیب داد تا به دانشآموزان در مقابله با استرس و فشار تحصیلی کمک کند.
شماره مرکز ارتباط با مشتریان
من توانستم از خط پشتیبانی وقتی سفارشم به موقع نرسید، پشتیبانی سریع دریافت کنم.
هشدار
برچسب روی بطری دارو شامل یک هشدار درباره عوارض جانبی احتمالی و دستورالعملهایی برای استفاده ایمن بود.
تأیید کردن
با قدردانی از تعهد آنها به پایداری و کیفیت، من صمیمانه این برند سازگار با محیط زیست را برای خرید بعدی شما توصیه میکنم.
مشورت کردن
قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانوادهام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.
مشاور
با پیشینه مالی خود، سارا به یک مشاور پرطرفدار تبدیل شد که به مشتریان در استراتژیهای سرمایهگذاری و برنامهریزی مالی متناسب با اهدافشان کمک میکند.
مشاوره دادن
رهبران مذهبی اغلب به اعضای جماعت خود در مورد مسائل ایمان، اخلاق و چالشهای شخصی توصیه میکنند.
مشاوره
کمیته بر مشاوره متخصص برای شکلدهی به سیاست خود تکیه کرد.
مشاوره
فرایند مشاوره شامل گوش دادن فعال، همدلی و حل مسئله مشارکتی برای رسیدگی به نگرانیهای مشتریان میشود.
مشاور
مشاور اندوه فضایی امن برای افراد فراهم کرد تا احساسات خود را بیان کنند و از دست دادن خود را پردازش کنند.