فهرست واژگان سطح B1 - یک بطری شیر و یک قالب شکلات
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مقادیر و ظروف، مانند "اونس"، "کارتن"، "سانتیگراد" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
related to or using a temperature scale on which water boils at 212° and freezes at 32°

فارنهایت (واحد سنجش دما)
دمای تابستان در برخی مناطق میتواند به بیش از 100 درجه فارنهایت برسد.
relating to the temperature scale where water freezes at 0° and boils at 100°

سلسیوس (واحد سنجش دما)
دانشمندان در آزمایشها سیستم سلسیوس را ترجیح میدهند.
related to or using a temperature scale on which water boils at 100° and freezes at 0°

سانتیگراد
دماهای بالاتر از 35 درجه سانتیگراد میتواند برای کار در فضای باز خطرناک باشد.
a set of twelve items

دوازده عدد, دوجین
او یک دوجین خودکار برای ذخیره کردن برای سال تحصیلی آینده سفارش داد.
a unit used to measure liquids in the United States, equivalent to approximately 3.785 liters

گالن (واحد اندازهگیری مایعات)
a unit of length equal to one-twelfth of a foot or 2.54 centimeters

اینچ (واحد سنجش طول)
"یک اینچ به چپ حرکت کن"، عکاس راهنمایی کرد.
the size, amount, or degree of one thing compared with another

مقیاس, میزان، معیار
ما باید مقیاس مشکل را قبل از تصمیمگیری در مورد یک راهحل مناسب ارزیابی کنیم.
an individual part used to build or create something

تکه, برش
مکانیک قطعات شکسته موتور را تعویض کرد و ماشین را به حالت کارکرد بازگرداند.
a small cut of a larger portion such as a piece of cake, pizza, etc.

برش, تکه
او سیب را برش زد و به او یک برش داد تا بچشد.
bread that has a particular shape and is baked in one piece, usually sliced before being served

قرص (نان), تکه
میتوانید نان را از سبد نان به من بدهید؟
a block of solid material such as chocolate or soap

قالب
آنها به او یک تخته بزرگ شکلات دادند.
something that is wrapped around a tube or shaped into one

رول, طاقه، توپ، لوله
عکاس یک رول جدید فیلم را قبل از عکاسی در دوربین قرار داد.
the quantity of things or people

تعداد
تعداد شرکتکنندگان در سمینار کمتر از حد انتظار بود که منجر به فضایی صمیمیتر شد.
a group of things sharing the same quality, usually connected to each other

دسته
او یک دسته از نامههای قدیمی را که با روبان بسته شده بودند در اتاق زیر شیروانی پیدا کرد.
a noticeably huge number or amount of a particular thing

مقدار زیاد, کلی
با پایان یافتن رویداد، یک کوه از غذای باقیمانده وجود داشت که نیاز به اهدا داشت.
a group of people or objects placed in a line

ردیف
در طول بازی، هواداران با اشتیاق از ردیف جلو برای حمایت از تیمشان تشویق کردند.
the outer part of an area or object that is furthest from the center

لبه
او انگشتش را روی لبه صفحات کتاب کشید، بافت کاغذ را احساس کرد.
any object that can be used to store something in, such as a bottle, box, etc.

محفظه, ظرف
او ظرف را با آب پر کرد.
a box made of cardboard or plastic for storing goods, especially liquid

کارتن, پاکت، جعبه
کارتن برای جلوگیری از نشت محکم بسته شده بود.
a container in which goods can be stored and safely carried around

جعبه, صندوق، محفظه
او آرایشش را در یک جعبه کوچک گذاشت تا به عروسی ببرد.
a convenient package or parcel of items, often small and commercially sold

بسته, جعبه
مسافر یک بسته کارت پستال برداشت.
a small bag typically made of paper, plastic, etc., that can contain various things, such as tea, sugar, or spices

پاکت, بسته
او ادویههای باقیمانده را در یک بستهبندی قابل بستهبندی مجدد ذخیره کرد.
a box or container in which items are packed

بسته
بسته با دستورالعملهایی برای مراقبت در حمل و نقل برچسبگذاری شده بود.
a large cup which is typically used for drinking hot beverages like coffee, tea, or hot chocolate

لیوان (دستهدار), ماگ
او یک لیوان چای به من داد در حالی که کنار آتش نشسته بودیم.
a deep round container with a handle and a very narrow opening that is used for keeping liquids, usually has a stopper or cap

بطری بزرگ
با لبخندی، بارتندر کوزه ما را با آبجوی کفآلود پر کرد و شروع یک شب جشن را نشان داد.
a container with a wide opening and a lid, typically made of glass or ceramic, used to store food such as honey, jam, pickles, etc.

شیشه (مربا، عسل و غیره)
با یک پیچش ملایم، او شیشه عسل را باز کرد، از شیرینی طلایی آن لذت برد در حالی که روی نان تستش میریخت.
a flexible container that is used to store thick liquids

لوله
نگهبان غریق با لوله پلاستیکی سوت زد.
a flat object with elevated edges, often used for holding or carrying food and drink

سینی
او از یک سینی برای حمل صبحانهاش به طبقه بالا استفاده کرد.
a container, made of metal, used for storing food or drink

قوطی, کنسرو
من قوطی نوشابه را باز کردم و با ساندویچم خوردم.
an object, usually made of wicker or plastic, with a handle for carrying or keeping things

سبد
کودکان از یک سبد برای جمعآوری تخممرغهای عید پاک در طول شکار تخممرغ سالانه استفاده کردند.
a round open container, made of plastic or metal, with a handle used for keeping or carrying things

سطل
پس از طوفان، آنها از یک سطل برای خارج کردن آبی که در زیرزمین جمع شده بود استفاده کردند.
more than enough or the amount needed

اضافی
آنها زود رسیدند تا زمان اضافی برای تاخیرهای ترافیکی در نظر بگیرند.
the highest amount, degree, or extent there is or is possible, allowed or needed

حداکثر
آسانسور وزن حداکثر 1000 کیلوگرم دارد.
the lowest amount, degree, or extent there is or is possible, allowed or required

حداقل
هتل برای اقامت حداقل دو شب در فصل تعطیلات هزینه دریافت میکند.
very little in quantity or amount

محدود
تعداد محدود صندلیها در کنسرت، بلیتها را بسیار مورد تقاضا کرد.
used to indicate that something has increased twice in number, amount, or extent

دو برابر
شرکت پیشنهاد داد که دو برابر نرخ معمول برای کار اضافه پرداخت کند.
used to show that something is as much or as many as it is needed or wanted

بهاندازه کافی
به اندازه کافی افراد در جلسه حضور داشتند تا آن را رسمی کنند.
goods in a small bag that is typically made of paper, plastic, etc.

بسته
هتل یک بسته از لوازم بهداشتی را به صورت رایگان برای هر مهمان فراهم کرد.
a small amount, quantity, or piece of something

کمی, قدری
من فقط به کمی اطلاعات نیاز دارم تا فرم را تکمیل کنم.
the quantity or the contents within a deep large container with a wide mouth and a handle

یک پارچ
برای برانچ، آنها از میموساهای تهیه شده با یک پارچ آب پرتقال تازه فشرده و شامپاین لذت بردند.
a deep round container with a handle and a curved opening, used for pouring liquids

پارچ
سنگاب قدیمی مادربزرگ، که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، ارزش احساسی فراتر از استفاده عملی آن داشت.