واژگان ضروری برای TOEFL - شرایط فیزیکی و آسیب‌ها

در اینجا برخی از کلمات انگلیسی درباره شرایط فیزیکی و آسیب‌ها، مانند "زخم"، "چاقی"، "سرگیجه" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
allergy [اسم]
اجرا کردن

حساسیت

Ex: The child 's allergy to pollen causes him to have severe hay fever symptoms every spring .

آلرژی کودک به گرده‌ها هر بهار باعث بروز علائم شدید تب یونجه در او می‌شود.

nausea [اسم]
اجرا کردن

حالت تهوع

Ex: The medication caused him to feel intense nausea shortly after taking it .

دارو باعث شد که او بلافاصله پس از مصرف آن تهوع شدیدی احساس کند.

wound [اسم]
اجرا کردن

زخم

Ex: The doctor stitched up the wound to help it heal faster .

پزشک زخم را بخیه زد تا به بهبود سریع‌تر آن کمک کند.

bruise [اسم]
اجرا کردن

کبودی

Ex: The doctor examined the bruise on the child ’s arm and reassured the parents that it was a common injury that would heal on its own .

پزشک کبودی روی بازوی کودک را بررسی کرد و به والدین اطمینان داد که این یک آسیب شایع است که به خودی خود بهبود می‌یابد.

scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

migraine [اسم]
اجرا کردن

میگرن

Ex: He ’s been getting frequent migraines lately , especially after long hours at the computer .

او اخیراً دچار میگرن های مکرر شده است، به ویژه پس از ساعات طولانی کار با کامپیوتر.

obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
dependent [صفت]
اجرا کردن

معتاد

Ex:

بیمار برای مدیریت وضعیت خود به دارو وابسته است.

unconscious [صفت]
اجرا کردن

بیهوش

Ex: He was unconscious after hitting his head in the fall .

او پس از برخورد سرش در سقوط هوشیاری خود را از دست داده بود.

to vomit [فعل]
اجرا کردن

بالا آوردن

Ex: After the roller coaster ride , some people vomited due to motion sickness .

بعد از سواری ترن هوایی، برخی از افراد به دلیل بیماری حرکت استفراغ کردند.

dizzy [صفت]
اجرا کردن

دچار سرگیجه

Ex: Vertigo can make individuals feel dizzy as if the room is spinning around them .

سرگیجه می‌تواند باعث شود افراد احساس سرگیجه کنند گویی اتاق به دور آنها می‌چرخد.

to faint [فعل]
اجرا کردن

از حال رفتن

Ex: She often faints at the sight of needles , making medical appointments challenging .

او اغلب با دیدن سوزن‌ها غش می‌کند، که این امر قرارهای پزشکی را چالش‌برانگیز می‌کند.

to swell [فعل]
اجرا کردن

متورم شدن

Ex: The injured area is currently swelling due to the inflammation response .

ناحیه آسیب دیده در حال حاضر به دلیل پاسخ التهابی متورم می‌شود.

to shiver [فعل]
اجرا کردن

لرزیدن (از سرما، ترس و...)

Ex: The child shivered in the snow while waiting for the bus .
to collapse [فعل]
اجرا کردن

غش کردن

Ex: Severe dehydration can lead to dizziness and cause individuals to collapse .

کم‌آبی شدید می‌تواند منجر به سرگیجه شود و باعث غش کردن افراد شود.

coma [اسم]
اجرا کردن

کما

Ex: He emerged from a coma but struggled with memory loss .

او از کما خارج شد اما با از دست دادن حافظه دست و پنجه نرم کرد.

outbreak [اسم]
اجرا کردن

شیوع

Ex: The scientist studied the outbreak to understand its cause and spread .

دانشمند شیوع را برای درک علت و گسترش آن مطالعه کرد.

to infect [فعل]
اجرا کردن

بیمار کردن

Ex: Last month , the outbreak quickly infected a significant number of people .

ماه گذشته، شیوع بیماری به سرعت تعداد قابل توجهی از افراد را آلوده کرد.

feverish [صفت]
اجرا کردن

تب‌دار

Ex: The doctor recommended rest and fluids to manage his feverish condition .

پزشک استراحت و مایعات را برای مدیریت وضعیت تبدار او توصیه کرد.

to develop [فعل]
اجرا کردن

دچار شدن (بیماری یا مشکل)

Ex: Poor dental hygiene led him to develop cavities and gum disease , requiring dental intervention .

بهداشت ضعیف دندان باعث شد او دچار پوسیدگی دندان و بیماری لثه شود، که نیاز به مداخله دندانپزشکی داشت.

severe [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: The building suffered severe damage from the earthquake .

ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.

acute [صفت]
اجرا کردن

وخیم (بیماری)

Ex: Sarah 's acute allergic reaction to peanuts caused her throat to swell rapidly , requiring immediate medical attention .

واکنش آلرژیک حاد سارا به بادام زمینی باعث شد گلویش به سرعت متورم شود و نیاز به مراقبت فوری پزشکی داشت.

to sprain [فعل]
اجرا کردن

پیچ خوردن

Ex: She often sprains her foot during long walks .

او اغلب در پیاده‌روی‌های طولانی پایش را پیچ می‌دهد.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

epidemic [اسم]
اجرا کردن

اپیدمی

Ex: The government launched a vaccination campaign during the epidemic .

دولت در طول اپیدمی یک کمپین واکسیناسیون راه اندازی کرد.

pandemic [اسم]
اجرا کردن

بیماری همه‌گیر

Ex: During pandemics , healthcare systems face an enormous strain from the surge in patients .

در طول همه‌گیری‌ها، سیستم‌های بهداشتی با فشار عظیمی از افزایش بیماران مواجه می‌شوند.