سلامت و بیماری - اسامی عمومی مرتبط با سلامت و بیماری ها

در اینجا برخی از اسامی عمومی انگلیسی مربوط به سلامت و بیماری مانند "شرایط"، "اپیدمی" و "حامل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
illness [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex:

بسیاری از مردم در سکوت با بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند.

disease [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She is researching a cure for a rare disease .

او در حال تحقیق برای یافتن درمانی برای یک بیماری نادر است.

sickness [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: She 's always so energetic ; this sickness has really slowed her down .

او همیشه پرانرژی است؛ این بیماری واقعاً او را کند کرده است.

infection [اسم]
اجرا کردن

عفونت

Ex: Hospitals take strict precautions to prevent infections from spreading among patients and staff .

بیمارستان‌ها اقدامات احتیاطی سخت‌گیرانه‌ای را برای جلوگیری از گسترش عفونت در بین بیماران و کارکنان انجام می‌دهند.

complaint [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی (جسمی)

Ex: His frequent headaches were a longstanding complaint that he wanted to address .

سردردهای مکرر او یک شکایت دیرینه بود که می‌خواست آن را برطرف کند.

condition [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: Research is ongoing to better understand the underlying causes of this condition and to develop effective treatments .

تحقیقات برای درک بهتر علل اساسی این وضعیت و توسعه درمان‌های مؤثر در حال انجام است.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: The government launched a vaccination campaign during the epidemic .

دولت در طول اپیدمی یک کمپین واکسیناسیون راه اندازی کرد.

contagion [اسم]
اجرا کردن

بیماری مسری

Ex: The school 's nurse educated students about the importance of vaccination in preventing the spread of contagion .

پرستار مدرسه دانش‌آموزان را درباره اهمیت واکسیناسیون در جلوگیری از گسترش بیماری مسری آموزش داد.

affliction [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: Despite the medication , her affliction persisted , causing constant and excruciating pain .

علیرغم دارو، رنج او ادامه یافت و باعث درد مداوم و شدید شد.

bug [اسم]
اجرا کردن

میکروب

Ex: Handwashing prevents the transfer of bugs .
burnout [اسم]
اجرا کردن

خستگی مفرط

Ex:

فرسودگی شغلی می‌تواند به صورت علائم جسمی مانند خستگی، سردرد و بی‌خوابی، علاوه بر فرسودگی عاطفی و ذهنی ظاهر شود.

اجرا کردن

بیماری خفیف

Ex: The actress regretfully announced her indisposition , leading to the cancellation of the scheduled performance .

بازیگر با افسوس از ناخوشی خود خبر داد که منجر به لغو اجرای برنامه‌ریزی شده شد.

infirmity [اسم]
اجرا کردن

ضعف

Ex: After the accident , he struggled with a physical infirmity that required him to use a walking stick .

پس از حادثه، او با یک ناتوانی جسمی دست و پنجه نرم کرد که مجبور شد از عصا استفاده کند.

insanity [اسم]
اجرا کردن

جنون

Ex: Public perception has shifted away from associating all disorders with insanity .

درک عمومی از ارتباط دادن همه اختلالات با دیوانگی دور شده است.

اجرا کردن

نارسایی عضو

Ex: Respiratory insufficiency limits the lungs ' capacity to provide enough oxygen .

نارسایی تنفسی ظرفیت ریه‌ها را برای تأمین اکسیژن کافی محدود می‌کند.

malaise [اسم]
اجرا کردن

بیمارگونگی

Ex: The doctor noted that malaise can be a nonspecific symptom indicating an underlying health issue , such as an infection or chronic illness .

پزشک خاطرنشان کرد که ناخوشی می‌تواند یک علامت غیراختصاصی باشد که نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی زمینه‌ای، مانند عفونت یا بیماری مزمن است.

اجرا کردن

اختلال روانی

Ex: Open conversations about mental illness contribute to breaking down societal barriers .

گفتگوهای باز درباره بیماری‌های روانی به شکستن موانع اجتماعی کمک می‌کنند.

pandemic [اسم]
اجرا کردن

بیماری همه‌گیر

Ex: During pandemics , healthcare systems face an enormous strain from the surge in patients .

در طول همه‌گیری‌ها، سیستم‌های بهداشتی با فشار عظیمی از افزایش بیماران مواجه می‌شوند.

syndrome [اسم]
اجرا کردن

سندرم

Ex: The "Stockholm Syndrome" is a well-known psychological phenomenon where hostages develop a bond with their captors.

"سندرم استکهلم" یک پدیده روانشناختی معروف است که در آن گروگان‌ها با گروگانگیران خود پیوند برقرار می‌کنند.

lump [اسم]
اجرا کردن

برآمدگی

Ex: The size , shape , and texture of a lump can provide clues about its underlying cause , though medical evaluation is necessary for an accurate diagnosis .

اندازه، شکل و بافت یک توده می‌تواند سرنخ‌هایی درباره علت زمینه‌ای آن ارائه دهد، اگرچه برای تشخیص دقیق ارزیابی پزشکی ضروری است.

cough [اسم]
اجرا کردن

گرفتگی گلو و سینه

Ex: a condition or disease that makes one cough frequently

یک وضعیت یا بیماری که باعث سرفه مکرر می‌شود

trauma [اسم]
اجرا کردن

آسیب (جسمی)

Ex: The boxer suffered from severe brain trauma after receiving repeated blows to the head during the match .

بوکسور پس از دریافت ضربات مکرر به سر در طول مسابقه از تروما شدید مغزی رنج برد.

injury [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: The car crash caused multiple injuries .

تصادف ماشین باعث چندین آسیب شد.

bout [اسم]
اجرا کردن

دوره بیماری

Ex: The boxer trained rigorously to prepare for his upcoming bout in the championship match .

بوکسور به شدت تمرین کرد تا برای مسابقه پیش رو در مسابقه قهرمانی آماده شود.

carrier [اسم]
اجرا کردن

ناقل (پزشکی)

Ex: Public health officials stressed the importance of identifying carriers to prevent further outbreaks of the disease .

مقامات بهداشت عمومی بر اهمیت شناسایی ناقلان برای جلوگیری از شیوع بیشتر بیماری تأکید کردند.

اجرا کردن

سرایت بیماری در جامعه

Ex: Understanding the patterns of community spread can help authorities implement more effective containment measures .

درک الگوهای گسترش جامعه می‌تواند به مقامات کمک کند تا اقدامات مهار مؤثرتری را اجرا کنند.

malady [اسم]
اجرا کردن

بیماری

Ex: Despite extensive testing , the exact cause of his malady remained unknown , leaving doctors perplexed .

علیرغم آزمایش‌های گسترده، علت دقیق بیماری او ناشناخته باقی ماند و پزشکان را متحیر کرد.

nausea [اسم]
اجرا کردن

حالت تهوع

Ex: The medication caused him to feel intense nausea shortly after taking it .

دارو باعث شد که او بلافاصله پس از مصرف آن تهوع شدیدی احساس کند.

pain [اسم]
اجرا کردن

درد

Ex: The doctor asked where the pain was located .

پزشک پرسید که درد در کجا قرار دارد.

pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

اجرا کردن

بیمار‌ صفر

Ex: The search for patient zero in the recent outbreak has led to significant advancements in epidemiology .

جستجوی بیمار صفر در شیوع اخیر منجر به پیشرفت‌های قابل توجهی در اپیدمیولوژی شده است.

attack [اسم]
اجرا کردن

طغیان (بیماری)

Ex: She felt a migraine attack coming on and quickly went to a dark room to rest .

او احساس کرد که یک حمله میگرن در حال آمدن است و سریعاً به یک اتاق تاریک رفت تا استراحت کند.

emaciation [اسم]
اجرا کردن

لاغری مفرط

Ex: Historical photos from the famine showed widespread emaciation among the population .

عکس‌های تاریخی از قحطی، لاغری مفرط گسترده‌ای را در میان جمعیت نشان می‌داد.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

coma [اسم]
اجرا کردن

کما

Ex: He emerged from a coma but struggled with memory loss .

او از کما خارج شد اما با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم کرد.

symptom [اسم]
اجرا کردن

نشانه (بیماری)

Ex: The rash on his skin was a clear symptom of an allergic reaction .

جوش روی پوست او یک علامت واضح از واکنش آلرژیک بود.

اجرا کردن

بیهوشی

Ex: The victim ’s unconsciousness lasted several hours before he regained awareness .

بی‌هوشی قربانی چند ساعت طول کشید قبل از اینکه به هوش آید.

اجرا کردن

سوء‌تغذیه

Ex: Undernourishment is a significant public health challenge in some developing countries .

سوء تغذیه یک چالش عمده بهداشت عمومی در برخی از کشورهای در حال توسعه است.

upset [اسم]
اجرا کردن

اختلال (مربوط به سلامتی فرد)

Ex: He had a mild upset , but it passed by the evening .

او یک ناراحتی خفیف داشت، اما تا عصر برطرف شد.

red zone [اسم]
اجرا کردن

منطقه قرمز

Ex: The school decided to temporarily close its doors and transition to online learning as the community entered the red zone due to a significant outbreak .

مدرسه تصمیم گرفت به طور موقت درهای خود را ببندد و به یادگیری آنلاین روی آورد زیرا جامعه به دلیل شیوع قابل توجه وارد منطقه قرمز شد.

relapse [اسم]
اجرا کردن

عودکردن (پس از بهبود)

Ex: The psychiatrist closely monitored the patient for signs of relapse , adjusting their treatment plan as needed .

روانپزشک بیمار را برای نشانه‌های عود به دقت تحت نظر گرفت و در صورت لزوم برنامه درمانی او را تنظیم کرد.

seizure [اسم]
اجرا کردن

تشنج

Ex: Despite taking precautions , he still experienced seizures from time to time , which made daily life challenging .

علیرغم رعایت احتیاط‌ها، او هنوز هم گاهی اوقات دچار تشنج می‌شد که زندگی روزمره را چالش‌برانگیز می‌کرد.

shake [اسم]
اجرا کردن

لرزه

Ex: His hands were in a constant shake from the cold.
sneeze [اسم]
اجرا کردن

عطسه

Ex: The pepper made me have a big sneeze .

فلفل باعث شد که من عطسه بزرگی بکنم.

debility [اسم]
اجرا کردن

ضعف

Ex: As she grew older , her arthritis caused debility in her hands , making it difficult for her to grip objects .

با افزایش سن، آرتریت او باعث ضعف در دست‌هایش شد، که گرفتن اشیا را برایش دشوار کرد.

اجرا کردن

تاییدیه سلامت

Ex: He 's been given a clean bill of health by the doctor .