فهرست واژگان سطح B1 - سرگرمی‌ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سرگرمی ها، مانند "pastime"، "leisure"، "blogging" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
leisure [اسم]
اجرا کردن

اوقات فراغت

Ex: They spent their leisure hours exploring the charming cafes and hidden alleyways of the city .

آنها ساعت‌های فراغت خود را به کشف کافه‌های جذاب و کوچه‌های پنهان شهر گذراندند.

backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex:

آنها با کوله‌گردی به جای اقامت در هتل‌ها پول پس‌انداز کردند.

اجرا کردن

تماشای پرندگان (به منظور تفریح)

blogging [اسم]
اجرا کردن

بلاگ‌نویسی

Ex: After taking a course on blogging , he decided to start his own website to discuss fashion trends .

بعد از گذراندن دوره‌ای در مورد وبلاگ نویسی، او تصمیم گرفت وبسایت خود را برای بحث در مورد ترندهای مد راه‌اندازی کند.

اجرا کردن

تشویق‌کردن (در ورزش)

Ex: More than just chanting , cheerleading requires athleticism , teamwork , and a positive attitude .

بیش از فقط شعار دادن، چیرلیدینگ نیازمند ورزشکاری، کار تیمی و نگرش مثبت است.

clubbing [اسم]
اجرا کردن

کلوپ‌روی

Ex:

کلابینگ فعالیتی محبوب среди جوانانی است که به دنبال معاشرت و تفریح هستند.

to doodle [فعل]
اجرا کردن

بی‌هدف نقاشی کشیدن

Ex: Whenever she 's on the phone , she doodles on a scrap of paper .

هر وقت که او تلفن است، روی تکه کاغذی خط خطی می‌کند.

gambling [اسم]
اجرا کردن

شرط‌بندی

Ex:

برخی افراد قمار را به عنوان شکلی از سرگرمی می‌بینند، در حالی که دیگران آن را رفتاری پرخطر می‌دانند که باید از آن اجتناب کرد.

karting [اسم]
اجرا کردن

کارتینگ

Ex:

کودکان از یک روز هیجان‌انگیز کارتینگ با دوستانشان لذت بردند.

meditation [اسم]
اجرا کردن

مراقبه

Ex: She turns to meditation in uncertain times for grounding and mental clarity .

او در زمان‌های نامطمئن برای زمین‌گیری و وضوح ذهنی به مدیتیشن روی می‌آورد.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری در کوهستان

Ex: Mountain biking requires skill and proper equipment .

دوچرخه سواری کوهستان به مهارت و تجهیزات مناسب نیاز دارد.

origami [اسم]
اجرا کردن

اوریگامی

Ex:

اوریگامی از تا کردن ساده کاغذ به طراحی‌های پیچیده و اصول ریاضی تکامل یافته است.

pottery [اسم]
اجرا کردن

سفالگری

Ex: Pottery involves molding and firing clay to create durable kitchenware .

سفالگری شامل شکل‌دهی و پختن خاک رس برای ایجاد ظروف آشپزخانه بادوام است.

اجرا کردن

غواصی

Ex:

او از غواصی به عنوان یک سرگرمی آخر هفته لذت می‌برد.

skydiving [اسم]
اجرا کردن

چتربازی

Ex: Skydiving can be a transformative experience , pushing individuals out of their comfort zones and instilling a sense of accomplishment and confidence .

پرش با چتر می‌تواند یک تجربه دگرگون‌کننده باشد، که افراد را از منطقه امن خود خارج می‌کند و حس موفقیت و اعتماد به نفس را در آنها ایجاد می‌کند.

traveling [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex:

لذت سفر در کشف مکان‌هایی است که قبلاً هرگز به آنجا نرفته‌اید.

اجرا کردن

مغازه‌گردی

Ex: Window shopping is a fun way to pass the time without spending money .

خرید پنجره‌ای راهی سرگرم‌کننده برای گذراندن وقت بدون خرج کردن پول است.

windsurfing [اسم]
اجرا کردن

بادسواری

Ex: He spent the summer practicing windsurfing , improving his skills and learning new techniques .

او تابستان را به تمرین بادسواری گذراند، مهارت‌هایش را بهبود بخشید و تکنیک‌های جدیدی یاد گرفت.