فهرست واژگان سطح B1 - حقوق و سیاست
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد قانون و سیاست، مانند "مرز"، "شورا"، "انتخابات" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a set of ideas and activities involved in governing a country, state, or city

سیاست
رویکرد شهردار به سیاست بر مشارکت مردمی و تصمیمگیری شفاف متمرکز است.
someone who is competing in an election or for a job position

کاندیدا (در انتخابات), نامزد
چندین کاندیدا در انتخابات آینده برای تصدی منصب نامزد شدهاند.
a line that separates two countries, provinces, or states from each other

مرز
قاچاقچیان اغلب سعی میکنند کالاها را به طور غیرقانونی از مناطق دورافتاده در امتداد مرز عبور دهند.
the legislative body of the United States, consisting of the Senate and the House of Representatives

کنگره ایالات متحده آمریکا
رئیسجمهور در یک سخنرانی رسمی به کنگره خطاب کرد.
a group of elected people who govern a city, town, etc.

شورا, انجمن
شورای شهر علیه پروژه ساخت و ساز رأی داد.
(in the US) one of the areas into which a state is divided and has a local government of its own

شهرستان, بخش
کشاورزان محلی در شهرستان انواع محصولات از جمله ذرت، سویا و گندم کشت میکنند که به اقتصاد کشاورزی منطقه کمک میکند.
the place in which legal proceedings are conducted

دادگاه
به عنوان شاهد در دادگاه، سارا ملزم به شهادت تحت سوگند و پاسخ به سوالات مطرح شده توسط وکلا در دادگاه بود.
the job, skill, or act of managing the relationships between different countries

دیپلماسی
او در دیپلماسی به دنبال یک حرفه بود و به عنوان سفیر کار میکرد.
the process in which people choose a person or group of people for a position, particularly a political one, through voting

انتخابات, رأیگیری
کمپینهای انتخاباتی اغلب شامل ارائه پلتفرمهای نامزدها و تعامل با رأیدهندگان از طریق مناظرهها، گردهماییها و رسانهها میشود.
to choose a person for a specific job, particularly a political one, by voting

انتخاب کردن (از طریق رأیگیری)
ملت به طور جمعی تصمیم گرفت کاندیدایی را که قول تغییر مثبت داده بود انتخاب کند.
the ambassador and the staff who represent their government in a foreign country

کارمندان سفارت, اعضای سفارت
سفارت بیانیهای صادر کرد که حمله را محکوم میکند.
the group of politicians in control of a country or state

دولت
پس از انتخابات، دولت جدید وعده داد که بر کاهش بیکاری و افزایش رشد اقتصادی تمرکز کند.
a person who is in charge of a state, region, or territory

فرماندار, حاکم
او به عنوان فرماندار منطقه خود انتخاب شد.
a country's rules that all of its citizens are required to obey

قانون, حقوق
مامور پلیس قوانین ترافیک را به راننده جدید توضیح داد.
someone who is elected to be the head of a town or city

شهردار
او به عنوان اولین شهردار زن شهر انتخاب شد.
the group of elected representatives whose responsibility is to create, amend, and discuss laws or address political matters

مجلس, پارلمان
اعضای پارلمان مقررات جدید زیستمحیطی را در جلسهای پرشور مورد بحث قرار دادند.
an official political group with shared beliefs, goals, and policies aiming to be a part of or form a government

جناح, حزب
حزب برای تشکر از داوطلبان و اهداکنندگان به خاطر مشارکتهایشان، در جشن پیروزی انتخاباتی خود یک مراسم گالا برگزار کرد.
related to or involving the governance of a country or territory

سیاسی
او برای درک بهتر عملکرد دولت و سیاست عمومی، شغلی در علوم سیاسی دنبال کرد.
the leader of a country that has no king or queen

رئیسجمهور
او به عنوان اولین رئیس جمهور زن کشور سوگند یاد کرد.
a society's ordinary people

مردم, عموم
پوشش رسانهای نقش مهمی در آگاهسازی عموم دارد.
the act of making someone suffer because they have done something illegal or wrong

مجازات, تنبیه
مجازات به عنوان وسیلهای در تربیت مؤثر برای آموزش مسئولیتپذیری و پیامدهای اعمال به کودکان استفاده میشود.
a thing that someone is legally, officially, or morally allowed to do or have

حق, ذیحق، صاحب حق
حق رأی در یک جامعه دموکراتیک اساسی است.
(of law enforcement agencies) to take a person away because they believe that they have done something illegal

دستگیر کردن, بازداشت کردن
نیروهای انتظامی میتوانند افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر را دستگیر کنند.
to officially forbid a particular action, item, or practice

قدغن کردن, ممنوع کردن
پلتفرم رسانههای اجتماعی یک سیاست جدید برای ممنوعیت سخنان تنفرآمیز و محتوای تبعیضآمیز اجرا کرد.
one of the political areas with limited law-making abilities that together form a federal country, like those of Germany or the US

ایالت
ایالت نیو ساوت ولز استرالیا میزبان نشانههای معروفی مانند خانه اپرای سیدنی و کوههای آبی است.
to do a particular thing that is unlawful or wrong

(جرم یا خلاف) مرتکب شدن
مظنون به ارتکاب سرقت منزل با شکستن و ورود به چندین خانه در محله متهم شد.
to get away from captivity

فرار کردن
پرنده از قفسش فرار کرد وقتی در باز گذاشته شد.
to try to find the truth about a crime, accident, etc. by carefully examining its facts

بررسی کردن, تحقیق کردن
مقامات در حال کار برای تحقیق در مورد منبع آلودگی هستند.
to unlawfully and intentionally kill another human being

به قتل رساندن, کشتن
در محاکمه، شواهد به قصد متهم به قتل اشاره داشت.
to cause someone suffering for breaking the law or having done something they should not have

تنبیه کردن
سیاستهای شرکت معمولاً پیامدهایی را برای مجازات کارکنان به دلیل رفتار غیراخلاقی در محیط کار مشخص میکنند.
to control and be in charge of a country

حکمرانی کردن, فرمانروایی کردن
هیئت نظامی پس از یک کودتا بر کشور حکومت کرد.
someone who steals something from a person or place without using violence or threats

دزد, سارق
دزد توانست در حالی که خانواده در تعطیلات بودند به خانه نفوذ کند.
to show which candidate one wants to win in an election or which plan one supports, by marking a piece of paper, raising one's hand, etc.

رأی دادن
مردم اغلب برای شرکتکنندگان مورد علاقهشان در برنامههای واقعنمایی رای میدهند.
an official meeting where a group of people discuss a certain matter, which often continues for days

همایش, مذاکره
او تحقیقات خود را در یک کنفرانس علمی هفته گذشته ارائه داد.
a piece of cloth with a mark or pattern that stands for a country, organization, etc.

پرچم
پرچم هر کشور در اجلاس بینالمللی نمایش داده شد.
an amount of money given by law to the close relatives of a murdered victim

دیه, خونبها, پول خون
to release someone from captivity or arrest

آزاد کردن
پس از گذراندن حکم، مقامات موافقت کردند که زندانی را آزاد کنند.
the punishment of killing a criminal, which is officially ordered by a court

مجازات اعدام
بحث درباره مجازات اعدام در سراسر جهان ادامه دارد.