فهرست واژگان سطح B1 - شهر و حومه شهر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره شهر و روستا را یاد خواهید گرفت، مانند "باغ میوه"، "سالن ورزش"، "حومه شهر" و غیره. که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a small restaurant that sells drinks and meals

کافه
دانشآموزان اغلب در کافه نزدیک جمع میشدند تا با فنجانهای چای درس بخوانند و معاشرت کنند.
a place in which works of art are shown or sold to the public

گالری
او بعد از ظهر را در گالری به گشت و گذار گذراند، و از نقاشیهای پر جنب و جوش و مجسمههای فکربرانگیز لذت برد.
a place that is open during nighttime in which people can dance, eat, and drink

کلوپ شبانه
کلوپ شبانه پر از افرادی بود که به موسیقی دیجی میرقصیدند.
a building where firefighters stay and have the tools they need to help with fires and other emergencies

ایستگاه آتشنشانی
کودکان از مدرسه محلی از ایستگاه آتشنشانی بازدید کردند تا درباره ایمنی در برابر آتش یاد بگیرند و با آتشنشانها ملاقات کنند.
a place with special equipment that people go to exercise or play sports

باشگاه
باشگاه ورزشی بعد از کار شلوغ بود.
a playing area built outdoors for children, particularly inside parks or schools

زمین بازی
مدرسه یک زمین بازی جدید با دیوار صعود ساخت.
addressing the structures, functions, or issues of cities and their populations

شهری
دولت یک پروژه توسعه شهری را برای رسیدگی به مسائل زیرساختی آغاز کرد.
a residential area outside a city

حومه
حومه شهر به خاطر مدارس عالی و پارک های مناسب برای خانواده شناخته شده است، که آن را به انتخاب محبوبی برای والدین جوان تبدیل می کند.
the outer areas or parts of a city or town

حومه
مرکز خرید جدید در حاشیه شهر ساخته شد و آن را به مقصدی مناسب برای ساکنان محلههای اطراف تبدیل کرد.
an area close to the center of a city that usually suffers from economic problems

منطقه مرکزی فقیرنشین شهر
بسیاری از ساکنان مرکز شهر برای رفت و آمد به محل کار یا دسترسی به خدمات ضروری به حمل و نقل عمومی متکی هستند.
a group of people who live in the same area

اجتماع, گروه
او وقت خود را داوطلبانه برای کمک به بهبود پارک اجتماعی اختصاص داد.
a person who regularly travels to city for work

مسافر (همیشگی)
او یک مسافر روزانه است که دو ساعت را برای رفتن به کار صرف میکند.
the number of people who live in a particular city or country

جمعیت
دولت اقداماتی را برای کنترل رشد جمعیت اجرا کرد.
buildings in which people live, including their condition, prices, or types

مسکن
قیمت مسکن امسال افزایش یافته است.
an area in which people leave their vehicles

پارکینگ
آنها به تازگی پارکینگ را دوباره آسفالت کردهاند، و حالا خیلی بهتر به نظر میرسد.
a sign that shows warnings or information to drivers

تابلوی راهنمایی و رانندگی
او بعد از دیدن تابلو راهنمایی برای عبور عابر پیاده سرعتش را کم کرد.
a person who is on foot and not in or on a vehicle

عابر پیاده, رهگذر
پل یک مسیر عابر پیاده جداگانه برای کسانی که مایل به پیادهروی یا دویدن هستند ارائه میدهد.
a tall post with a light on top, usually found along roads, streets, or sidewalks

چراغ خیابان
ابتکار پایدار شهر با هدف کاهش مصرف انرژی با جایگزینی چراغهای خیابانی سنتی با گزینههای LED کممصرف انجام میشود.
a narrow path in the countryside

راه باریک, کورهراه
مسیر از هر دو طرف با گل های وحشی شکوفه پوشیده شده بود.
the place where a road is crossed by another

چهارراه, تقاطع
چراغهای راهنمایی در تقاطع کار نمیکردند، که باعث سردرگمی شد.
a large, open, and grass-covered area

علفزار, مرتع
مرتع برای مایلها بدون درخت کشیده شده است.
(in the US) one of the areas into which a state is divided and has a local government of its own

شهرستان, بخش
کشاورزان محلی در شهرستان انواع محصولات از جمله ذرت، سویا و گندم کشت میکنند که به اقتصاد کشاورزی منطقه کمک میکند.
an area of land that is usually enclosed and is used to grow fruit trees in

باغ میوه
او هر صبح از باغ میوه عبور میکند.
a deep hole dug in the ground to get access to the resources beneath, such as water, oil, etc.

چاه
a huge wall built to keep water from entering an area or to contain and use it as a power source to produce electricity

سد
مهندسان سد را برای تولید برق آبی طراحی کردند.
a pathway typically made of concrete or asphalt at the side of a street for people to walk on

پیادهرو
شهر برنامهریزی کرده است که پیادهرو نزدیک پارک را دوباره سنگفرش کند.
