فهرست واژگان سطح B1 - رابطه عاشقانه
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد عشق، مانند "عاشق"، "بوسه"، "میل" و غیره را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to express respect toward someone or something often due to qualities, achievements, etc.

تحسین کردن, احترام قائل شدن
بسیاری از مردم به دلیل توانایی هنرمند در خلق آثار هنری زیبا و معنادار، تحسین میکنند.
to be sexually attracted to someone

میل جنسی داشتن (به کسی), خواستن
او بیش از هر کس دیگری به او میل دارد.
to hold someone tightly in one's arms, especially to show affection

در آغوش کشیدن, بغل کردن
مادر پس از بازگشت از یک سفر طولانی فرزندش را محکم در آغوش کشید.
to behave in a way that shows a person is only sexually drawn to someone, with no serious intention of starting a relationship

لاس زدن
برخی افراد در رویدادهای اجتماعی به صورت معمولی فلرت میکنند بدون اینکه انتظار یک ارتباط عمیقتر را داشته باشند.
to sexually desire someone

(به کسی) علاقهمند بودن (از نظر جنسی)
او نمیتوانست از خواستن او خودداری کند به محض اینکه وارد اتاق شد.
to touch someone else's lips or other body parts with one's lips to show love, sexual desire, respect, etc.

بوسیدن
همین حالا، زوج جوان زیر نور ماه بوسه میزنند.
a gentle touch with the lips, especially to show respect or liking

بوسه
او یک بوسه بازیگوشانه روی بینی او دزدید، که باعث خنده ای شد که در اتاق طنین انداز شد.
one of the partners in a romantic or sexual relationship, without being married to each other

دلداده
او نمیتوانست فکر دور بودن معشوقش را برای مدت طولانی تحمل کند و مشتاقانه منتظر دیدار بعدی آنها بود.
a person who accompanies another individual in a romantic or social context

دوستپسر/دختر
او قرار خود را به عنوان همراه به عروسی آورد و او را به دوستان و خانواده معرفی کرد.
the act of closely holding someone in one's arms, usually as a sign of affection

بغلکردن, درآغوشکشیدن
sexual love to a great amount

علاقه شدید (جنسی)
شور و شوق به آنها امکان داد تا ارتباطی عمیق کشف کنند که از مرزهای فیزیکی فراتر میرفت و روحهایشان را در پیوندی شکستناپذیر از عشق و میل متحد میکرد.
a brief or intense romantic infatuation

علاقه, خاطرخواهی
اولین عشق نافرجام او را عصبی و خجالتی کرد.
used to address a person one loves, especially one's husband, wife, or partner

عزیزم, جیگرم
دوستت دارم، عزیزم.
used to address an individual one loves, particularly one's romantic partner, wife, husband, etc.

عزیزم
عزیزم, یادت بود به گربه غذا بدی؟
used to address a person that one loves, particularly one's child, husband, wife, etc.

عسلم, عزیزم
عزیزم، کلیدهایم را دیدهای؟
used to address a loved one in an affectionate manner

عزیزم, عشقم
بدون تو کجا بودم، عزیزم؟ تو همه چیز را بهتر میکنی.
a romantic date with a person one has not met before

قرار عاشقانه بدون آشنایی قبلی, قرار کورکورانه
آیا تا به حال به یک دیدار ناشناس میروی؟
the occasion on which two couples go on a date together

قرار چهارنفره
ما یک شب برای یک دیت دو نفره بیرون رفتیم و برای من عصر خوبی بود.
having a strong liking, preference, or affection for something or someone

عاشق, دوستدار
من پس از شرکت در یک کنسرت به موسیقی کلاسیک علاقهمند شدم.
a person that one loves or is attracted to and sends a love letter to, often without signing it, on Valentine's Day

محبوب, معشوق
دیوید نمیتوانست صبر کند تا به بهترین دوستش، راشل، بگوید که به طور پنهانی احساساتی برای او دارد و میخواهد او والنتاین او باشد.
the affectionate relationship between two partners

رابطه عاشقانه, عشق و عاشقی
فیلم داستان یک عشق سریع و پر شور بین دو غریبه را روایت میکند که در قطار با هم ملاقات میکنند.
describing affections connected with love or relationships

رمانتیک
او برای او یک نامه عاشقانه نوشت که احساساتش را بیان میکرد.
to feel a romantic or sexual interest toward a person

مجذوب کسی شدن
a feeling of liking a person, particularly in a sexual way

علاقه، کشش
جاذبه متقابل آنها از نحوه نگاه کردنشان به یکدیگر آشکار بود.