واژگان ضروری برای TOEFL - شرایط فیزیکی و آسیبها
در اینجا برخی از کلمات انگلیسی درباره شرایط فیزیکی و آسیبها، مانند "زخم"، "چاقی"، "سرگیجه" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a medical condition in which one's body severely reacts to a specific substance if it is inhaled, touched, or ingested

حساسیت, آلرژی
پس از تماس با گربه، او به دلیل حساسیت به حیوانات خانگی دچار واکنش آلرژیک شد.
the feeling of discomfort in the stomach, often with the urge to vomit

حالت تهوع
تهوع یک عارضه جانبی رایج درمان شیمیدرمانی است.
an injury inflicted on the body especially one that seriously damages the skin or the flesh

زخم, جراحت
حتی پس از سالها، زخم قدیمی هنوز در هوای سرد درد میکرد.
an injury on the skin that appears as a dark mark, caused by a blow involving the rupture of vessels underneath

کبودی
او از نشان دادن کبودی روی پهلو به دوستانش خجالت میکشید، یادآوری بیدستی او در یک مسابقه فوتبال اخیر.
a mark that is left on one's skin after a wound or cut has healed

جای زخم
جای زخمها همچنین میتوانند اهمیت عاطفی داشته باشند، به عنوان یادآوری تجربیات گذشته یا تروما عمل میکنند.
a severe recurring type of headache, particularly affecting one side of the head, and often causing visual disturbances and nausea

میگرن
او در تلاش است تا از محرکهایی که میتوانند باعث میگرن شوند، مانند برخی غذاها، اجتناب کند.
the condition of having such a high amount of body fat that it becomes very dangerous for one's health

چاقی مفرط
چاقی نیازمند رویکردی چندوجهی است که شامل ترویج عادات غذایی سالم، فعالیت بدنی منظم و اقدامات جامعهای میشود.
not able to stop taking or using something

معتاد
برخی از افراد برای تحریک مداوم به تلفنهای خود وابسته میشوند.
to take an excessive and dangerous amount of a drug or medicine

بیشازحد مصرف کردن, اوردوز کردن
پزشکان در مورد خطرات اوردوز هر دارویی هشدار میدهند.
(of a person) unresponsive and unaware of the surroundings, usually due to an illness or injury

بیهوش
تصادف او را بیهوش و ناتوان از واکنش گذاشت.
to eject what has been eaten or drunk through the mouth

بالا آوردن, استفراغ کردن
در حال حاضر، او احساس تهوع دارد و ممکن است به زودی استفراغ کند.
unable to keep one's balance and feeling as though everything is circling around one, caused by an illness or looking down from a high place

دچار سرگیجه, منگ
برخی داروها ممکن است عوارض جانبی مانند سرگیجه و خوابآلودگی در برخی بیماران ایجاد کنند.
to suddenly lose consciousness from a lack of oxygen in the brain, which is caused by a shock, etc.

از حال رفتن, غش کردن، ضعف کردن
دیشب، او به طور غیرمنتظرهای در طول فیلم ترسناک از هوش رفت.
a sudden episode in which the body shakes uncontrollably

تشنج, حمله
او در طول یک حمله از پا درآمد.
to become rounder or larger, particularly due to an increase in the amount of fluid

متورم شدن, باد کردن
پس از پرواز طولانی، مچ پاهایش به دلیل گردش خون ضعیف متورم شد.
to shake slightly and repeatedly because of cold

لرزیدن (از سرما، ترس و...), به رعشه افتادن
آنها تمام شب زیر پتوهای نازک میلرزیدند.
to become sick again after an improvement in one's health

دوباره بیمار شدن, پسرفت کردن
(of a person) to fall and become unconscious

غش کردن, از حال رفتن
آنفولانزا او را به حدی ضعیف کرد که پس از غش کردن در خانه مجبور به بستری شدن در بیمارستان شد.
a state of deep unconsciousness, typically of a long duration and caused by a serious injury or severe illness

کما, اغما
تیم پزشکی سخت کار کرد تا علت کما او را مشخص کند.
the unexpected start of something terrible, such as a disease

شیوع, همهگیری، فراگیری
شیوع آتشسوزیهای جنگلی باعث تخلیههای اضطراری در سراسر منطقه شد.
to transmit a disease to a person, animal, or plant

بیمار کردن, آلوده کردن
اگر اقدامات احتیاطی مناسب انجام نشود، احتمالاً ویروس افراد بیشتری را آلوده خواهد کرد.
having or caused by a fever

تبدار
وضعیت تبدار او والدینش را بر آن داشت تا در مرکز مراقبتهای فوری به دنبال مراقبتهای پزشکی باشند.
a secondary health condition that makes the treatment of the existing condition harder

عوارض, بیماری ثانوی
to start to have a particular disease or problem

دچار شدن (بیماری یا مشکل)
قرار گرفتن طولانی مدت در معرض نور خورشید بدون محافظت باعث شد او در چهل سالگی سرطان پوست توسعه دهد.
very harsh or intense

شدید
او به دلیل اقداماتش با انتقادات شدید روبرو شد.
(of an illness) suddenly becoming severe but for a short time

وخیم (بیماری)
امیلی پس از تجربه سرفه ناگهانی، درد قفسه سینه و تنفس دشوار، به برونشیت حاد تشخیص داده شد.
a small cut on the skin caused by something sharp, like a fingernail, thorn, or rough surface

خراشیدگی, خراش
(of a ligament) to be suddenly twisted, which results in much pain

پیچ خوردن, رگبهرگ شدن
او به دلیل مفاصل ضعیف به راحتی پایش را رگ به رگ میکند.
severe physical or mental pain

درد شدید, رنج
بیماران با سوختگیهای شدید اغلب در طول درمان درد شدیدی را تجربه میکنند.
the rapid spread of an infectious disease within a specific population, community, or region, affecting a significant number of individuals at the same time

اپیدمی, شیوع بیماری همهگیر
اپیدمی فشار زیادی بر سیستم بهداشتی وارد کرد.
a disease that spreads across a large region or even across the world

بیماری همهگیر, پاندمی
همهگیریها میتوانند به دلیل افزایش سفرهای بینالمللی و شبکههای تجاری، بیماری را در سطح جهانی گسترش دهند.
