فهرست واژگان سطح B1 - افراد و مراحل زندگی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد افراد و مراحل زندگی، مانند "بلوغ"، "نوزاد"، "کودکی" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
the period of being an adult, characterized by physical and psychological maturity

بزرگسالی
او زمانی که به بلوغ رسید و توانست انتخابهای خود را انجام دهد، احساس آزادی کرد.
a period in one's life between puberty and adulthood

بلوغ
او در دوران نوجوانی خود با چالشهای زیادی روبرو شد.
a young person who is in the process of becoming an adult

نوجوان
بسیاری از نوجوانان با فشار برای عملکرد خوب تحصیلی مواجه میشوند.
a very young child, typically from birth to around one year old

نوزاد, بچه
در طول پرواز، مادر نوزاد خوابیده خود را در آغوش گرفت و آسایش او را تضمین کرد.
the period or state of very early childhood

نوزادی, طفولیت
خاطرات نوزادی اغلب تار هستند، اما برخی افراد ادعا میکنند که قطعاتی از تجربیات اولیه خود را به یاد میآورند.
the period or time of being a child, characterized by significant physical and emotional growth

طفولیت, کودکی
عشق امیلی به خواندن در کودکی او آغاز شد، زمانی که او برای ساعتها در کتابها گم میشد.
the period of a male's life before he reaches adulthood

دوران پسربچگی
اگرچه آنها سالها با هم صحبت نکرده بودند، اما دوستان کودکی باقی ماندند، برای همیشه با گذشته مشترکشان متصل.
the period of a female individual's life before she reaches adulthood

دوران دختربچگی
پیوندی که در دوران کودکی آنها شکل گرفته بود، همچنان قوی باقی ماند در حالی که سارا و امیلی با هم چالشهای بزرگسالی را پشت سر میگذاشتند.
the later stage of life during which a person is considered old

کهنسالی, پیری، سالمندی
جامعه بازنشسته طیف وسیعی از خدمات و فعالیتها را برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان در سنین پیری ارائه میداد.
the period during someone's life when they stop working often due to reaching a certain age

بازنشستگی
بازنشستگی به افراد فرصت میدهد تا به سرگرمیها بپردازند و استراحت کنند.
to get older

پیر شدن
حیوانات خانگی نیز پیر میشوند و نیازهای مراقبتی آنها ممکن است با افزایش سن تغییر کند.
advanced in age

پیر, سالمند
مرد مسن برای کمک به تحرک خود به چوبدست تکیه کرد.
related to parents or the role of parenting

مربوط به پدر و مادر
آنها در یک کارگاه والدین شرکت کردند تا تکنیکهای مؤثر فرزندپروری را یاد بگیرند.
brought to this world through birth

متولدشده, بهدنیاآمده
دختر تام زودتر از موعد به دنیا آمد اما به کودکی سالم و شاد تبدیل شد.
the time or period of one's life when they are not young anymore and are not old yet

میانسالی
میانسالی اغلب زمانی برای تمرکز بر رشد شخصی است.
the period during which a person is not old enough but is not young either

میانسالی
دوستان اغلب نگرانیهای سلامتی را که در میانسالی به وجود میآیند، مورد بحث قرار میدهند.
the state and quality of being mentally and behaviorally rational and sensible

پختگی
اثر هنری مری سطحی از بلوغ را نشان داد که فراتر از سن او بود و تحسین منتقدان و علاقهمندان به هنر را برانگیخت.
an infant very recently born

نوزاد
نوزاد تازه متولد شده امیلی در گهوارهاش آرام خوابیده بود، از دنیای اطرافش بیخبر.
a young child who is starting to learn how to walk

کودک نوپا
او یک کتاب تصویری برای کودک نوپا در زمان داستان خواند.
someone between the ages of 13 and 19

نوجوان
خواهر سارا یک نوجوان است، که در حال حاضر با چالشهای دبیرستان روبرو است.
a child who is between the ages of 9 and 12

کودک بین 9 تا 12 سال
خواهر کوچک امیلی یک نوجوان است که از فعالیتهایی لذت میبرد که شکاف بین کودکی و نوجوانی را پر میکنند.
the period of one's life between childhood and adulthood

جوانی
پدربزرگ جان اغلب از جوانی خود یاد میکرد و داستانهای ماجراها و درسهایی که در طول راه آموخته بود را به اشتراک میگذاشت.
a person who is advanced in age, particularly one who qualifies for discounts, services, etc. provided for elderly people

فرد سالخورده, شهروند سالخورده, سالمند
عموی تام یک سالمند است، بنابراین او قیمتهای کاهشیافته در حملونقل عمومی دریافت میکند.
intended for or related to young people, particularly in sports

جوانان
او تیم فوتبال جوانان را مربیگری میکند، به ورزشکاران جوان کمک میکند تا مهارتها و کار تیمی خود را توسعه دهند.
(used by children or when talking to them) an adult who is fully matured and responsible

فرد بالغ
امیلی مشتاق بود که بالغ شود تا بتواند تصمیمات خود را بگیرد و به دنبال رویاهایش برود.
