فهرست واژگان سطح B1 - رابطه عاشقانه

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد عشق، مانند "عاشق"، "بوسه"، "میل" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
to admire [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Children may admire superheroes for their bravery and ability to make the world a better place .

کودکان ممکن است به دلیل شجاعت و توانایی قهرمانان در بهتر کردن جهان، به آنها احترام بگذارند.

to desire [فعل]
اجرا کردن

میل جنسی داشتن (به کسی)

Ex: I can tell that he desires you by the way he looks at you .

من می‌توانم بگویم که او تو را می‌خواهد از نحوه نگاهش به تو.

to embrace [فعل]
اجرا کردن

در آغوش کشیدن

Ex: He could n't help but embrace his pet dog with affection when he returned home from work .

او نتوانست وقتی از سر کار به خانه بازگشت، سگ خانگی خود را با محبت در آغوش نکشد.

to flirt [فعل]
اجرا کردن

لاس زدن

Ex: Online dating platforms sometimes involve users who flirt without seeking a serious commitment .

پلتفرم‌های دوستیابی آنلاین گاهی شامل کاربرانی می‌شوند که فلرت می‌کنند بدون اینکه به دنبال تعهد جدی باشند.

to want [فعل]
اجرا کردن

(به کسی) علاقه‌‌مند بودن (از نظر جنسی)

Ex: I 've been wanting to be with you for so long .
to kiss [فعل]
اجرا کردن

بوسیدن

Ex: Last night , they kissed under the stars on the beach .

دیشب، آنها زیر ستاره‌ها در ساحل بوسیدند.

kiss [اسم]
اجرا کردن

بوسه

Ex: In a moment of tenderness , he pressed a gentle kiss on her hand , cherishing the connection between them .

در لحظه‌ای از محبت، او یک بوسه ملایم بر دستش فشرد، پیوند بین آنها را گرامی داشت.

lover [اسم]
اجرا کردن

دلداده

Ex: Despite being deeply in love , they chose not to marry and remained each other 's lovers for years .
date [اسم]
اجرا کردن

دوست‌پسر/دختر

Ex: He asked his crush to be his date to the school dance , hoping she would say yes .
hug [اسم]
اجرا کردن

بغل‌کردن

passion [اسم]
اجرا کردن

علاقه شدید (جنسی)

Ex: Their shared passion ignited a fire that burned brightly in their hearts , drawing them closer with each passing moment .
crush [اسم]
اجرا کردن

علاقه

Ex: He confessed his crush to his best friend .
baby [حرف ندا]
اجرا کردن

عزیزم

Ex:
honey [حرف ندا]
اجرا کردن

عسلم

Ex: Honey , I 'm home !
sweetheart [حرف ندا]
اجرا کردن

عزیزم

Ex:

نگران نباش، عزیزم، همه چیز خوب میشه.

blind date [اسم]
اجرا کردن

قرار عاشقانه بدون آشنایی قبلی

Ex: Blind dates can be awkward if there ’s no chemistry between the two people .

ملاقات های ناشناس می‌توانند ناخوشایند باشند اگر بین دو نفر هیچ جاذبه‌ای نباشد.

double date [اسم]
اجرا کردن

قرار چهارنفره

Ex: We went out one night on a double date and it turned out to be a fair evening for me .

ما یک شب برای یک دیت دو نفره بیرون رفتیم و برای من عصر خوبی بود.

fond [صفت]
اجرا کردن

عاشق

Ex: The dog seemed fond of the visitors and wagged its tail excitedly .
Valentine [اسم]
اجرا کردن

محبوب

Ex: Jason surprised his girlfriend by whisking her away on a romantic getaway for Valentine 's Day , making her feel like the luckiest valentine in the world .

جیسون با بردن دوست دخترش به یک فرار عاشقانه برای روز ولنتاین، او را شگفت زده کرد و باعث شد که او احساس کند خوش‌شانس‌ترین ولنتاین در جهان است.

romance [اسم]
اجرا کردن

رابطه عاشقانه

Ex: The couple ’s romance was evident in the way they looked at each other and held hands .

رمانس زوجین در نحوه نگاه کردن و دست گرفتن یکدیگر آشکار بود.

romantic [صفت]
اجرا کردن

رمانتیک

Ex: Her romantic gesture of flowers and chocolates won his heart .
attraction [اسم]
اجرا کردن

علاقه، کشش

Ex: The attraction between them grew stronger with each passing day .