فهرست واژگان سطح B1 - شهر و حومه شهر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره شهر و روستا را یاد خواهید گرفت، مانند "باغ میوه"، "سالن ورزش"، "حومه شهر" و غیره. که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

gallery [اسم]
اجرا کردن

گالری

Ex: Many people attended the opening night at the gallery , eager to meet the artists and discuss their work .

بسیاری از مردم در شب افتتاح گالری شرکت کردند، مشتاق ملاقات با هنرمندان و بحث درباره کارهایشان.

nightclub [اسم]
اجرا کردن

کلوپ شبانه

Ex: The nightclub has a strict dress code , so make sure to dress appropriately .

کلوپ شبانه یک کد لباس سخت‌گیرانه دارد، بنابراین مطمئن شوید که مناسب لباس بپوشید.

اجرا کردن

ایستگاه آتش‌نشانی

Ex: Residents gathered at the fire station for a community meeting to discuss emergency preparedness and evacuation procedures .

ساکنان در ایستگاه آتش‌نشانی برای یک جلسه جامعه گرد هم آمدند تا درباره آمادگی برای شرایط اضطراری و روش‌های تخلیه بحث کنند.

gym [اسم]
اجرا کردن

باشگاه

Ex: They offer yoga classes at the gym .

آن‌ها کلاس‌های یوگا در باشگاه ورزشی ارائه می‌دهند.

playground [اسم]
اجرا کردن

زمین بازی

Ex: The playground includes swings , slides , and a sandbox .

زمین بازی شامل تاب‌ها، سرسره و یک جعبه شن می‌شود.

urban [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Researchers studied urban migration patterns over the last decade .

محققان الگوهای مهاجرت شهری را در دهه گذشته مطالعه کردند.

suburb [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The new shopping mall on the outskirts of the suburb has become a central hub for residents , offering a variety of dining and entertainment options .

مرکز خرید جدید در حومه حومه شهر به یک مرکز اصلی برای ساکنان تبدیل شده است که گزینه‌های متنوعی برای غذا خوردن و سرگرمی ارائه می‌دهد.

outskirts [اسم]
اجرا کردن

حومه

Ex: The outskirts of the town are known for their beautiful landscapes , with rolling hills and open fields that attract nature lovers and outdoor enthusiasts .

حومه شهر به دلیل مناظر زیبای خود شناخته شده است، با تپه‌های موجدار و مزارع باز که عاشقان طبیعت و علاقه‌مندان به فضای باز را جذب می‌کند.

inner city [اسم]
اجرا کردن

منطقه مرکزی فقیرنشین شهر

Ex: Nonprofit organizations in the inner city offer social services and support programs to help address poverty and homelessness .

سازمان‌های غیرانتفاعی در مناطق محروم شهری خدمات اجتماعی و برنامه‌های حمایتی ارائه می‌دهند تا به مقابله با فقر و بی‌خانمانی کمک کنند.

community [اسم]
اجرا کردن

اجتماع

Ex: The school is an important part of the community , providing education and resources .

مدرسه بخش مهمی از جامعه است که آموزش و منابع را فراهم می‌کند.

commuter [اسم]
اجرا کردن

مسافر (همیشگی)

Ex: A new app helps commuters find the fastest route to their destinations .

یک برنامه جدید به مسافران کمک می‌کند تا سریع‌ترین مسیر را به مقصد خود پیدا کنند.

population [اسم]
اجرا کردن

جمعیت

Ex: As the population ages , there will be increasing strain on healthcare systems .

با پیر شدن جمعیت، فشار بر سیستم‌های بهداشتی افزایش خواهد یافت.

housing [اسم]
اجرا کردن

مسکن

Ex: The new policy aims to improve rural housing .

سیاست جدید به دنبال بهبود مسکن روستایی است.

parking lot [اسم]
اجرا کردن

پارکینگ

Ex: The parking lot outside the grocery store is always crowded on weekends .

پارکینگ خارج از فروشگاه مواد غذایی همیشه در تعطیلات آخر هفته شلوغ است.

road sign [اسم]
اجرا کردن

تابلوی راهنمایی و رانندگی

Ex: She missed her turn because the road sign was obscured by a tree .

او پیچ خود را از دست داد چون تابلو راهنمایی توسط یک درخت پنهان شده بود.

pedestrian [اسم]
اجرا کردن

عابر پیاده

Ex: As a pedestrian , you must be cautious when crossing busy roads .

به عنوان یک عابر پیاده، باید هنگام عبور از جاده‌های شلوغ احتیاط کنید.

اجرا کردن

چراغ خیابان

Ex: The driver slowed down as they approached the intersection , guided by the amber glow of the street lights overhead .

راننده با نزدیک شدن به تقاطع سرعتش را کم کرد، هدایت شده توسط نور کهربایی چراغ‌های خیابانی بالای سر.

lane [اسم]
اجرا کردن

راه باریک

Ex: The old farmhouse was located at the end of a long , winding lane .

خانه مزرعه قدیمی در انتهای یک جاده طولانی و پیچ در پیچ قرار داشت.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: Farmers use grasslands for cattle grazing .

کشاورزان از مراتع برای چرای دام استفاده می‌کنند.

county [اسم]
اجرا کردن

شهرستان

Ex: Our county government provides essential services such as law enforcement , public education , and road maintenance .

دولت شهرستان ما خدمات ضروری مانند اجرای قانون، آموزش عمومی و نگهداری جاده ها را ارائه می دهد.

dam [اسم]
اجرا کردن

سد

Ex: The construction of the dam displaced several villages .

ساخت سد چندین روستا را جابجا کرد.

sidewalk [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌رو

Ex: He found a quiet spot to sit on the sidewalk and enjoy his coffee .

او یک نقطه آرام برای نشستن روی پیاده‌رو پیدا کرد و از قهوه‌اش لذت برد.

homeland [اسم]
اجرا کردن

سرزمین مادری

Ex: They felt a deep connection to their homeland , despite being far away .

آنها علیرغم دور بودن، احساس ارتباط عمیقی با وطن خود داشتند.

square [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: He sat on a bench in the square and read a book .

او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.