فهرست واژگان سطح B1 - لوازم منزل و مبلمان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد لوازم خانگی و مبلمان، مانند "آبمیوه گیری"، "غذاساز"، "ظروف نقره" و غیره را یاد خواهید گرفت. آماده شده برای زبان آموزان سطح B1.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
mattress [اسم]
اجرا کردن

تشک

Ex: The mattress is too soft for me ; I need one with more support .

تشک برای من خیلی نرم است؛ به یکی با حمایت بیشتر نیاز دارم.

radiator [اسم]
اجرا کردن

رادیاتور

Ex: He stood next to the radiator to warm his hands after coming in from the cold .

او کنار رادیاتور ایستاد تا بعد از آمدن از سرما دست‌هایش را گرم کند.

freezer [اسم]
اجرا کردن

فریزر

Ex: The freezer door was left open , causing the food to thaw .

درب فریزر باز گذاشته شد، که باعث ذوب شدن غذا شد.

اجرا کردن

زباله‌خردکن

Ex: She turned on the garbage disposal to grind up the vegetable peels and coffee grounds .

او خردکن زباله را روشن کرد تا پوست سبزیجات و تفاله قهوه را خرد کند.

اجرا کردن

زودپز

Ex: He prepared tender meat using the pressure cooker .

او با استفاده از زودپز گوشت نرمی آماده کرد.

اجرا کردن

غذاساز

Ex: The recipe suggests using a food processor to shred the carrots .

دستور پخت استفاده از خوراک‌پز برای رنده کردن هویج‌ها را پیشنهاد می‌کند.

juicer [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه‌گیری (دستگاه)

Ex: The juicer quickly turned the carrots into a smooth drink .

آبمیوه‌گیری به سرعت هویج را به یک نوشیدنی نرم تبدیل کرد.

flatware [اسم]
اجرا کردن

قاشق و کارد و چنگال

Ex: Proper etiquette dictates placing your flatware on the side of your plate to signal that you have finished your meal .

آداب معاشرت مناسب حکم می‌کند که وسایل غذاخوری خود را در کنار بشقاب قرار دهید تا نشان دهید که غذای خود را تمام کرده‌اید.

chopstick [اسم]
اجرا کردن

چوب غذاخوری

Ex:

در فرهنگ چینی، اشاره یا حرکت دادن با چوب‌های غذاخوری هنگام غذا خوردن بی‌ادبی محسوب می‌شود.

ladle [اسم]
اجرا کردن

ملاقه

Ex: The ladle had a hook on the handle for easy storage .

کفگیر یک قلاب روی دسته داشت برای نگهداری آسان.

mower [اسم]
اجرا کردن

ماشین چمن‌زنی

faucet [اسم]
اجرا کردن

شیر (آب یا گاز)

Ex: Make sure to turn off the faucet completely to save water .

مطمئن شوید که شیر را کاملاً بسته‌اید تا آب ذخیره شود.

vase [اسم]
اجرا کردن

گلدان

Ex: The florist carefully selected a tall , slender vase to complement the long stems of the roses .

گلفروش با دقت یک گلدان بلند و باریک را انتخاب کرد تا مکمل ساقه‌های بلند گل‌های رز باشد.

blind [اسم]
اجرا کردن

کرکره

Ex:

کودک پرده را پایین کشید تا پنجره را بپوشاند.

couch [اسم]
اجرا کردن

مبل راحتی

Ex: I found a cozy spot on the couch to catch up on my favorite TV shows .

من یک جای دنج روی مبل پیدا کردم تا برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه‌ام را تماشا کنم.

sofa bed [اسم]
اجرا کردن

مبل تختخواب‌شو

Ex: We bought a new sofa bed that matches the living room decor , and it 's very comfortable to sleep on .

ما یک مبل تختخوابشو جدید خریدیم که با دکوراسیون اتاق نشیمن مطابقت دارد، و خوابیدن روی آن بسیار راحت است.

thermostat [اسم]
اجرا کردن

ترموستات

Ex: With a programmable thermostat , you can set specific temperature settings for different times of the day to optimize energy usage .

با یک ترموستات قابل برنامه‌ریزی، می‌توانید تنظیمات دمایی خاصی را برای زمان‌های مختلف روز تنظیم کنید تا مصرف انرژی بهینه شود.

brush [اسم]
اجرا کردن

فرچه

Ex: The janitor carried a broom and a brush for cleaning different surfaces .

سرایدار یک جارو و یک برس برای تمیز کردن سطوح مختلف حمل می‌کرد.

microwave [اسم]
اجرا کردن

ماکروفر

Ex: Always be careful when removing items from the microwave , as they can be very hot .

همیشه هنگام خارج کردن وسایل از مایکروویو مراقب باشید، زیرا می‌توانند بسیار داغ باشند.

rug [اسم]
اجرا کردن

قالیچه

Ex: The soft rug in the living room adds warmth to the space .

فرش نرم در اتاق نشیمن به فضا گرمی می‌بخشد.