فهرست واژگان سطح B1 - مسائل اجتماعی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مسائل اجتماعی، مانند "برابری"، "نژادی"، "سوء استفاده" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
social [صفت]
اجرا کردن

اجتماعی

Ex:

مدرسه یک رویداد اجتماعی را برای تقویت دوستی و رفاقت در بین دانش‌آموزان سازماندهی کرد.

racial [صفت]
اجرا کردن

نژادی

Ex: The school curriculum includes lessons on racial diversity and cultural sensitivity .

برنامه درسی مدرسه شامل درس‌هایی درباره تنوع نژادی و حساسیت فرهنگی است.

right [صفت]
اجرا کردن

درست

Ex: They argued that their actions were justified by what was morally right .

آنها استدلال کردند که اقداماتشان توسط آنچه از نظر اخلاقی درست بود توجیه شده است.

wrong [صفت]
اجرا کردن

نادرست

Ex: Discriminating against people based on their race , gender , or religion is wrong because it promotes inequality and injustice .

تبعیض علیه افراد بر اساس نژاد، جنسیت یا مذهب آنها اشتباه است زیرا نابرابری و بی‌عدالتی را ترویج می‌دهد.

addiction [اسم]
اجرا کردن

اعتیاد

Ex: Addiction often involves changes in brain chemistry , making it difficult for individuals to stop using drugs or engaging in addictive behaviors on their own .

اعتیاد اغلب شامل تغییراتی در شیمی مغز می‌شود، که باعث می‌شود افراد به تنهایی قادر به ترک مصرف مواد مخدر یا ترک رفتارهای اعتیادآور نباشند.

abuse [اسم]
اجرا کردن

سوءاستفاده

Ex: The law punishes the abuse of official authority .
bullying [اسم]
اجرا کردن

زورگویی

Ex:

قلدری یک مشکل فراگیر است که شامل رفتار پرخاشگرانه مکرر با هدف ایجاد آسیب یا پریشانی برای فرد دیگری می‌شود.

corruption [اسم]
اجرا کردن

فساد

Ex: Transparency organizations are working to reduce corruption in developing countries .

سازمان‌های شفافیت در حال کار برای کاهش فساد در کشورهای در حال توسعه هستند.

crisis [اسم]
اجرا کردن

بحران

Ex: Communities come together to support each other during times of crisis , offering assistance , resources , and emotional support to those affected .

جوامع در زمان بحران برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند، به افراد آسیب‌دیده کمک، منابع و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند.

equality [اسم]
اجرا کردن

برابری

Ex: The law aims to ensure racial equality in all aspects of society .

قانون به دنبال تضمین برابری نژادی در تمام جنبه‌های جامعه است.

freedom [اسم]
اجرا کردن

آزادی

Ex: He enjoyed the freedom to travel wherever he wanted .

او از آزادی سفر به هر جایی که می‌خواست لذت برد.

gender gap [اسم]
اجرا کردن

اختلاف جنسیتی

Ex: Efforts to close the gender gap in education have led to increased access to schooling for girls in many parts of the world .

تلاش‌ها برای بستن شکاف جنسیتی در آموزش و پرورش منجر به افزایش دسترسی دختران به تحصیل در بسیاری از نقاط جهان شده است.

اجرا کردن

بی‌خانمانی

Ex: Addressing homelessness requires both immediate relief and long-term solutions such as affordable housing .

رسیدگی به بی‌خانمانی هم به کمک فوری و هم به راه‌حل‌های بلندمدت مانند مسکن مقرون‌به‌صرفه نیاز دارد.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

issue [اسم]
اجرا کردن

معضل

Ex: The software update aimed to fix the issue of frequent system crashes .
اجرا کردن

سوء‌تغذیه

Ex: The effects of malnutrition can be devastating , leading to stunted growth , weakened immune systems , and impaired cognitive development .

عوارض سوء تغذیه می‌تواند ویرانگر باشد، منجر به توقف رشد، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در رشد شناختی شود.

obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
اجرا کردن

ازدیاد جمعیت

Ex: Overpopulation contributes to increased competition for jobs and resources .

ازدیاد جمعیت به افزایش رقابت برای شغل‌ها و منابع کمک می‌کند.

اجرا کردن

فشار نظیر

Ex: Resisting peer pressure requires strong self-confidence , assertiveness , and the ability to make independent choices .

مقاومت در برابر فشار همسالان به اعتماد به نفس قوی، قاطعیت و توانایی در انتخاب‌های مستقل نیاز دارد.

poverty [اسم]
اجرا کردن

فقر

Ex: Despite efforts to improve conditions , poverty continues to affect millions globally .

علیرغم تلاش‌ها برای بهبود شرایط، فقر همچنان میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

racism [اسم]
اجرا کردن

نژادپرستی

Ex: She experienced racism at her new job .

او در شغل جدیدش نژادپرستی را تجربه کرد.

security [اسم]
اجرا کردن

امنیت

Ex: She invested in a high-quality safe to enhance the security of her valuable items .

او در یک گاوصندوق با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کرد تا امنیت وسایل باارزشش را افزایش دهد.

shortage [اسم]
اجرا کردن

کمبود

Ex: Farmers are worried about a fertilizer shortage affecting their crops .
اجرا کردن

برده‌داری مدرن

Ex: Efforts to combat modern slavery include raising awareness , strengthening legislation , and providing support services for survivors .
اجرا کردن

شکاف اجتماعی

Ex: Social inequality often intersects with other forms of discrimination , such as racism , sexism , and ageism , exacerbating disparities and reinforcing power imbalances .

نابرابری اجتماعی اغلب با اشکال دیگر تبعیض، مانند نژادپرستی، جنسیت‌گرایی و سن‌گرایی تلاقی می‌کند، که نابرابری‌ها را تشدید می‌کند و عدم تعادل قدرت را تقویت می‌نماید.

stability [اسم]
اجرا کردن

ثبات

Ex: Social stability is achieved through inclusive policies , respect for human rights , and effective governance that addresses the needs of diverse populations .

ثبات اجتماعی از طریق سیاست‌های فراگیر، احترام به حقوق بشر و حکمرانی مؤثر که نیازهای جمعیت‌های متنوع را برطرف می‌کند، حاصل می‌شود.

اجرا کردن

مددکاری

Ex: Social service programs often focus on addressing issues such as poverty , homelessness , mental health , and substance abuse .

برنامه‌های خدمات اجتماعی اغلب بر روی مسائلی مانند فقر، بی‌خانمانی، سلامت روان و سوء مصرف مواد تمرکز دارند.

welfare [اسم]
اجرا کردن

بهزیستی

Ex: Welfare initiatives aim to reduce poverty and inequality .
to protest [فعل]
اجرا کردن

اعتراض کردن (در ملاء عام)

Ex: The scientist protested the misinterpretation of her research findings .

دانشمند به تفسیر نادرست یافته‌های تحقیقاتی خود اعتراض کرد.

war [اسم]
اجرا کردن

درگیری

Ex: He found himself at war with his inner demons .
drug [اسم]
اجرا کردن

ماده مخدر

Ex: Many countries have strict laws and regulations in place to combat the production , distribution , and use of illicit drugs .

بسیاری از کشورها قوانین و مقررات سخت‌گیرانه‌ای برای مبارزه با تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر غیرقانونی دارند.

damage [اسم]
اجرا کردن

آسیب

Ex: His harsh words did emotional damage to her confidence .

سخنان تند او به اعتماد به نفس او آسیب عاطفی زد.

brain drain [اسم]
اجرا کردن

فرار مغزها

Ex: If the brain drain continues at its current rate , the country 's workforce will face a severe shortage of skilled professionals .

اگر فرار مغزها با همین نرخ ادامه یابد، نیروی کار کشور با کمبود شدید متخصصان ماهر مواجه خواهد شد.