فهرست واژگان سطح B1 - افراد و مراحل زندگی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد افراد و مراحل زندگی، مانند "بلوغ"، "نوزاد"، "کودکی" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
adulthood [اسم]
اجرا کردن

بزرگسالی

Ex: The transition from childhood to adulthood often involves gaining independence and taking on new roles in society .

گذار از کودکی به بزرگسالی اغلب شامل کسب استقلال و پذیرش نقش‌های جدید در جامعه می‌شود.

adolescence [اسم]
اجرا کردن

بلوغ

Ex: His adolescence was marked by intense curiosity and learning .
adolescent [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: The school offered counseling services for adolescents .
infant [اسم]
اجرا کردن

نوزاد

Ex: The daycare center provides a safe and nurturing environment for infants while their parents are at work .

مرکز مراقبت روزانه محیطی امن و پرورش‌دهنده برای نوزادان فراهم می‌کند در حالی که والدینشان در محل کار هستند.

infancy [اسم]
اجرا کردن

نوزادی

Ex: Parents play a crucial role in providing care and nurturing during their child 's infancy , laying the foundation for healthy development .

والدین در ارائه مراقبت و پرورش در دوران نوزادی کودک خود نقش حیاتی دارند و پایه‌های رشد سالم را بنا می‌کنند.

childhood [اسم]
اجرا کردن

طفولیت

Ex: Tom 's childhood was filled with adventure and exploration as he roamed the forests near his home .

کودکی تام پر از ماجراجویی و کاوش بود در حالی که او در جنگل‌های نزدیک خانه‌اش پرسه می‌زد.

boyhood [اسم]
اجرا کردن

دوران پسربچگی

Ex: He dreamt of becoming an astronaut ever since his boyhood fascination with the stars .

او از کودکی شیفته ستارگان رویای فضانورد شدن را در سر می‌پروراند.

girlhood [اسم]
اجرا کردن

دوران دختربچگی

Ex: Emily 's love for reading blossomed during her girlhood , as she devoured every book she could get her hands on .

عشق امیلی به خواندن در دوران کودکی او شکوفا شد، در حالی که هر کتابی را که می‌توانست به دست آورد می‌بلعید.

old age [اسم]
اجرا کردن

کهنسالی

Ex: Emily 's love and care for her parents deepened as they entered old age , recognizing the importance of cherishing time together .

عشق و مراقبت امیلی از والدینش زمانی عمیق‌تر شد که آن‌ها وارد سن پیری شدند، و اهمیت گرامی‌داشتن زمان با هم بودن را تشخیص داد.

retirement [اسم]
اجرا کردن

بازنشستگی

Ex: Many people save for retirement using special savings accounts .

بسیاری از مردم برای بازنشستگی با استفاده از حساب‌های پس‌انداز ویژه پس‌انداز می‌کنند.

to age [فعل]
اجرا کردن

پیر شدن

Ex:

افراد با سرعت‌های مختلفی پیر می‌شوند، که تحت تأثیر ژنتیک، سبک زندگی و عوامل سلامتی قرار دارد.

elderly [صفت]
اجرا کردن

پیر

Ex: The elderly woman shared stories from her youth , reminiscing about times gone by .

زن مسن داستان‌هایی از جوانی خود به اشتراک گذاشت، با یادآوری روزهای گذشته.

parental [صفت]
اجرا کردن

مربوط به پدر و مادر

Ex: The school implemented a parental involvement program to engage parents in their children 's education .

مدرسه یک برنامه مشارکت والدین را برای درگیر کردن والدین در آموزش فرزندانشان اجرا کرد.

born [صفت]
اجرا کردن

متولدشده

Ex:

جان در یک خانواده موسیقیدان متولد شد، استعداد و اشتیاق آنها به نواختن آلات موسیقی را به ارث برد.

middle age [اسم]
اجرا کردن

میانسالی

Ex: Some people feel more confident in middle age than in their youth .
maturity [اسم]
اجرا کردن

پختگی

Ex: Emily 's parents encouraged her to demonstrate maturity by taking responsibility for her actions and decisions .

والدین امیلی او را تشویق کردند که با پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیماتش بلوغ را نشان دهد.

toddler [اسم]
اجرا کردن

کودک نوپا

Ex: The toddler ’s first words were eagerly celebrated by the whole family .

اولین کلمات نوزاد با اشتیاق توسط تمام خانواده جشن گرفته شد.

teen [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex:

دوستان ماری همگی نوجوان هستند، که علایق و سرگرمی‌های مشابهی دارند.

preteen [اسم]
اجرا کردن

کودک بین 9 تا 12 سال

Ex: Mary 's preteen cousin enjoys reading books and playing sports , exploring different interests as she grows older .

دخترخاله نوجوان مری از خواندن کتاب و ورزش کردن لذت می‌برد، و با بزرگتر شدنش علایق مختلفی را کشف می‌کند.

youth [اسم]
اجرا کردن

جوانی

Ex: Tom 's parents encouraged him to make the most of his youth , emphasizing the importance of education and personal growth .

والدین تام او را تشویق کردند که از جوانی خود نهایت استفاده را ببرد و بر اهمیت آموزش و رشد شخصی تأکید کرد.

senior [اسم]
اجرا کردن

فرد سالخورده

Ex: John 's parents are seniors and benefit from discounted healthcare services .

والدین جان سالمند هستند و از خدمات بهداشتی و درمانی تخفیف‌دار بهره‌مند می‌شوند.

junior [صفت]
اجرا کردن

جوانان

Ex: The junior league baseball game will be held on Saturday morning for players aged 12 to 14 .

بازی بیسبال لیگ جوانان صبح روز شنبه برای بازیکنان 12 تا 14 ساله برگزار می‌شود.

grownup [اسم]
اجرا کردن

فرد بالغ

Ex: As a grownup , responsibility often outweighs the whimsical freedom of childhood .

به عنوان یک بزرگسال، مسئولیت اغلب بر آزادی دمدمی مزاجانه کودکی می‌چربد.

senior [صفت]
اجرا کردن

سال‌خورده

Ex: The senior doctor at the hospital has decades of experience in treating patients and training medical students .